🎒 روایت مشهد ۱۲
صبح جمعه رو با سلام به امام عصر شروع کردیم؛ السلام علیک یا بقیّةالله. یکی از رفقا پیام داد: «فلانی، بلاگر شدی؟» گفتم نههههه… بلاگر چیه؟ روایتگــــرم؛ مثل شهید حسن باقری که روزنوشتهای جبهه رو مینوشت و حسّ و حالش رو منتقل میکرد.
مثلا ببینید: الان که از شاهرود رد میشیم، هوا یخـــه! ولی همینجا سگها و گربههای پشمالوی منطقه رو میبینی که چقدر قشنگ با طبیعت هماهنگن… کارِ خدا بینهایت دقیق و ظریفه.
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
🎒روایت مشهد ۱۳
این روزا هرجا میشینی––زیر آسمون خدا––سگ و گربهها فوراً پیداشون میشه!
میخوای با خانواده یه لقمه بخوری، دو دقیقه نفس بکشی، چه پارک چه بیابون… یهو میبینی دوروبرت پر شده!
راستش خودمون طبیعتو بهم زدیم. الکی به این حیوانات غذا دادیم و حالا تو شهر و حاشیهها یه معضل درست شده واقعاًاا… هم اعتقادات ما و هم علم روز مخالف اینکاره.
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
🎒روایت مشهد ۱۴
چند وقتیــــه به تفاوتای بچهها فکر میکنم… از قشنگیهای کار خداست که تو یه خونواده، روحیهها در حد لالیگا با هم فرق دارن! یکی نیمروی سفــــت میخواد، یکی شــــل… بیچاره مادر! اصلاً زندگی میشه معجون سلیقهها 😄
محمدحسین شبها راحت میخوابه، ولی نجمه بیشتر روزخوابه و صبحها دلش نمیخواد از رختخواب جدا شه. تو سفرم باید همین تفاوتارو دید و تا جایی که میشه به خواستههای هرکدوم رسید.
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
🎒روایت مشهد ۱۵
نماز بارانِ پنجشنبه توی صحن پیامبر اعظم یه حالوهوای خالص و خدایی داشت… همه با هم، یکدل، با تواضع و خُضوع ایستاده بودیم. این نماز همیشه با توبه گره خورده؛ و #همیشه اول از همه مؤمنین باید زودتر و بیشتر توبه کنن…
یه نکته تربیتیِ قشنگ هم داره؛ ما پدر و مادرهااا باید همیشه یه قدم جلوتر از بچههامون باشیم… تو ایمان، عمل، صداقت، رفتار و گفتار… همونجوری که ازشون انتظار داریم، اول باید خودمون عامل باشیم.
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
🎒روایت مشهد ۱۶
تو نماز بارون… محمدحسین با همون تبش بلند شد، یه رکعت وایستاد، دستاشو برد بالااا… قنوووت… خدایااا به حق دستای پاک بچهها رحمتت رو بفرست…
حالا که هفتسالِ دومه، دغدغهٔ نماز خوندنش جدیتر شده؛ باید کلی نکته رو باهم ببینم… هم فرصت دستورگیری داره، هم نباید حس کنه ما جای اون تصمیم میگیریم…
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
سلام و روز بخیر
❇️اگه قراره لطفی از خدا برسه، باید مردم مومن، زودتر و بیشتر استغفار و توبه کنند.
«مردم! از خدا آمرزش بخواهید و بهسویش برگردید تا بارانهای پیدرپی برایتان بفرستد و تواناییهایتان را بیش از پیش کند. پس با آلودهشدن به گناه، از خیرخواهیهایم رو برنگردانید.» (۵۲هود)
🔻🔻🔻
استغفار= پشیمانی و ندامت
توبه= بنای جبران و عزم بندگی
#کافه_المیزان
🎒روایت مشهد ۱۷
تو آداب نماز بارون گفتن یه روز امامرضا علیهالسلام، تو مشهد نماز بارون خوندن و ابرها یکییکی رد میشدن… حضرت میفرمودن اینا برای جای دیگست(صبورباشید)، تا بالاخره ابرای مشهد رسیدن و بارونِ رحمت نازل شد.
یه نکته دیگه هم اینکه موقع نماز، بچهها رو از مادر جدا کنین تا ناله بزنند؛ نالهٔ کودک خودش دعوتِ رحمتــه… کودک، گریه، رحمت… 😔
بیایدخوبباشیـــم :)
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
🎒روایت مشهد ۱۸…
یکی از هدفهام این بود رواق کودک حرم رو از نزدیک ببینم، ولی نرسیدم. قبلاً نقد جدی داشتم که فقط یه ربع بچهها رو نگه میداشتن… اما الان تو اطلاعاتش نوشته تا یه ساعتـــم همراهی میکنن! جای خوبیه و امیدوارم گسترشش بدن…
میگمااا… خدایا فقط کاری کن هیچوقت تولیت حرم نشم! وگرنه یکی از صحن ها رو میکنم خونهبازی بچههااا… :)
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴