✨
این روزها دلم میان شلوغی دنیا گم شده…
گاهی لبخند میزنم، اما ته دلم بغضیست که فقط “او” میداند.
خستهام از آدمها، از تظاهر، از دلهایی که زود میرنجند و زود میروند.
مینشینم گوشهای و آرام میگویم:
«خدایا، خودت باش پناه دلم…»
شاید این شبها فقط با یاد “آقا” آرام میگیرم،
با خیال دستی که روزی خواهد آمد و
تمام این تاریکیها را روشن میکند…
🌙🤍
اللهم عجل لولیک الفرج
امروز خم شدم
و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمده بود
آرام گفتم :چیزی را از دست نداده ای
- راستش ما اونجوری کہ دلمون میخواست
زندگی نکردیم ...
ما همیشہ جوری زندگی کردیم کہ مجبور بودیم .
آقا من اصلا عصبی ، بداخلاق ، زودرنج ، من انبار باروت ، ولی توهم تا کبریت نکشی که اتیش نمیگیرم .
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم:
«دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید.»
رو ندهید به غصه هایتان !
رو که دادید کارتان تمام است
در قلبتان ریشه میکند
دردش میزند
به لبانتان
و از کار میاندازد
خندهایتان را 🌱 .