امشب که تجمع تموم شد، دو تا کوچولو (یه دختر و یه پسر) اومدن پیشم بازی کنن.
وقتی میدیدن حواسم پرت میشه، با هیجان میرفتن نزدیکتر و منو میترسونَدن😄😂
منم آخرش دیگه دست گذاشتم روی اعصابشون و شروع کردم به همون بازی… ترسوندمشونم که قشنگ یادم نره!
آخرش هم رفتن پشتِ المانِ میدون قایم شدن… و منم پیداشون کردم و دوباره ترسوندمشون 😔😂
کلاً یه بازیِ بامزه و بامزهتر از اونِ کوچولوها بود!:)