امشب که تجمع تموم شد، دو تا کوچولو (یه دختر و یه پسر) اومدن پیشم بازی کنن.
وقتی میدیدن حواسم پرت میشه، با هیجان میرفتن نزدیکتر و منو میترسونَدن😄😂
منم آخرش دیگه دست گذاشتم روی اعصابشون و شروع کردم به همون بازی… ترسوندمشونم که قشنگ یادم نره!
آخرش هم رفتن پشتِ المانِ میدون قایم شدن… و منم پیداشون کردم و دوباره ترسوندمشون 😔😂
کلاً یه بازیِ بامزه و بامزهتر از اونِ کوچولوها بود!:)
باشه باشه باشه باشه باشه باشه خانمِ طرید.
بدون ما بخور، عکساشو اینجا بزار، دل چهار تا ادم مومن بیپول مثل منو بسوزون. فک کردی آتیش جهنم ولت میکنه؟ کور خوندی. سر پل صراط تا اون کاسهی ترشکو بهم ندی ولت نمیکنم. یا همین امشب بهم بده، چون پل صراط جای جالبی برای دعواهای فیزیکی نیست.😔
طرید
باشه باشه باشه باشه باشه باشه خانمِ طرید. بدون ما بخور، عکساشو اینجا بزار، دل چهار تا ادم مومن بیپو
😂😂😂
میخرم برات دوست منننن🦦
آقاجان من، امام رضا...چقدر دلم برایت تنگ شده...برای صحن روشن حرم،برای بوی گنبد،برای آن لحظهای که آدم خودش را در میان آرامش نگاه تو گم میکند.آقاجان...گاهی دلتنگی آنقدر زیاد میشود که آدم نه میتواند حرف بزند،نه میتواند گریه کند. فقط آرام اسم تو را زیر لب میآورد و دلش را به ضریح نرفتهای تکیه میدهد.من دلم برایت تنگ شده، برای مهربانی بیپایانت، برای آن حس امنی که فقط کنار تو در دل آدم مینشیند.دلم تنگ شده برای روزی که برسم، سرم را پایین بیاورم،و همهی خستگیام در یک سلام آرام شود. آقا جان من، تو از دور هم پناه دل خستهای. چه برسد به وقتی که آدم روبهروی ضریحت بایستد و تمام بغضهایش آرامآرام باز شوند. امام مهربانم...اگر راهی مانده، اگر وقتی مانده، اگر دل من هنوز حق رسیدن دارد،من را به حرم بخوان. به همان جایی که دل، دیگر دلتنگ نیست؛ مطمئن است که خانهاش را پیدا کرده.
-طرید
چه سخت است باور رفتنت، ای خادمالرضا. چقدر به بودنت، به نفسهایت در مسیر خدمت، به آن ارادهی پولادین برای گرهگشایی از کار مردم، نیاز داشتیم. دلهایمان برایت تنگ است. ما تو را دوست داشتیم، نه برای جایگاهت، که برای قلب بزرگی که به عشق مردم و وطن میتپید. یادت، خاطرت، و راهت همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند. روحت شاد.
دومین سال از نبودنت.🖤
-طرید