باشه باشه باشه باشه باشه باشه خانمِ طرید.
بدون ما بخور، عکساشو اینجا بزار، دل چهار تا ادم مومن بیپول مثل منو بسوزون. فک کردی آتیش جهنم ولت میکنه؟ کور خوندی. سر پل صراط تا اون کاسهی ترشکو بهم ندی ولت نمیکنم. یا همین امشب بهم بده، چون پل صراط جای جالبی برای دعواهای فیزیکی نیست.😔
طرید
باشه باشه باشه باشه باشه باشه خانمِ طرید. بدون ما بخور، عکساشو اینجا بزار، دل چهار تا ادم مومن بیپو
😂😂😂
میخرم برات دوست منننن🦦
آقاجان من، امام رضا...چقدر دلم برایت تنگ شده...برای صحن روشن حرم،برای بوی گنبد،برای آن لحظهای که آدم خودش را در میان آرامش نگاه تو گم میکند.آقاجان...گاهی دلتنگی آنقدر زیاد میشود که آدم نه میتواند حرف بزند،نه میتواند گریه کند. فقط آرام اسم تو را زیر لب میآورد و دلش را به ضریح نرفتهای تکیه میدهد.من دلم برایت تنگ شده، برای مهربانی بیپایانت، برای آن حس امنی که فقط کنار تو در دل آدم مینشیند.دلم تنگ شده برای روزی که برسم، سرم را پایین بیاورم،و همهی خستگیام در یک سلام آرام شود. آقا جان من، تو از دور هم پناه دل خستهای. چه برسد به وقتی که آدم روبهروی ضریحت بایستد و تمام بغضهایش آرامآرام باز شوند. امام مهربانم...اگر راهی مانده، اگر وقتی مانده، اگر دل من هنوز حق رسیدن دارد،من را به حرم بخوان. به همان جایی که دل، دیگر دلتنگ نیست؛ مطمئن است که خانهاش را پیدا کرده.
-طرید
چه سخت است باور رفتنت، ای خادمالرضا. چقدر به بودنت، به نفسهایت در مسیر خدمت، به آن ارادهی پولادین برای گرهگشایی از کار مردم، نیاز داشتیم. دلهایمان برایت تنگ است. ما تو را دوست داشتیم، نه برای جایگاهت، که برای قلب بزرگی که به عشق مردم و وطن میتپید. یادت، خاطرت، و راهت همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند. روحت شاد.
دومین سال از نبودنت.🖤
-طرید
و تو ای عشق،نمیدانم از کدام رنج زاده شدهای؛ از بیقراریِ مجنون، از زخمِ فرهاد، یا از سکوتِ شاعری که نامِ کسی را تا مرزِ جاودانگی دوست داشت. هر چه هست تو واژهی کوچکی نیستی؛ باری هستی که هر شانهای تابِ حملش را ندارد.عشق… عشق… عشق…تو چیستی که آدمی را در اوجِ وابستگی به مرزِ ویرانی میرسانی، و باز همان ویرانی برای او شیرین است؟ چه رازی در توست که انسان بدترین رفتارها را تحمل میکند، فقط چون روزی ردی از تو در آن بوده است؟تو آزادی را از آدم میگیری و نامش را دلبستگی میگذاری؛ آرامش را میربایی و نامش را شوق. تو میمانی حتی وقتی همهچیز تمام شده است؛ در حافظه، در عادت، در زخم، در شبهایی که هیچکس نیست و فکرِ یک نفر تمامِ جهان را پُر میکند. بودنت آرامش نیست، گاهی تنها تعویقِ درد است؛ و نبودنت اثباتِ این حقیقت که انسان بیشتر از آنچه فکر میکند به یک وهم وابسته میشود. تو بودی که به زندگی فهماندی آدمی بیآنکه بمیرد میتواند سالها و کمکم از درون تمام شود.
-طرید