و حالا امسال ؛
« با این که غم داشتیم ، صاحب عَلَم
داشتیم » رو با تمام وجود درک میکنیم ..
امشبی را شه دین در حرمش مهمانش است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع ...🖤
کربلایی حسین ستوده4_5792084073799226475.mp3
زمان:
حجم:
9M
- عشقومستی -
باحال مناسب گوشکنید خیلی سنگینه ..
پاشو باباجون...
پاشو... فقط یه بار. مثل همون روزی که عاشورای پارسال، یهویی اومدی جلوی دوربین و همه رو غافلگیر کردی. این بارم همین کارو بکن. بذار دوباره همه بگن: «دیدی؟ آقا اومد...»
قبول... این چند ماه که نبودی، دلمون هزار بار شکست. بقیه رو نمیدونم، از دل خودم حرف میزنم. من هنوز نتونستم نبودنت رو باور کنم.
هر روز که عکسهات رو میبینم، ناخودآگاه منتظرم یه لبخند بزنی، یه سخنرانی جدید شروع بشه، یا یه خبر بیاد که بگن: «اشتباه شده... آقا برگشته...»
هر کی منو میبینه میگه: «مراسم وداع نمیای؟ تشییع نمیای؟»
فقط نگاش میکنم و میگم: «شما برین... آقای من هنوز نرفته... یهویی میاد همه رو سوپرایز میکنه...»
ولی... وقتی شب میشه و همه جا ساکت میشه، تازه میفهمم دارم خودمو گول میزنم. تازه میفهمم دلتنگی یعنی چی.
باباجون... چهار ماهه هر کی میرسه میگه: «آقا نیست...» ولی دلم هنوز قبول نمیکنه. انگار یه جای دلم منتظره در باز بشه و دوباره صدات رو بشنوه.
میدونی سخته چیه؟ اینکه آدم دلش برای کسی تنگ بشه که میدونه دیگه برنمیگرده... ولی باز هر روز منتظر برگشتنش باشه.
باباجون... دلم خیلی برات تنگ شده. بیشتر از چیزی که بشه با کلمهها نوشت. فقط یه خواهش دارم... اون دنیا، اگه قسمت شد ما هم بیایم، یه بار مثل همیشه با همون لبخند همیشگی بگو: «خوش اومدی.»
همون یه جمله برای تموم این دلتنگیها کافیه..
#طرید