🔴 رابطه خیلی خودمانی شاه و علم
🔹رابطه میان #اسدالله_علم و #محمدرضا_پهلوی از دو جهت قابل تامل و توجه است. اول اینکه او به واقع مصداق یکی از نخبگانی است که می توان از او تحت عنوان غلام خانه زاد شاه محسوب کرد. نوع توصیف او از فرزندان شاه و تعامل او با خود شاه به خوبی بیانگر این مسئله است. دوم که به نوعی نتیجه اولی است، اعتماد عمیقی است که میان این دو وجود دارد. افرادی که شاه به آنها اعتماد تام و تمام داشت و البته در چند سال نهایی حکومت او به تدریج کم و کم تر می شدند. خاطره زیر به خوبی می تواند بیانگر رابطه این دو باشد:
🔹«شاه را سر صبحانه پیدا کردم. از دیدارش چنان به وجد آمدم که قابل وصف نیست او هم به نظر می رسید که از دیدار من خوشحال است. مع هذا، با وجود پیوندهای عاطفی بینمان وقتی کمبودها و نواقص مطرح است نمی توانم از گفتن حقایق خودداری کنم. هر سه فرزندش والاحضرت ولیعهد ، والاحضرت فرحناز و والاحضرت علیرضا ، همگی حضور داشتند و چنان شلوغی راه انداخته بودند که نگفتنی است. پس از صبحانه والاحضرت علیرضا مشغول شیطنت شد و یک بند می پرید توی بغل پدرش و بعد می پرید پایین.گفتم، موظب باشید ترتیب مردی شما را ندهد . شاه خندید و گفت خودش هم در همین فکر بوده است. و افزود ، پسرک از تمام بچه ها باهوش ترست و حافظه ی غریبی دارد.»
📚منبع: امیراسدالله علم، گفتگوی من با شاه، تهران، طرح نو، 1371، ص 200 – 201
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
🔴رضاشاه و خیال فرار در شهریور 1320؛ سه مرتبهای که رضاخان فرار را بر قرار ترجیح داد
🔹دکتر #سیفپور_فاطمی در مورد اشغال ایران و ترس رضاشاه از متفقین گفته است: «در آغاز جنگ جهانی دوم دولت ایران اعلام بیطرفی کرد و رضاشاه و حکومت ایران میل داشت که بیطرف بماند، ولی متأسفانه روز 3 شهریور بدون اطلاع و یکمرتبه ساعت 4 صبح قشون روس و ارتش انگلستان وارد ایران شدند. در آن موقع رضاشاه، که در اوج قدرت بود ...، یکمرتبه از خود ضعف و ناتوانی نشان داد؛ بهطوری که سهمرتبه خیال داشت از تهران فرار بکند تا بالاخره 25 شهریور فروغی به او پیشنهاد کرد استعفا بدهد».
📷#شرح_عکس:قلمی که #رضاشاه با آن استعفای خود را نوشت
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
شیخ عزالدین #قسام از اولین رهبران مبارزه مسلحانه با استعمارگری انگلیس در #فلسطین و از مبارزان علیه مهاجرت گسترده یهودیان به فلسطین بود؛ رهبر انقلاب علیه بریتانیا در سال۱۹۳۵ سرانجام به هنگام محاصره گروهش، بجای تسلیم، عزتمندانه در نبردی نابرابر با استعمارگران انگلیسی به شهادت رسید؛
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
🔴تمام مردانی که در خدمت شهوترانی شاه بودند!
🔹#شاه ایران از منظر اخلاقی به واقع فردی فاسد بود. در حالی که رهبران می بایست الگوی جامعه باشند، او بی اخلاقی را به منتهای درجه خود رسانده بود. به عنوان مثال در همه سفرهایش کسانی بودند که مسئول زن بارگی او بر عهده داشتند. همین مسئله دامن فساد را از شاه به رجال سیاسی و نظامی دیگر نیز می کشاند؛ این مسئله باعث می شد تا کسانی که در این زمینه با شاه روابط راحت و خودمانی داشتند، امتیازات سیاسی و اقتصادی زیادی برای چپاول کشور از او بگیرند. برخی از این رجال که به واسطه زن بارگی شاه به او نزدیک شده بودند از این قرارند:
🔹«کارشان این بود که خانم های شوهردار و دختران بخت برگشته و یا همسران و دختران کسانی را که می خواستند مقامی بگیرند برای شاه بیاورند. عده ای ماموریت داشتند که در خارج از کشور در هنگام مسافرت برای او قبلا همه چیز را آماده کنند. البته اکثرا در مسافرت ها اردشیر زاهدی و حسین دانشور و سرهنگ جهان بینی و مصطفی نامدار (سفیر شاه در اتریش) عهده دار آوردن خانم های متعدد بودند. از همه فعال تر محمود خوانساری بود که دختران دانشجوی ایرانی را می آورد. در مسافرت سوییس دولو قاجار و خانم او مامور این کار بودند. در مسافرت های داخلی آقای امیر قاسمی از ساواک و هرمز قریب و خسرو اکمل ، داماد قریب، این ماموریت را انجام می دادند. در تهران که هفته ای چهار روز این برنامه انجام می شد، کامبیز آتابای و افسانه اویسی (رام) و خانم آراسته که مستقیما با افسانه اویسی در دفتر اعلم کار می کردند و سلیمانی، عباس و حسین حاج فرجی مسوول پذیرایی بودند.»
📚منبع: علی شهبازی، محافظ شاه: خاطرات علی شهبازی، تهران، تهران، انتشارات قلم، 1377، ص 82 – 83
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥روایت شکنجهگر ساواک از اطلاع و دستور محمدرضا شاه پهلوی و سران سازمان اطلاعات و امنیت کشور درخصوص اِعمال شکنجه بر روی متهمین سیاسی در زندان ها
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
🔴 تکنیکهایی برای بیاراده کردن اعضا
🔹مروری بر رفتارهای سازمان مجاهدین خلق( منافقین) برای اطاعتپذیر کردن، افراد نشان میدهد که آنها سعی میکردند از طریق برنامههای مغزشویی افراد را از هویت قبلی خود خالی کنند و به آنها هویت جدیدی بدهند سازمان برای دسترسی به این هدف ابایی از به کار بردن ابزارهای خشونتآمیز نداشت.
مرتضی هودشتیان از جمله اعضای سازمان منافقین خلق بود که در آبان 1353 و به دلیل بدگمان شدن به او توسط سازمان ابتدا شکنجه و سپس کشته شد. وحید افراخته درباره چگونگی کشته شدن این فرد میگوید: «محسن او را به صندلی بسته و کابل زدن را شروع میکند تا او را وادار به اعتراف کند. بیرحمانه او را شلاق میزند تا اینکه خسته میشود و نوبت به دیگری میرسد. این شکنجه ادامه پیدا میکند تا شخصی که در حال شکنجه بوده ناله میکند، آخ قلبم. کمی آب برایش میآورند، اما هنوز لیوان آب به دهانش نرسیده او تمام میکند».
📌سلب هویت فردی اعضا
📌سرکوب ارزشها و خصوصیات فردی
📌برگزاری جلسات خودانتقادی
📚منبع : سایت پژوهشکده تاریخ معاصر iichs.ir
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
📸نقشه ای که در سال ۱۹۴۷ توسط مجله نشنال جئوگرافیک منتشر شده و نامی از اسرائیل روی نقشه نیست
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
هدایت شده از الجزیره به فارسی
13.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تحولات روز هفتم:
🔴 ژنرال فایز الدویری:وقتی جنبش حماس از موشکی با برد ۲۵۰کیلومتر استفاده می کند، پیام آن این است که مقاومت می تواند از شمال تا جنوب اسرائیل را هدف قرار دهد!
🔎@AjaNews_persian
🔴 روایت جهانگرد خارجی از بزرگ منشی ایرانیان در مواجهه با اقلیتهای دینی
🔹 بر طبق اسناد تاریخی و گزارشات سفرنامه های جهانگردان خارجی، ایرانیان مردمی مهمان نواز بودند و حتی نسبت به اقلیتهای سیاسی و دینی نیز برخورد شایسته و مطلوبی داشتند. اورسل جهانگرد هم بر این باور است که ایرانیان در رابطه با اقلیتها، آزاد اندیش و بزرگ منش هستند و به رغم تعصبات شدید مذهبی که بین کشورهای اسلامی موجود است؛ ایرانیان درباره پیروان مذاهب دیگر بسیار آزاد اندیش و بزرگ منش هستند. برای مثال ترکمنهای سنی که از قبایلی هستند که همیشه با ایرانیان بدرفتاری می کردند؛ همه ساله برای رفتن به مکه از این کشور می گذرند، بی آنکه با کوچکترین آزار یا ناراحتی مواجه شوند.
📚#اورسول_ارنست ، سفرنامه قفقاز و ایران، ترجمه علی اصغر سیدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1382، ص 136
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
🔺شکنجه شلاق زدن با کابل طوری بود که بعد از شکنجه های نوبت دوم و سومش، افراد دیگر پای راه رفتن نداشتند و حتی برای برگشت به سلول می نشستند و خودشان را روی زمین می کشیدند. به پله ها هم که می رسیدند، نگهبان ها بلندشان می کردند و می بردند، یا خود زندانی ها هر جور شده می رفتند. حتی ممکن بود مامورها هلشان بدهند که از بالای پله ها پایین می افتادند.
🔹آن وقت پاها چرک می کرد. در ادامه شکنجه ها متهم را از آپولو پایین می آوردند و زخم دست ها و پاهایش را می بستند. به او می گفتند: «کلاغ پر برو!» اگر می رفتیم که هیچ، وگرنه با کابل به پشتمان می زدند. آدم چطور می تواند با پایی که 150 تا کابل خورده کلاغ پر برود؟! به زبان ساده است،ولی دوتا کلاغ پر که می رفتیم، ضعف می کردیم. بعد می گفتند: «بلند شو پدرسوخته مادر فلان خواهر فلان پدر فلان!» مشتی حرف های رکیک می گفتند و بعد باز با کابل می زدند. کابل همیشه دستشان بود.
📚از کتاب «پرده دوم»، خاطرات شفاهی محمدرضا توتونچی، نشر راه یار، ص136
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
18.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥چگونه کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ توسط مردم انقلابی فتح شد؟
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
🔴به خمینی بگو بیاد نجاتت بده!
🔹قبل از رفتن به کمیته مشترک شنیده بودم که چنین جای مخوفی در تهران هست. حتی در مشهد بچه هایی بودند که داوطلبانه توی خانه ها همدیگر را شکنجه می کردند که ببینند چقدر توان مقاومت دارند. از طرفی هرکدام از بچه ها که از زندان می آمدند، آنچه را که دیده بودند می گفتند. جزئیاتش دهان به دهان می پیچید و ما هم از این طریق مطلع می شدیم. با همه ی این پیش آگاهی ها، واقعا کمیته مشترک جای بسیار وحشتناکی بود. بزرگترین و بدترین شکنجه ها توی همین کمیته انجام می شد. دائم صدای شکنجه ی بچه ها را می شنیدیم. وقتی دست دژخیمانی مثل آرش و رسولی و امثال آنها می افتی، شکنجه وحشتناک تر هم می شود. یادم نمی رود یک شب شخصی را از شب تا صبح شکنجه کردند. بعد حدود ساعت هشت صبح صدای رسولی را شنیدم که می گفت: «تو که از خمینی دم می زنی، برو به خمینی بگو بیاد نجاتت بده!» آن شخص دیگر جان نداشت که حتی بنشیند. از صداها معلوم بود افتاده است، ولی باز داشتند به او لگد می زدند. دیگر همه شکنجه ها را رویش انجام داده بودند و لگد زدن کمترینش بود
📚پرده دوم، خاطرات شفاهی محمدرضا شکرت توتونچی، نشر راه یار، ص137-138
✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c