تو نَنوش خوابیده بود بعد یهو دیدم صداش داره میاد
گفتم برم بردارمش که میوفته یوقت
رسیدم درِ اتاق دیدم از تو ننوش اومده بیرون و چهاردست و پا وایساده دم در😂
ننوش پنجاه سانت فاصله داره با زمین
این چندروز که مامانم اینا نبودن من خونه آبجیم،یجوری برنامه غذاییم به هم خورده که اصلا نگم
یعنی تا چشمام بازه و بیدارم خواهرم هی خوراکی میاره ،غذا میاره یعنی یه ثانیه نمیزاره معدم آروم باشه😂
کلی شکلات و کاکائو و بیسکوئیت اینا هم گذاشته کنار تخت که اگر نصف شب دلم رفت بخورم
(منم نمیتونم نه بگم و همشو میخورم🤡)
از اونور داداش(شوهر خواهرم) میدونه بستنی دوست دارم(البته همه میدونن)رفته یه کارتن بستنی گرفته آورده گذاشته فریزر
بعد هردوتاشون اینجوریه که اگه نخوری ما میدونیم و تو🔪😭😂