نمیدونم دارم چیکار میکنم ولی میدونم که نباید اینکارو بکنم ولی دارم میکنم.
@tarrkhoon; ִֶָ
صمیمیت، چسبیدن به دیگری نیست، بلکه عریان کردن قلبِ تَرَکخوردهمان در برابر دیدگانِ دیگریست.
آنجا که من حاضر میشوم با وجودِ ترس از آسیب، دل به تو بسپاریم.
|وحید اکبری|
درمانگر روانکاوانه
@tarrkhoon; ִֶָ
خسروشکیبایی توی خانهسبز یه دیالوگ داشت که میگفت:«قهریم ولی حق نداری با من حرف نزنی.»
ما یه همچین قانونی داریم تو رابطه.خیلی جدی و واقعی بوس سرجاشه و حتی تاثیری تو روندآشتی نداره.ممکنه همون لحظه طرف مقابل بوست کنه ولی آشتیام صورت نگیره.
درواقع «قهریم ولی حق نداری منو بوس نکنی.»
@tarrkhoon; ִֶָ
هر وقت دلم از زمین و زمان میگیره یاد این جمله میوفتم و قلبم قرص و محکم میشه؛
"قَد نری تقلّبَ وجهکَ فی السماء
و من تورو میبینم وقتی که از شدت ناراحتی به آسمون نگاه میکنی. "
|بقره ۱۴۴|
@tarrkhoon; ִֶָ
مولانا چه قشنگ به مرحم تموم دردهاش
و کسی که همیشه توی شرایط سخت کنارش بوده گفته:
«جایِ گله نیست چون تو هستی همه هست»
@tarrkhoon; ִֶָ
من کلا حسودیم نمیشه به هیچکس. ولی به اونایی که از سن کم فهمیدن چی دوست دارن یا تو چی خیلی خوبن و رفتن دنبالش و حداکثر تو ۲۲ سالگی یه موفقیتی در اون راه پیدا کردن خیلی حسودی میکنم. از ١٨ سالگی به بعد هنوز نمیدونم چه غلطی دارم میکنم با زندگیم.
@tarrkhoon; ִֶָ
زندگی متاهلی این مدلیه که یه بسته کوکی شکلاتی میخری که روزی یدونه اش رو با قهوه ات بخوری، فرداش میبینی شوهرت در حالی که داره دولپی کوکیات رو میخوره، ازت میپرسه این یه دونه ای که ته بسته مونده رو برات بذاره یا میل نداری.
@tarrkhoon; ִֶָ
انگار اون قسمت از من که میتونست با تمرکز بشینه و درس بخونه خودشو دیاکتیو کرده.
@tarrkhoon; ִֶָ
انگار اون قسمت از من که میتونست با تمرکز بشینه و درس بخونه خودشو دیاکتیو کرده.
@tarrkhoon; ִֶָ
دکتری رو که شروع کردم خوندن، تا وقتی قبول شدم و دانشگاه ثبت نام کردم کسی نفهمید.
ازدواج که خواستم بکنم، تا بعد عقد جز خانواده ها کسی نفهمید.
دفتر مشاوره که خواستم بزنم حتی نزدیک ترین افراد زندگیم هم نفهمیدن.
آدمی که تصمیم قطعی برای انجام کاری داشته باشه کمتر سر و صدا میکنه.
@tarrkhoon; ִֶָ