به قول آلبر کامو در رمان سقوط:
من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم،
اما سرانجام فراموش میکردم.
و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد،
آنگاه که میدید لبخند زنان به او سلام میکنم،
برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را
برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد،
غافل از اینکه علت رفتارم سادهتر از این حرفها بود:
من حتی نامش رافراموش کرده بودم...
@tarrkhoon; ִֶָ
سلام این یک پیام درخواست ماچ میباشد فرستنده این پیام تقاضای ماچ دارد.
@tarrkhoon; ִֶָ
من انقدر حساسم که هر تغییر کوچیکی توی لحن، مکالمه، یا بی علاقگی آدمارو میفهمم و واقعا هم به دل میگیرم:(
@tarrkhoon; ִֶָ
پسرا یه لحظه چشاتونو ببندید،
تصور کنید که بابا شدین و یه دختر دارین
و حالا
دخترتون، با یکی دقیقا مثل خودتون توی رابطهست
لبخند اومد رو لبتون؟
نه؟؟
پس حتما توی رفتارهاتون «بازنگری» کنید
@tarrkhoon; ִֶָ
من خوشحالم
که وسط این همه نرسیدن، اعصاب خوردی، آزار و اذیت های روانی، اضطراب اجتماعی، بی حوصلگی، کسلی و غم، بی اعتمادی و تنهایی؛
تورو دارم.
@tarrkhoon; ִֶָ
یه روز یه خونه میخرم با همچین نور و ویویی. گرم و پر از شادی و بوی نون تازه.
@tarrkhoon; ִֶָ
بعضی وقتا چون راحت به دستت میارن، فکر میکنن راحت نمیتونن از دستت بدن!
همین طرز فکر خیلی اشتباهه؛
فکر میکنن چون خیلی خوبی، هیچوقت نمیتونی بد باشی، چون خیلی مهربونی، نمیتونی بداخلاق باشی!
البته که تقصیر ما هم هست؛ چون نسنجیده انقدر خوبی میکنیم که میذارن پای وظیفمون!
تو باید بهشون بفهمونی که خوبی کردن تو، ارزش زیادی داره و هر کسی لایق این قاعده نیست!
@tarrkhoon; ִֶָ
میگفت کمال گرایی اسم زیادی قشنگیه برای اینکه به فکر درمان بیوفتی و بهش افتخار نکنی، بهتره مستقیم بگن هوش پایین برای درک محدودیتها
@tarrkhoon; ִֶָ