استاد اگه میدونستی تو چه وضعیت روانیای هستم، خودت پاسم میکردی.
@tarrkhoon; ִֶָ
من از اعتماد کردن نمیترسم، از ناامید شدن میترسم، از اینکه یه آدم رو باور کنم و بهم ثابت کنه که اشتباه کردم خیلی میترسم.
@tarrkhoon; ִֶָ
یه جایی تو سریال فرندز هست که ریچل و راس باهم بحتشون شده؛ راس به ریچل میگه:
-ولی تو کسی بودی که رفتی و همه چیز رو تموم کردی!
و ریچل هم در جواب میگه:
+فقط بخاطر اینکه ازت ناراحت بودم؛ رفتم!نه بخاطر اینکه دیگه دوستت نداشتم :)»
و چقدر راست میگه! آدم یه وقتایی نمیره که تموم شه، میره که ببینه چقدر مهم بوده، میره که ببینه اون چقدر برای نگه داشتن تلاش میکنه، میره که ببینه چقدر برای طرفش ارزش داره!
@tarrkhoon; ִֶָ
کاش یه روزی بفهمیم...
ازدواج افتخار نداره، انتخاب یه آدم درست افتخار داره
بچه دار شدن افتخار نداره،
تربیت کردن درست بچه افتخار داره؛ زن، مرد بودن افتخار نداره،
انسانیت افتخار داره و...
@tarrkhoon; ִֶָ
چقد احمق به نظر میرسیدم وقتی او میتونست تموم روز رو بدون صحبت کردن با من بگذرونه، در حالی که من هر دو دقیقه یک بار تلفنم رو چک میکردم تا ببینم به من پیام داده یا نه.
@tarrkhoon; ִֶָ
00/00
رفیقم شاید فردا اون چیزی که برات ناباورانه و ناممکن اتفاق بیفته..کسی چه میدونه؟! شاید فردا نوبت تو باشه✨
@tarrkhoon; ִֶָ
اون دوران که مامانم دانشگاه درس میداد یه روز برگه های تصحیح شده ی بچه ها رو یادش رفته بود ببره، زنگ زده بود خونه که براش بخونیم وارد لیست کنه. برگه ها جلو من بود گوشی دست بابام، رو برگه نوشته بود ۸ من میخوندم ۱۱ بابام میگفت ۱۴ :)))
همه ی برگه های زیر ۱۰ رو همینطوری پاس کردیم :))
خلاصه اون شیمی تجزیه رو استاد براتون پاس نکرد، شوهر استاد و دخترش کردن:))
@tarrkhoon; ִֶָ
از غمگینترین سمتت نزدیکت میشوند و از شکنندهترین سویت ترکت میکنند.
@tarrkhoon; ִֶָ