00:00
من هیچوقت نصیحتت نمیکنم، میشینم پا به پات غصه میخورم و میگم مجبور نیستی همیشه خوشحال باشی و بخندی، حق داری یه وقتایی ضعیف باشی و با پشت دستای مشت شدت اشکاتو پاک کنی؛ اما باید بدونی یکی تو این شرایط پیشته و کمک میکنه قوی تر از قبل بلند شی.
@tarrkhoon; ִֶָ
شاید گاهی کمی دیر بلند شوم و خودم را جمع و جور کنم اما میدانم که بلند میشوم، خودم را محکم میتکانم، سرم را بالا میگیرم و جوری ادامه میدهم که کسی باور نکند همین چند لحظه قبل با چه رنج و اندوهی به زمین افتاده بودم
و چقدر غمگین بودم.
@tarrkhoon; ִֶָ
کمحرف شدهام. دوست ندارم توضیحی به کسی بدهم و هیچ توضیحی از کسی نمیخواهم.
میشل مونتنی میگفت: «غمهای کوچک پُرحرفند، غمهای بزرگ لال».
میترسم که لال شده باشم ...
@tarrkhoon; ִֶָ
خیلی از ما فکر میکنیم کار زیاد= خوشبختی
برتراند راسل در کتاب در ستایش بطالت میگه: قبل از انقلاب صنعتی، زندگی مردم ترکیبی از کار، تفریح و استراحت بود. اما با ظهور کارخانهها، کار طولانی تبدیل به یک ارزش شد.
نتیجه؟ ما پرکار شدیم، اما شادمانی کم شد و استرس زیاد.
راسل میگه فراغت، نه تنبلی، بلکه فرصتی برای خلاقیت و تفکر عمیق است.
خوشبختی فقط با کار کردن به دست نمیاد، با زندگی کردن به دست میاد.
@tarrkhoon; ִֶָ
بله، آدم میتونه همزمان که داره برای آینده برنامهریزی میکنه به این فکر کنه که کاش شب بخوابه و صبح بیدار نشه
@tarrkhoon; ִֶָ
00:00
"چنان روزیرسان، روزی رساند
که صد عاقل از آن حیران بماند"
فقط همین!
@tarrkhoon; ִֶָ