📖نماز بیوضو!✍
#چنته
#ناظم_هروی
#محمدعلی_مجاهدی
🔸ملاّ فرخ حسین «ناظم» هروی، از سخنوران ولایی و بنام سدهی یازدهم هجری در سبک هندی است. او دربارهی شرف زیارت حرم علوی در نجف اشرف برای زائران بیتاللهالحرام رباعی زیبایی دارد:
در وصف علی خرد فرو میماند
خاک نجفش به آبرو میماند
از راه نجف به کعبه هرکس نرود
حجّش به نماز بیوضو میماند!
🔹[دیوان ناظم هروی. ص ۵۸۷]🔹
📎📎📎📎
منبع:
(چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه ۲۰۰)
#طنز_و_دین
#طنز_و_اخلاق
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
#حکایات_حکیمانه_و_کوتاه_نوشتهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚مکاتبات اداری خواجه حافظ شیرازی📝
#کتاب_طنز_۱
#منوچهر_احترامی
🔸🔸🔸
خدمت سرور ارجمند، رئیس محترم ادارهی اشیای گمشده
پیرو مذاکرات شفاهی با کارشناسان آن ادارهی محترم، پیرامون اشیا و افراد گمشده مرتبط با اینجانب، همانگونه که مقرر فرمودند، فهرست این افراد و اشیا كتباً ارائه شد؛ امید است نسبت به بازیابی فقرات مفقوده، سعی جمیل معمول گردد.
۱- عقل دیوانه شد، آن سلسلهی مشکین کو؟
۲- دل ز ما گوشه گرفت، ابروی دلدار کجاست؟
٣- باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش / کاین دل غمزده، سرگشته، گرفتار، کجاست؟
۴- ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی / عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟
ايضاً متمنی است دستور فرمایید در مورد دو فقره ذیل نیز مهما امکن تحقیقات لازم انجام پذیرد:
الف: گلبن عیش میدمد، ساقی گلعذار کو؟
ب: باد بهار میوزد، بادهی خوشگوار کو؟
🔹🔹🔹
جناب آقای محمد حافظ شيرازى
با پوزش از تأخیر در پاسخگویی به درخواست جنابعالی، به اطلاع میرساند که مطابق گزارش مسئول انبار اشیای پیدا شده و براساس کاردکسهای موجود، هیچگونه سلسلهٔ مشکین و ابروی دلدار و بادۀ خوشگوار و نیز هیچیک از انواع دل، اعم از غمزده و سرگشته و گرفتار در انبار موجود نمیباشد.
در مورد دو فقرۀ درخواستی دیگر، مشتمل بر یار و ساقی گلعذار به نظر میرسد که متأسفانه به علت دریافت آدرس عوضی، اشتباهاً به این سازمان مراجعه فرمودهاید.
بدیهی است در صورت پیدا شدن هر یک از اشیای گمشدهی متعلق به جنابعالی، مراتب با پست تصویری به آدرس شیراز - حافظیه، اعلام خواهد شد.
رییس ادارهی اشیای گمشده - امضا
🔗🔗🔗
منبع:
(کتاب طنز۱. سیدعبدالجواد موسوی. صفحات ۱۷۴-۱۷۵)
#طنز_مقدس
#فکاهیات_مطایبات
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚میز با وفا✍
#واژه_در_دست_تعمیر
#سعید_سلیمانپور_ارومی
یکی از بزرگان به شکلی تمیز
شنیدم که چسبید عمری به میز!
چو گیسوی مهطلعتانِ «طراز»
مدیریت و عمر او شد دراز
به هنگام نزعش ز خویشان کسی
بر آن میز زد زور بیجا بسی
نشد کنده میز از بر محتضر
مگر شد از آن محتضر را خبر
بزد شیشهی قرص را بر سرش
که میزش نگردد جدا از برش
همه در عجب چون پس از مرگ نیز
نداد از کف خویش دامان میز
نگو میز بر کس ندارد وفا
تو بنگر وفاداری میز را
شده میت و میز با هم کفن
در این کار حیران شده گورکن
جدا کردنش چون نه مقدور شد
به همراه آن میز در گور شد!
منبع:
(واژه در دست تعمیر. سعید سلیمانپور ارومی. صفحه۱۲۰ )
#فلسفه_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📙وقتی شاعر از کسی خوشش نیاید!🔸
📝تصویرسازی در هجو😉
#چنته
#میرالهی_همدانی
#محمدعلی_مجاهدی
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚وقتی شاعر از کسی خوشش نیاید🔸
#چنته
#میرالهی_همدانی
#محمدعلی_مجاهدی
میرالهی همدانی از شعرای آن سامان در سدهی یازدهم هجری است. مؤلف عرفاتالعاشقین، به سال ۱۰۲۰ هجری در سفری که میرالهی به هند داشته، در شهر آگره وی را ملاقات کرده است.
میرالهی همدانی طبعی هزلآمیز و مطایبهانگیز دارد. چکامهی مطایبهآمیز زیر را در هجو «ذوقی»نامی سروده که حاکی از اشراف او به هنر تصویرسازی در زمینه شعر است:
🔹مطايبه🔹
به بینیات چو رود اژدهای آتشبار
بود چو کرم شبافروز در میانهی غار!
چه بینیای است که در زیر گاو و ماهی اگر
دهند گور تو را بعد مردن تو قرار
ز بس که باشد از اندازهی لحد بیرون
به روی خاک بماند به جای سنگ مزار!
مصالحی نتوان یافت به ز بینی تو
اگر زمانه کشد پل به روی دریا بار!
دراز گشت سربینیات چو پای اجل
گره زنش چو دم اسب و حلقهساز چو مار
زیاده هرچه بماند بپیچ بر سر خویش
نما نمای زن از صدهزار گز دستار!
خدا نخواسته گر افکنی نظر به کتاب
ز بوی گند دماغت که هست مزبلهزار
رمند مورچههای حروف از پس و پیش
مثال کیک جهد نقطه بر يمين و يسار
کشیده و کج و سرتیز و پهنبنیاد است
مگر به روی تو بینی شده است موسیقار؟
ز بس که لاشهی بينیت سر به اوج کشید
همیشه کرکس گردون از او خورد مردار!
تُماغه گر طلبد بینی تو چون شاهین
کند سهيل يمن نُه سپهر را بُلغار!
نشسته بر کمر بیستونِ بینی تو
سپهر عربدهجو چون پلنگ بر کهسار!
به ماه کینه نجوید پلنگ بر سر وی
که ماه را همهشب زیر پای اوست گذار!
نُه آسمان به تهِ آسیای بینی توست
چو ارزنی که نماید به خاک در انبار!
در او مِقَط ز قلمهای پای عوج نهند
دهند مِحبَرهای گر ز بینی تو قرار
خوش است کندن از آن رو، خیار بینی تو
که ساکنند شپشها در او چو تخم خیار!
نگه رود به سرانگشت پای در رخ تو
چنانکه مردم پاکیزه در نجاستزار!
تو نیستی به میان هرچه هست بینی توست
که از بنای رخت کنده باد این دیوار!
✏️پینوشت✏️
- تُماغه: کلاهی که بر سر پرندهی شکاری گذارند.
ـ بُلغار: نام نوعی پوست دباغی شده.
ـ مِقَط: چاقوی مخصوص قلمتراشی و قطزنی.
ـ مِحبَره: ظرفی که در آن مرکب ریزند.
[متاسفانه به مرجع اصلی شعر دسترسی ندارم! تا ببینم شعر دقیق و درست آمده یا نه؟!]
🖇🖇🖇
منبع:
(چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه۸۳-۸۴)
#طنز_و_اخلاق
#فکاهیات_مطایبات
#خوانش_اشعار_طنز
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚مرز بندی «خود» و «دیگری»✍
#درآمدی_بر_طنز_عرفانی
#علیرضا_محمدی_کلهسر
#محمدعلی_خزانهدارلو
بخش اول✏️
🔹با نگاهی آماری به آثار مطایبهآمیز در ادبیات کلاسیک فارسی میتوان گفت که بیشترین حجم آنها به آثار هجوآمیز مربوط میشوند. چنانکه گفته شد پژوهشگران ریشهٔ این هجوها را رجزها و مفاخرههای موجود در ادبیات عرب میدانند. در ادبیات فارسی نیز هجوها بر اساس انگیزههای گوناگونی شکل گرفتهاند که یکی از مهمترین آنها موضعگیری شاعر در برابر شخصیت یا گروه هجوشونده است(رستگار فسایی، ۱۳۷۲: ۲۳۰ـ۲۳۴).
🔸باتوجه به اینکه یکی از موارد کاربرد هجوهای اعراب نیز رجزخوانیهای پیش از جنگ بوده است (کاسب، ۱۳۶۶: ۲۵-۲۲) میتوان مهمترین زمینهی استفاده از هجو را مقابلهی مستقیم با «دیگری» (other) ذکر کرد. چنین زمینهای را بهنوعی دیگر، در تعاریف امروزین از طنز نیز میتوان یافت، با این تفاوت که «دیگری»، در معنای اصطلاحیِ طنز، بیشتر انگیزه و هدفی اجتماعی دارد تا انگیزهای شخصی.
🔹گفتنی است، معنایی که امروزه از طنز مرسوم است با مفاهیم مدرنی چون انتقاد، اصلاح و اهداف سوم است با مفاهیم اجتماعی پیوند دارد، در حالی که پیش از این به دلیل وجود نداشتن این مفاهیم در نظام فکری جامعه، آنچه امروزه طنز خوانده میشود، از نظر هدف با هجو و از نظر ارزش با هزل (بهعنوان امری غیرجد) در پیوند بوده است.
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#فلسفه_طنز
#پژوهش_طنز
#طنز_و_اخلاق
#یادداشت_ها_و_مقالات
#فصلنامه_متن_پژوهی_ادبی
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚مرز بندی «خود» و «دیگری»✍
#درآمدی_بر_طنز_عرفانی
#علیرضا_محمدی_کلهسر
#محمدعلی_خزانهدارلو
بخش دوم✏️✏️
🔹در برخی پژوهشها، گرایش به هجو بهجای پرداختن به انتقاد، حاصل رابطهی دربار و شاعران در نظامهای اجتماعی پیشین ایران دانسته شده است(رستگار فسایی، ۱۳۷۲: ۲۵۲). ولی به نظر میرسد ریشههای گرایش به هجو را، بیش از این عامل باید در تفاوت میان تلقی گذشته و امروز از مفهوم جامعه و تغییرات اجتماعی دانست.
🔸مفهوم رنگ باختهی انتقاد اجتماعی در ادوار گذشته موجب شده بود تا در میان آثار غیرطنز نیز انتقادها به مسائلی اشاره کنند که به شکلی ثابت در همهی ادوار پیش و پس تکرار میشدند. مضامینی نوعی (typical) چون ریاکاری دینداران، ظلم حكّام، شکمپرستی و شهوت صوفیان، حرص و طمع عالمان دین، غدّاری زمانه و... پیوسته در این قطعات تکرار میشوند که زمینهای جز مرزبندی میان «خود» (self: شاعر، طرفِ برحق) و «دیگری» (other: ابناء زمان، طرفِ ناحق) ندارند.
🔹تمِ اصلی این نمونهها را بهصورت «فراموشی رسوم و تباهی حقایق» در آثاری چون کشفالمحجوب(هجویری ۱۳۵۸: ۷و۸)، تاریخ جهانگشا (جوینی، ۱۳۲۹: ۳)، غزلیات سنایی(سنایی، بیتا: ۸۳-۸۱) و ... میتوان دید. بنابراین، شاید بتوان با اندکی تسامح، بیشتر آثاری را که امروزه بهعنوان طنز در ادبیات فارسی شناخته شدهاند در کنار آثار فراوان هجوهای شخصی به عنوان ابزاری برای مرزبندی آشکار میان «خود» و «دیگری» تلقی کرد.
🔗🔗🔗
منبع:
(فصلنامه متن پژوهی ادبی. شماره۴۸. تابستان۱۳۹۰. صفحات ۷۴-۷۵)
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#فلسفه_طنز
#پژوهش_طنز
#طنز_و_اخلاق
#یادداشت_ها_و_مقالات
#فصلنامه_متن_پژوهی_ادبی
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖جلسهی طنز✍
🔸🔸مباحث آموزشی و کارگاهی🔸🔸
#تئوری_طنز
#آموزش_طنز
#اسماعیل_امینی
#خوانش_اشعار_طنز
#شگردهای_طنزپردازی
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📝شعر کلاسیک شهریار✍
#احمد_کاویانپور
#زندگانی_ادبی_و_اجتماعی_شهریار
🔸🔸🔸
سؤال کرد رفیقی به سادگی از من
تو را که اینهمه افکار نغز و باریک است
چرا مثال دگر شاعران نه شنگولی
افق همیشه برای تو تنگ و تاریک است
پس از تأمل بسیار گفتمش ای دوست!
خجالتم چه دهی شهر من کلاسیک است
🖇🖇🖇
منبع:
(زندگانی ادبی و اجتماعی شهریار. احمد کاویانپور. صفحه۳۰۷)
#طنز_مقدس
#طنز_و_اخلاق
#خوانش_اشعار_طنز
#شگردهای_طنزپردازی
#محمدحسین_بهجت_تبریزی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚معادلیابی و اصطلاحسازی مضحک😄
👈 بررسی شیوههای پرداخت طنز و مطایبه در کتاب فرهنگ جبهه
#دکتر_علی_صفایی
#لیلا_درویشعلیپور_آستانه
#نشریه_ادبیات_پایداری
🔸شوخطبعان جبهه، اغلب با نگاهی شیطنتآمیز و در برخی موارد سیاه و تلخ، به تغییر نام اشیاء خشنی مثل توپ، تانک، خمپاره و ... میپرداختند که میتوان این معادلها را تعاریف کوتاه و تبسمزا یا استعارههای مضحکی خواند که سـابقهی آن به رسالهی تعریفات عبید زاکانی برمیگردد.
🔹این معادلها، گاهی ملهم از فرم هندسی اشیاء و یا ویژگیهای ظاهری پدیدههای پیرامون آنان هستند و زیرساختی استعاری دارند؛ یعنی مشبهبه را ذکر و مشبه را حذف کردهاند؛ مثل:
۱- دانه: مهمات ۲- دهل: توپ ۳- لاکپشت: تانک ۴ـ سُرنا: آرپـی چی هفت ۵ـ کلهقند: خمپاره ۶- گوشواره: ترکش روی نرمهی گوش ۷ـ خال هندی: تیر وسط پیشانی ۸- گونی: لباس جنگی ۹- دوپا: موتور ۱۰- چهارپا: ماشین ۱۱ـ نمونهی آزمایشگاهی: چای بیرنگ ۱۲ـ یخچال سفید: ماشین پیکان ۱۳- سنگر انفرادی: افراد چاق ۱۴- هیکل عقیدتی: افراد لاغر ۱۵- کبوترهای بال سفید: امدادگران ۱۶- آدم آهنی: بدن پر از ترکش.
🔸گاهی این معادلها زیرساختی کنایی داشتند که درک آن نیاز بـه شرح و توضیح بیشتری دارد؛ مثل:
۱- برادر صیغهای: دوست صمیمی اما موقت
۲- تدارکات سیار: کسی که تمام وسایل و حتی آفتابهاش را به خود آویزان مینمود
۳- شورت بلاتکلیف: زیر شلواری تا زانو
۴- شناسنامه: لباس زیر رزمنده
۵- جنگ هستهای: حمله به کمپوتهای گیلاس و آلبالو
۶- مادر سنگر: مسئول تدارکات سنگر
۷- کاخ سفید: دستشویی فرماندهان
۸- پا لگد زن: نماز شبخوانها
۹- غواص و چترباز: میهمان ناخوانده
۱۰- جشن پتو: مراسم تنبیه زیر پتو، برای خودمانی شدن بـا تـازه واردها
۱۱- حلواخـور: کسی که به خط مقدم نمیرفت
۱۲- مرغ/ داماد خدا: شهید
🔹گاهی بجای معادلیابی، صفتها یا مضافٌالیههایی به کلمهای میافزودند تا تعدد و تنوع آن را نشان دهند؛ مثل کلمهی «ترکش» که برای آن حدود ده اسم در نظر گرفته بودند. مثلاً:
ترکش طلایی، ترکش علاف، ترکش بیکوپن، ترکش نخودی و نمکی(خیلی ریز)، ترکش آخجونی و ابوالفضلی(خیلی بزرگ)، ترکش گیلاس و آلبالو (هسته آلبالو و گیلاس)، ترکش بیسواد و ...
📎📎📎
منبع:
(نشریه ادبیات پایداری. سال۴. شماره۷. پاییز و زمستان۹۱)
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#طنز_و_دین
#طنز_و_اخلاق
#فکاهیات_مطایبات
#هفته_دفاع_مقدس
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_کتابهای_طنز
#نشریه_ادبیات_پایداری
#شگردهای_طنزپردازی
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖روز جهانی کودک👦
🔸مجموعه داستانهای طنز مناسب کودکان از انتشارات خوب مهرستان📚
#طنز_و_اخلاق
#روز_جهانی_کودک
#فکاهیات_مطایبات
#انتشارات_مهرستان
#شگردهای_طنزپردازی
#طنز_کودک_و_نوجوان
#معرفی_کتابهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan