✍ نمودهای گفتمانی طنز در شعر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
در مبارزه با استبداد پهلوی 🎩
#علی_صفایی_سنگری
#علی_علیزاده_جوینی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#رویداد_های_طنز_روز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
@tarzetanz
✍ نمودهای گفتمانی طنز در شعر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
در مبارزه با استبداد پهلوی 🎩
#علی_صفایی_سنگری
#علی_علیزاده_جوینی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#رویداد_های_طنز_روز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
@tarzetanz
📝بخشهایی از مقالهٔ «علی علیزاده جوبنی» با عنوان«نمودهای گفتمانی طنز در شعر شفیعی کدکنی در مبارزه با استبداد پهلوی»✍
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#علی_علیزاده_جوبنی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
بخش اول✏️
🔸طنز و طبیت واژگانی در شعر شفیعی کدکنی🔸
🖍در شعر و طنز شعری شفیعی کدکنی در ژانر مبارزه، همۀ عناصر بر پایهٔ قطبیت ایدئولوژیک انتخاب میشوند. این قطبیت که ریشه در تقابل گفتمانی دارد، نه تنها در نظام واژگانی بلکه در رنگبندی فرایندها، طيف عاملها، سطح زبان، شکل و شیوهٔ گزارش و ... نیز به چشم میآید. یکی از وجوه این تقابل، قطبیت واژگانی است. در شعرِ او عناصر گفتمان خودی به کمک واژههای مثبت و عناصر گفتمان مخالف به کمک واژههای نفرتانگیز که معمولاً باری از طنز طعن و پرخاش دارند، توصیف میشود.
🖍این قطبیت واژگانی بهویژه در آرایش متقابل نمادها، استعارهها و کنایهرمزها چشمگیر است. نمادها و استعارهها در شعر او ذیل دو ستون متنافر و در قالب تقابلهای دوگانه مینشینند و از فاصلهٔ اغراقآمیز آنها طنزهایی قوی پدید میآید. در شعر وی، همچنین، بسیاری از انگارهها به کمک نمادها بیان میشوند و مهمترین کارکرد نماد، به رغم نداشتن صراحت، انطباق یافتن آسان آن با مقتضیات زمان و مکان است.(سیدحسینی، ص ۵۳۹)
🖍در این الگو هر عنصر یک ویژگی را به کمک اغراق طنزآمیز نمایندگی میکند که با نقیض خود در سوی دیگر قرینهسازی میشود. در یکسو، «روز» و در دیگر سو، «شب» مینشیند. یکسو «عقاب» و در دیگر سو، «لاشخور».
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📝بخشهایی از مقالهٔ «علی علیزاده جوبنی» با عنوان«نمودهای گفتمانی طنز در شعر شفیعی کدکنی در مبارزه با استبداد پهلوی»✍
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#علی_علیزاده_جوبنی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
بخش دوم✏️✏️
🖍بدینگونه عناصر نمادین در شعر شفیعی کدکنی ذیل دو دستهٔ متناظر طبقهبندی میشوند. مثلاً، «شب» در این گفتمان از شعر کسرایی گرفته تا شاملو، ابتهاج، شفیعی کدکنی و ... در توصیف نابرابری اجتماعی و اختناق سیاسی به کار میرود؛ و «سگ» نمایندهٔ مأموران امنیتی یا مردم دنیاخواه و منفعتجویانی است که برای برخورداری از امنیت جانی و اقتصادی به هر خفتی تن میدهند.
🖍چنین منش و رفتاری برای «سگ» در شعر شاعران شاخص این گفتمان، از جمله شفیعی کدکنی و اخوان ثالث و کسرایی رفتاری نمادگونه تثبیت میشود(طنز پرخاش). این نمادها در شعر شفیعی کدکنی عمدتاً به میراث فرهنگی و ادبیِ گذشته وابسته است و دلیل آشکارِ آن نیز تاثیرپذیری وی از میراث زیباشناختی شعر کهن است(پورنامداریان، ص۶۶).
🖍به همین ترتیب، عناصر و عوامل گفتمان معارض با کارکرد استعاری شب، گرگ، جغد، زغن، غلیواژ، خفاش، لاشخور و ... توصیف میشوند و برجستگی طنز تخریبی همچون اغراق، هتک، همپایگی و حیواننمایی در آنها آشکار است. در مقابل، عناصر گفتمان خودی با واژگانی چون روز، سحر، خروس، باز، گل سرخ، نسترن سرخ، عقاب و ... نمایانده میشوند و با توجه به پیشینهٔ ادبیشان بار معنایی مثتچبتی دارند و احساس خوبی در خواننده برمیانگیزند.
🖍همچنین، گزینش عناصر و شخصیتهای تاریخی، در این چیدمان، هدفمند و منطبق بر مصالح گفتمانی است. شخصیتهایی چون ناصرخسرو و حلاج و عینالقضات همدانی و فضلالله حروفی و ... به مثابه مبارزانی حقجو و حقگو احیا و نظیرهسازی میشوند در مقابل اسکندر و چنگیز و تاتار و مغول و ... به مثابه عناصر حاکمیت. در اینجا، موفقیت طنز نمادگرایانه و استعاری به انتخاب عناصری وابسته است که بتواند رذیلهای اخلاقی را در بالاترین حدّ آن نمایندگی کنند. نظیرهسازیهایی از این دست در شعر شفیعی کدکنی بسیار پربسامد است.
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📝بخشهایی از مقالهٔ «علی علیزاده جوبنی» با عنوان«نمودهای گفتمانی طنز در شعر شفیعی کدکنی در مبارزه با استبداد پهلوی»✍
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#علی_علیزاده_جوبنی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
بخش سوم✏️✏️✏️
🖍نظارت شدید حاکمیت بر نظام فرهنگی بهویژه پس از سال ۱۳۳۲ و بالأخص با تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) در سال ۱۳۳۵ طرح مستقیم دغدغههای سیاسی و اجتماعی را دشوار و شاعران را وادار میکند از صراحت نشانههای زبانی بکاهند و به شیوههای کلیگویی همچون نمادگرایی، ایهام و ابهام بیشتر روی آورند. با نگاهی اجمالی، در مییابیم مبارزه با اختناق سیاسی و فرهنگی درونمایهٔ بسیاری از آثار این دوره است.
🖍شعر شفیعی کدکنی خفقان و وحشت حاکم بر فضای اجتماعی و سیاسی کشور در سالهای پیش از انقلاب را به خوبی ترسیم میکند. او در توصیف این فضای رعبآور، بهویژه از اغراق طنز آمیز کمک میگیرد. از جمله در شعر «دعای باران» (۱۳۵۳) از دفتر خطی ز دلتنگی چنین میگوید:
«ما در میان زخم و شب و شعله زیستیم/ ... در عصر زمهریری ظلمت/ عصری که شاخ نسترن، آنجا/ گر بیاجازه برشکفد، طرح توطئهست.» (شفیعی کدکنی۲، ص۳۲)
🖍او در شعر درین شبها (١٣٤٦) از دفتر از زبان برگ نیز اختناق و انسداد سیاسی را با طنز اغراق اینگونه وصف میکند:
«درین شبها که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر میترسد...»(همو۱، ص۲۲۳)
«گل»، «برگ» و «باد» از هم بستههای ادبیاند و تأکید بر ترس و بدگمانی آنها در مقایسه با هم، اغراقی طنزآمیز از جوّ امنیتی حاکم بر کشور است، که به منظور تخفیف و پنهانسازی با زبانی استعاری بیان شده است.
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📝بخشهایی از مقالهٔ «علی علیزاده جوبنی» با عنوان«نمودهای گفتمانی طنز در شعر شفیعی کدکنی در مبارزه با استبداد پهلوی»✍
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#علی_علیزاده_جوبنی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
بخش چهارم✏️✏️✏️✏️
🖍شفیعی کدکنی در شعر «جاودانگی» (۱۳۵۷) از دفتر خطی از دلتنگی ارکان سلطنت را با تار عنکبوت همپایه میبیند و آن را سست و فناپذیر تصویر میکند:
«پیش از شما، بهسان شما، بیشمارها/ با تار عنکبوت نوشتند روی باد/ کاین دولت خجستهٔ
جاوید زنده باد!» (همو۲، ص۳۴)
🖍با تارعنکبوت روی باد نوشتن، اگر هم ممکن باشد، ابلهانه است(طنز محال و گزارش حماقت). شاعر با گواه گرفتن تاریخ، اضمحلال سلاطین و حاکمان جور را قطعی میداند و به زورمداران هشدار میدهد که به زندهبادها و جاویدبادها دل خوش نکنند. از نظر او، حکومتهای ستمپیشه، همچون نبشتههایی از تارعنکبوت، در برابر جبر تاریخ دیر نمیپایند. شعر او به تلمیح قرآنی و طنز تمثیل هم توجه دارد؛ ضمن آنکه همپایه کردن ارکان حکومت با تار عنکبوت تشبیه طعنهآمیز قدرتمندی است.
🖍شعر «دیر است و دور نیست» از دفتر مثل درخت در شب باران، تعریضی است به جشنهای شاهنشاهی:
«جشن هزارۀ خواب/ جشن بزرگ مرداب/ غوكانِ لوشخوارِ لجن زی! .../ مردابکِ حقیر شما را خواهد خشکاند/ خورشیدِ آن حقیقتِ سوزان.» (همو١، ص٤١٢)
شعر مزبور میکوشد، به یاری زبان، آراستگی و شکوه ظاهری جشنهای شاهنشاهی را سخيف جلوه دهد و عظمتِ آن را در نگاه خواننده در هم شکند.
🖍شاعر، بهمنظور گزارش قدرتنمایی پهلوی، از زبانی سخرهآمیز و هزلگونه بهره جسته است. استفاده از ساخت تصغیر (مردابکِ حقیر) و واژههای تنفرانگیزی مانند مرداب، غوک، لوش و لجن، به افزودن حسّ انزجار در خواننده کمک میکند. آرایش واژگان مذکور، در تقابل با ترکیب موقر «جشن بزرگ» نمونهٔ درخوری از مسخرگی نازل است. مسخرگی نازل نوعی از طنز وارونگی[Irony] است، که در آن موضوعی جدی و فخیم، با استفاده از زبانی فرودست، فروکشیده میشود. بدین ترتیب، عظمت و اقتدار سیاسی سلطنت با انحطاط و حقارت زبانی تعدیل میشود.
🖇🖇🖇
منبع:
(فصلنامه ادبیات انقلاب اسلامی. صفحات۸۳-۸۹)
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan