📖اخوانیهای برای سیدحسن حسینی✍
#قیصر_امینپور
#دستور_زبان_عشق
#سید_حسن_حسینی
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی «بشنو از نی حکایت» کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینهها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست
چرا بر یکی حکم کثرت کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
وجود تو چون عین ماهیت است
چرا باز بحث اصالت کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بيا جيب احساس و اندیشه را
پر از نقل مهر و محبت کنیم
پر از «گلشن راز» از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم
بیایید تا عین «عینالقضات»
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد
رسم
اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»
منبع:
(مجموعه کامل اشعار. قیصر امینپور. صفحات۶۳-۶۵)
#طنز_مقدس
#فلسفه_طنز
#طنز_و_دین
#طنز_و_اخلاق
#خوانش_اشعار_طنز
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖حکایت✍
🔸این ییلاق و قشلاق را از کجا آوردهاید؟🔸
#علی_اصغر_حلبی
#خواندنی_های_ادب_فارسی
🔹 مرحوم میرزا ابوالحسن خان دکتر،
از اولین اطبایی بود که به اسلوب طب جدید درس خوانده و بالطبع از چهار مزاج و چهار خلط قدما اطلاعی نداشت و یا اگر داشت درست نمیدانست. زنی برای استعلاج پیش او آمده گفت: «حکیم باشی! طبعم گرم است و استخوانهایم سرد، سردی میخورم با من نمیسازد
و گرمی هم ضرر میکند. دکتر به تعجب پرسید: «خانم! این ییلاق و قشلاق را از کجا آوردهاید؟!»
🔗🔗🔗
منبع:
(خواندنیهای ادب فارسی. علیاصغر حلبی. صفحه۵۳)
#طنز_مقدس
#طنز_و_اخلاق
#شگردهای_طنزپردازی
#رویداد_های_طنز_روز
#حکایات_حکیمانه_و_کوتاه_نوشتهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖شب چله🍉
#یکی_یه_پوله_خروس
#سید_غلامرضا_روحانی
باز ماه دی و سرمای زمستان آمد
شب يلدا شد و پاییز به پایان آمد
میوه از بهر شب چله فراوان آمد
مفلس از داغ فسنجان به لبش جان آمد
بزم سور است مهیا و بخاری علم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
🔸
پرتقال آمد و سیب آمد و ازگیل و انار
موز و نارنگی و لیمو و گلابی و خیار
هندوانه بهمیان است و به هر گوشهکنار
خوش بساطی است ولی حیف که در این شب تار
بینوا در هوس شلغم و آش کلم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
🔹
مفلسا! سور اگر گشته مهیا به تو چه؟
شادی و عیش و طرب در شب یلدا به تو چه؟
مرغ بریان و فسنجان و مسما به تو چه؟
آخرت از تو بود، عشرت دنیا به تو چه؟
مطبخ خلد برین بهر تو پر دود و دم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
🔸
سیر را از شکم گشنه نباشد خبری
نرسد هیچ ز سرما به وجودش خطری
ای که پیوسته به اندوختن سیم و زری!
نام نیک ار نخری فاش بگو پس چه خری؟
نسبت خر ندهم بر تو که بر خر ستم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه هم است
🔹
خر شریف است و خران فایده بخشند بسی
کس ندیده که کند هیچ خری بد به کسی
هر چه عرعر کند او را نبود دادرسی
نه هوایی به سرش هست و نه در دل هوسی
نه نگاهش به سوی سفرهٔ هر محتشم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
🔗🔗🔗
منبع:
(یکی یه پوله خروس. سیدغلامرضا روحانی. صفحات ۱۷۵-۱۷۶)
#طنز_مقدس
#طنز_و_اخلاق
#خوانش_اشعار_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖حكمت طنز✍
[مبانی نظری و کاربردی و جایگاه آن در رسانه]
#حکمت_طنز
#دکتر_محمد_سلیمی
🔹ترویج انتقادگری و انتقادپذیری🔹
بخش اول✏️
🔸طنز بنا بر ماهیت خود که نیازمند شکستن عادتها و الگوهای موجود و معمول است. نمیتواند بیچون و چرا هرآنچه هست یا در جامعه جاری است را بپذیرد؛ بلکه همواره به مقایسهٔ هستها و بایدها و نبایدها گرایش دارد. بنابراین، طنزپرداز نیز با روحیهای ساختارشکن، به موضوعات از دیدگاه دیگر توجه میکند و بر آن اساس شرایط موجود را دستمایهٔ طنز قرار میدهد.
🔹پس ذهن طنزپرداز، همیشه به چهارچوبهایی که جامعه یا سیاستمداران و قدرتمندان جامعه مشخص کردهاند، مقید نیست؛ بلکه ممکن است در برابر قدرتمندان گستاخ و ساختارشکن نیز باشد. این رفتار در بسیاری از شرایط میتواند مفید باشد؛ بهویژه اگر صاحبان قدرت، در کار فریب و تحمیق مردم باشند. حتی برای رهبران صادق و خیرخواه هم بهتر است که مردم برای خودشان فکر کنند و پرسشهای چالشبرانگیز بپرسند. این شیوه از آنچه اورینگ جنس «گروهاندیشی» یا «گروهزدگی» میخواند، جلوگیری میکند. (موریل، ۱۳۹۲، ص۱۸۸)
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#جامعه_شناسی_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_کتابهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖حكمت طنز✍
[مبانی نظری و کاربردی و جایگاه آن در رسانه]
#حکمت_طنز
#دکتر_محمد_سلیمی
🔹ترویج انتقادگری و انتقادپذیری🔹
بخش دوم✏️
🔸دلیل این اثر مثبت این است که اولاً طنز جذاب است و شادمانی و نشاط ایجاد میکند؛ از اینرو معمولاً مردم از آن استقبال و آن را به دیگران منتقل میکنند. بنابراین اظهارنظر در مورد هر مسئلهٔ اجتماعی از راه طنز، مخاطبان بسیاری را به خود جلب میکند و مانند موج در بین مردم رواج مییابد.
🔹دیگر آنکه، بیان انتقاد در قالب شیرین طنز، تحمل و بردباری انتقاد شوندگان را در شنیدن انتقاد و تفکر دربارهٔ آنها و شاید پذیرش آن را بیشتر میکند. همچنین طنز میتواند فضای خشک و جدی را به فضایی سرشار از صمیمیت و نشاط تبدیل کند؛ یعنی بیان یک انتقاد که ممکن است بهصورت معمولی به تنش، خشم و دشمنی دو طرف بینجامد، از راه طنز میتواند به آسانی تغییر یابد.
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#جامعه_شناسی_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_کتابهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖حكمت طنز✍
[مبانی نظری و کاربردی و جایگاه آن در رسانه]
#حکمت_طنز
#دکتر_محمد_سلیمی
🔹ترویج انتقادگری و انتقادپذیری🔹
بخش سوم✏️
🔸یکی از نویسندگان این کارکرد مهم طنز را اینگونه توضیح میدهد:
طنز فرصتی فراهم میکند تا وجوهی از فرهنگ و جامعهٔ خود را بازنگری کنیم که امکان سخن گفتن مستقیم از آنها بیفایده یا اساساً مخاطرهآمیز است. در پشت خندههای گاه کشدار و گاه تلخ و کوتاه طنز، همواره اندیشه و ژرفنگری به کمین نشسته است.
🔹قدرت شگفتانگیز طنز در آن است که زوایای پنهان را از منظری که شاید در نگاه اول وحشتناک و باورناپذیر به نظر آید، نشان میدهد؛ اما پس از فروکش کردن خنده و لحظاتی تأمل و تفکر سوژههای طنز، خود را بهصورت حقایقی تلخ نمایان میسازد. روح انتقادی طنز سبب میشود مخاطبان جنبههای نادرست اندیشه، کردار و فرهنگ جمعی را بازنگری و سرانجام آنها را اصلاح و دگرگون کنند.
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#جامعه_شناسی_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_کتابهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖حكمت طنز✍
[مبانی نظری و کاربردی و جایگاه آن در رسانه]
#حکمت_طنز
#دکتر_محمد_سلیمی
🔹ترویج انتقادگری و انتقادپذیری🔹
بخش چهارم✏️
🔸از سوی دیگر، طنز هشدار و زنگ خطری است که گروههای پیشرو اجتماعی به صدا در میآورند. براساس این نظریه، طنز از فاصلهها سخن میگوید. از اینرو با وجود ظاهر تمسخرآمیزش باید زیرکانه آن را گرفت و به آن احترام گذاشت. زیرا طنز قصد ترمیم شكاف اجتماعی و کاهش بحران را دارد؛ آن هم به بهترین شکل و در صلحجویانهترین وجه ممکن.
🔹اگر جامعه درک کند که در طنز خشونت و خشم نهفته است و به آن به دیدهٔ احترام بنگرد، در این صورت هشدارِ طنز برای جامعه ثمربخش خواهد بود و چه بسا با بازسازی نقش طبقات اجتماعی، فاصلهها کاهش مییابد و پل ارتباطیِ گروهها و طبقههای اجتماعی و بهویژه گروههای قدرت با مردم دوباره احیا و برقرار میشود.
🖇🖇🖇
منبع:
(حکمت طنز. دکتر محمد سلیمی. صفحه ۲۶۶-۲۶۷)
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#جامعه_شناسی_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_کتابهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📜 من و ریاکاری؟ هرگز! 👳♂
#لطایف_الطوایف
#فخرالدین_علی_صفی
#از_لطافتهای_زندگی
#شهاب_الدین_عباسی
✍ ابوالعلای مُرایی واعظی بوده است مشهور و معروف، و به صفت سُمعه و ریا موصوف. روزی بر سر منبر گفت: « مردم مرا مرایی میگویند و حالآنکه در کمال صدق و اخلاصام و از شائبهٔ ریا و سمعه خلاصام و همیشه در إخفای طاعات و ستر عبادات میکوشم و خیرات و مبرات خود را از جمیع بریات میپوشم. دوش صد رکعت نماز گزاردهام و امروز روزه دارم و صد درم تصدق کردهام. و امشب و فردا نیز همین طاعت بهجا خواهم آورد. و هرچه دارم در راه رضای خدای تعالی صدقه خواهم داد و آن را به هیچ احدی ظاهر نخواهم کرد، و آن میان من و خدای من است!»
📎📎📎
منبع:
(از لطافتهای زندگی. شهابالدین عباسی. صفحه ۱۱۹)
#طنز_مقدس
#طنز_و_دین
#طنز_و_اخلاق
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#حکایات_حکیمانه_و_کوتاه_نوشتهای_طنز
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚طنز و انتقاد در دوران پهلوی💀
#تولدی_دیگر
#فروغ_فرخزاد
#حسن_جوادی
#تاریخ_طنز_در_ادبیات_فارسی
بخش اول✏️
🔸شعرایی که شعر فارسی را از قید قافیه و وزن سنتی آزاد ساختند، گاهی آثار طنزآمیزی از خود بهجا گذاشتند. چون تعهد شاعر نسبت به اجتماع، یکی از مهمترین مسائل مطرح در ادبیات جدید است، طبیعی است که انتقاد از معایب و مفاسد اجتماعی قسمت قابلتوجهی از شعر جدید فارسی را تشکیل میدهد و از این میان مسائل بهصورتی سمبلیک یا طنزآمیز مطرح میشوند.
🔹شعرای جدید نیز مانند نویسندگان دورهٔ مشروطیت، از لحاظ زبانی از آزادی زیادی برخوردار هستند و زبان محاورهای و کوچه و بازار بیشتر و بهتر بیانگر مسائل طنزآمیز اجتماعیاند. بهعنوان نمونه در اینجا قسمتی از شعر «ای مرز پرگهر» فروغ فرخزاد نقل میشود، که در آغاز انتقادی لطیف از وضع قرطاسبازی در ادارات را میکند تا اینکه موفق میشود شناسنامهای بگیرد و فاتح شود «و خود را به ثبت برساند.»آنگاه از وضع شعرای هم دورهٔ خود سخن میگوید:
#طنز_مقدس
#طنز_سیاسی
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#رویداد_های_طنز_روز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚طنز و انتقاد در دوران پهلوی💀
#تولدی_دیگر
#فروغ_فرخزاد
#حسن_جوادی
#تاریخ_طنز_در_ادبیات_فارسی
بخش دوم✏️✏️
در سرزمین شعر و گل و بلبل
موهبتی است زیستن، آن هم
وقتیکه واقعیت موجود بودن تو پس از سالهای سال پذیرفته میشود
جایی که من
با اولین نگاه رسمیام از لای پرده، ششصد و هفتاد و هشت شاعر را میبینم
که، حقهبازها، همه در هیئت غریب گدایان
در لای خاکروبه، به دنبال وزن و قافیه میگردند
و از صدای اولین قدم رسمیام
یکباره، از میان لجنزارهای تیره، ششصد و هفتاد و هشت بلبل مرموز
که از سر تفنن
خود را به شکل ششصد و هفتاد و هشت کلاغ سیاه پیر درآوردهاند
با تنبلی بهسوی حاشیهٔ روز میپرند
و اولین نفس زدن رسمیام
آغشته میشود به بوی ششصد و هفتاد و هشت شاخه گل سرخ
محصول کارخانجات عظیم پلاسکو
موهبتی است زیستن، آری
در زادگاه شیخ ابودلقک کمانچهکش وافوری
و شیخ ای دل ای دل تنبکتبار تنبوری
شهر ستارگان گرانوزن سابق و باسن و پستان و پشت جلد و هنر
گهوارهٔ مؤلفان فلسفی «ای بابا بمن چه ولش کن»
مهد مسابقات المپیک هوش - وای!
جایی که دست به هر دستگاه نقلی تصویر و صوت میزنی، از آن
بوق نبوغ نابغهای تازه سال میآید
و برگزیدگان فکری ملت
وقتی که در کلاس اکابر حضور مییابند
هر یک به روی سینه، ششصد و هفتاد و هشت کبابپز برقی
و بر دو دست ششصد و هفتاد و هشت ساعت ناو زر ردیف کرده و میدانند
که ناتوانی از خواص تهیکیسه بودن است، و نه نادانی
🔸🔸🔸
فاتح شدم، بله، فاتح شدم!
اکنون به شادمانی این فتح
در پای آینه، با افتخار، ششصد و هفتاد و هشت شمع نسیه میافروزم
و میپرم به روی طاقچه تا، با اجازه، چند کلامی
دربارهٔ فواید قانونی حیات به عرض حضورتان برسانم
و اولین کلنگ ساختمان رفیع زندگیام را
همراه با طنین کف زدنی پرشور
بر فرق خویش بکوبم
من زندهام، بله، مانند زندهرود، که یک روز زنده بود.
و از تمام آنچه که در انحصار مردم زنده است، بهره خواهم برد
من میتوانم فردا
در کوچههای شهر، که سرشار از مواهب ملیست
و در میان سایههای سبکبار تیرهای تلگراف
گردشکنان قدم بردارم
و با غرور، ششصد و هفتاد و هشت بار، به دیوار مستراحهای عمومی بنویسم
خط نوشتم که خر کند خنده.
🖇🖇🖇
منبع:
(تاریخ طنز در ادبیات فارسی. حسن جوادی. صفحات ۷۶-۷۸)
#طنز_مقدس
#طنز_سیاسی
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#رویداد_های_طنز_روز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📖شعرهای فرانو✍
#اکبر_اکسیر
#پستهٔ_لال_سکوت_دندانشکن_است
#طنز_مقدس
#طنز_و_اخلاق
#جایزه_ادبی_جلال
#خوانش_اشعار_طنز
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan
📚لبخند😊
#برادهها
#سید_حسن_حسینی
😉تبسم، انقلابی در کشور لبهاست و اخم، کودتایی در پهنهٔ پیشانی!
😄افزایش لبخندهای در حال گردش از نرخ دلهای متورم میکاهد!
😅اگر کارهای برخی از سیاستمداران نبود، نسل پوزخند منقرض میشد!
😝بعضیها معتقدند «نیشخند» لبخندی است که کلهاش بوی قورمهسبزی میدهد!
😐دهانی که هرگز نمیخندد، فقط به درد مسواک زدن میخورد!
🥴اگر «دهنکجی» تربیتِ درستی داشت، لبخند میشد!
🤒فقر ویتامین، جسم را تهدید میکند و فقر لبخند، روح را!
😬لبخند برنامهریزی شده از اختراعات سیاستمداران است و لبخند بیریا از ابتکارات عاشقان!
🤓در جامعهٔ لبهای در حال رشد، لبخند، شرط اول «توسعه» است!
🤣اگر برای اخم مالیات وضع میشد، بعضیها شب و روز ریسه میرفتند!
👨👩👧👦بعضی محافظه کاران معتقدند برای خندهٔ «دسته جمعی» هم باید از مقامات مسئول، مجوز گرفت!
🧐در محلهٔ ما معمولاً ابرقدرتِ «غم نان» طرح توزیع عادلانهٔ لبخند را «وتو» میکند!
😎با «دل خونین» «لب خندان» آوردن، زیباترین شکل تقیه کردن است!
🥰خنده یک حادثهٔ فیزیکی در چهره نیست، یک پدیدهٔ متافیزیکی در دل است!
😆هیچ شورایی صلاحیت خنده به ریشِ دنیا را رد نمیکند!
👌در راهپیمایی آرام و تاریخیِ خندههای معنیدار، پلاکارد اصلی به دست عبید زاکانی است!
🔗🔗🔗
منبع:
(سکانس کلمات. سعید یوسفنیا. صفحات۲۹۷-۲۹۹)
#برادهها
#طنز_مقدس
#طنز_و_اخلاق
#سید_حسن_حسینی
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا : @tarzetanz
🆔 تلگرام : @tarzetanz
🆔 اینستاگرام : @hassan__malekan