eitaa logo
طرز طنز
63 دنبال‌کننده
130 عکس
6 ویدیو
2 فایل
ارائه مطالب ادبی - پژوهشی در حوزه ادبیات طنز - ارتباط با مدیر کانال: @chapaak
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ چند اثر شوخ‌طبعانه📖 نظام بی‌نظام ار کافرم خواند چراغ کذب را نبود فروغی مسلمان خوانمش زیرا که نبود مکافات دروغی جز دروغی 🌺🌺🌺 ز اندیشه‌ی من چو فهم من شد که کی‌ام لایق نبود که من به تقلید زی‌ام یا من خرم و جمله جهان آدمی‌اند یا جمله جهان خرند و من آدمی‌ام 🌺🌺🌺🌺 مطایبه با سیف‌الدین باخَرزی: مفخر دهر شیخ باخَرزی بالله ار تو به ارزنی ارزی! با خردمند کی توانی زیست چون تو را گفته‌اند: با خَر زی! 🔸جواب شیخ باخَرزی: برو ای دوست طاعتی می‌کن تا به کی فسق و معصیت ورزی آخر عمر با تو خواهم زیست چون مرا گفته‌اند: باخَرزی! 📎📎📎 منبع: (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی. معظمه اقبالی. صفحه۱۳۵) @tarzetanz
📚 اینترنت ✏️ 🔸یاهو🔹 هی گفتند: پدر مادرها! مراقب بچه‌ها باشید اینترنت چیز بدی است ماهواره خطر دارد بچه‌ها منحرف می‌شوند... گوش ندادیم که ندادیم حالا مادر رفته دبی، کنسرت پدر رفته دنبال تقویتی چهار کاره کاش مراقب پدر مادرها بودیم! 🖇🖇🖇 منبع: (مالاریا. اکبر اکسیر. صفحه۵۹) 🔸🔸🔸 🔸کافی‌نت🔹 رایانه تا رسید مادر به اینترنت پیوست پدر به رحمت ایزدی... و شام ما در بشقاب پشت‌بامِ خانه کپک زد! میل داشتی به آدرس من ایمیل بزن: www.w.c! 🖇🖇🖇 منبع: (بفرمایید بشینید صندلی عزیز. اکبر اکسیر. صفحه۹) @tarzetanz
📖 کم شوخی نکنید! 😊 یونس شیبانی می‌گوید: «کَیفَ مُداعَبةُ بَعضِکُم بَعضاً»؛ پیغمبر(ص) از او پرسید: شما مؤمنین بین خودتان چطور شوخی می‌کنید؟ «قُلتُ قَلیلٌ. قالَ فَلا تَفعَلوا»؛ عرض کرد: کم شوخی می‌کنیم. پیامبر(ص) فرمودند: کم شوخی نکنید! نسبت به قلت و کثرت مراد چیست؟ قلیل؛ یعنی گاهی. فَانَّ المُداعَبةَ مِن حُسنِ الخُلق؛ شوخی کردن در رابطه با حُسن‌خلق مطرح است. «اَنَّ اللّهَ تَعالی بَعَثَ اَنبیاءَهُ»؛ خداوند پیامبرانش را مبعوث فرمود، «فَکانَت فیهِم کَزازَةٌ»؛ چه بسا آنها از نظر چهره‌ها دارای گرفتگی بودند، «وَ بَعَثَ مُحَمّداً(صلی‌الله علیه و آله و سلم) بِالرَّأفَةِ وَ الرَّحمَةِ»؛ و پیغمبر(ص) را به رأفت، رحمت، مهربانی و دوستی مبعوث فرمود، «وَ کانَ مِن رَأفَتِه لِاُمَّتِهِ مُداعَبَتُهُ لَهُم»؛ از رأفت او نسبت به امت بود که با امتش شوخی می‌کرد، «کَیلا یَبلُغَ بِاَحَدٍ مِنهُمَ التَّعظیمُ حَتّی لایَنظُرَ اِلیَه»؛ به خاطر این بود که عظمت او به احدی از امت نرسد. چون آنقدر عظمت داشت که چه بسا احدی از امت نمی‌توانست به او نگاه بکند. این رأفت و رحمت او بود که شوخی می‌کرد تا بتوانند نگاهش بکنند؛ یعنی عظمت پیغمبر اکرم(ص) این‌قدر زیاد بود. 📎📎📎 منبع: (استهزا، شوخی و خنده. آیت‌الله مجتبی تهرانی. صفحه -۴۷ ۴۸) @tarzetanz
📚 خطرناک بیخودی (آچار فرانسه) 🛠 همسایه‌مون یه آدم شریفه خیلی نجیبه، خیلی‌ام حریفه معایبش؟ هیچی نداره... ماهه محاسنش؟ عین قدش کوتاهه با نمره‌ی سه می‌زنه ریش‌شو رو جام‌جم سِت می‌کنه دیش‌شو عموم می‌گه تو کار صادراته رئیس شرکت مخابراته دایی‌م می‌گه گمون کنم تاجره ننه‌م می‌گه نه، دیوونه‌س... شاعره! همسایه‌ها بهش می‌گن مهندس کاسبا بش می‌گن رئیس مجلس هر کی که هس خیلی شلوغه سرش عقیق اصله شیش تا انگشترش یه روز دوبی می‌ره، یه روز فلسطین یه روز قطر، یه روز ژاپن، یه روز چین یه روز کره‌س، یه روز می‌ره روسیه گمون کنم تو کار جاسوسیه خاله‌م می‌گه تاجر قرص اکسه سهام‌دار عمده‌ی فارکسه یه روز تو کار نقد شعر نیماس یه روز معاون صدا و سیماس ما که نفهمیدیم کیه، چیکاره‌س یه شب دیدیم دبیر جشنواره‌س بابام بلن می‌گه به جمع حاضر نه کاسبه، نه تاجره، نه شاعر می‌شناسمش، اهل حساب کتابه تو کار صادرات انقلابه 🖇🖇🖇 منبع: (هِی شعر ترانگیزد. سعید بیابانکی. صفحه ۶۳-۶۴) @tarzetanz
📜 سبب تصنیف کتاب مُلستان ✍ یک شب، در رزیت برادرم که چون عُقده‌ی ذَنَب درهم بودم و از بسیاری حزن و غم، لب نمی‌گشودم و زبان حالم بدین مقال مترنم بود: ای که پابست غفلت و هوسی ترسم آخر به کام خود نرسی روزی آید که پیر و خسته شوی از غم آسمان شکسته شوی تیر پیری چو در برت بنشست از کمندش کجا توانی جست؟ تا که این چند روز در کاری پای رفتار و قدرتی داری هم توان جوانی‌ات باشد نوبت کامرانی‌ات باشد خانه آباد کن ز طاعت حق از گناهان، برو، بشوی ورق زین ظریفان شوخ و چرب‌زبان روزی آید که نیست نام و نشان رسم و آداب بندگی آموز کار از دست تو نرفته هنوز نیکبخت آن‌که فکر توشه کند خرمنش نیست جمع خوشه کند مور اگر در هوای مستان بود کی شه خویش در زمستان بود؟ چند روزی خلاف مستی کن عمر خود صرف حق‌پرستی کن برگ عیشی اگر فرستی پیش تا ابد فارغی ز هر تشویش دل به دنیای دون نباید بست رستگار آن‌که این قفس بشکست پند من یا که سعدی شیراز تو برو مرد باش و کار بساز به خاطرم گذشت اگر بخواهم دلِ افسرده را سکینتی دهم و خاطر پژمرده را طمأنینتی، کتابی در اقتفای گلستان بی‌پیرایه‌ی کلفت، هدیه‌ی دوستان را فرا آرم بر آن نهج که خوانندگان را حکمت افزاید، بینندگان را بهجت. جمله با خود عهد بستم و به گوشه‌ای نشسته، چندی راه مراودت مسدود کردم و امر معاشرت محدود. تا خاطرم بدین مهم مشغول بود آرزوی ضمیرم در آیینه‌ی مقصود دیگر نمی‌تافت که گفته‌اند: « هِمَمُ الرِّجال تَقلَعُ الجِبالَ». هر که او همت استوار کند زود باشد که کار خود سازد جوجگان کی برون شوند از تخم مرغ اگر جز به بیضه پردازد؟ 📎📎📎 منبع: (مُلستان. میرزاابراهیم تفرشی. صفحه۱۹-۲۰) @tarzetanz
📖witمعنا و مفهوم واژه انگلیسی ✍ این کلمه معمولاً به «بذله»، «بذله‌گویی» و «بذله‌گو» در فارسی ترجمه شده است و ما هم از آن پیروی کرده‌ایم. اما باید نکته‌ای را در این‌باره در نظر داشت وگرنه ممکن است در جاهایی[و از جمله در فصل سوم ترجمه‌ی همین کتاب] باعث سردرگمی خواننده‌ی فارسی‌زبان شود. اولاً wit نوعی شوخ‌طبعی همراه با تخریب و چیزی آمیخته به حاضرجوابی و متلک‌گویی و منظوردار است در حالی که بذله در فارسی به معنای «سخن مرغوب و خوش و لطیف» است(لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ معین) که مهربانی و خوش‌محضری آمیخته با شوخ‌طبعی را به ذهن متبادر می‌کند. ثانیاً کاربرد wit در زبان انگلیسی، در مقایسه با کاربرد بذله در زبان فارسی، بسیار گسترده‌تر است تا آنجا که گاه هم‌عرض شوخ‌طبعی قرار می‌گیرد. نمونه‌ی زیر مبهم بودن هر دو مورد ذکر شده در ماهیت wit و نیاز به یافتن معادلی بهتر برای آن را نشان می‌دهد. تعریف آمبروز بیرز، طنزنویس آمریکایی از «طنز»[satire] با ترجمه‌ی رضی هیرمندی چنین است: «یکی از انواع فراموش شده‌ی ادبی که نویسنده در آن خطاها و حماقت‌های دشمنان خود را با لطافتی خام وصف می‌کند. طنز[satire] در این کشور همواره سست و کج‌دار و مریز بوده، زیرا روح طنز بذله‌گویی[wit] است که کُمیت‌مان در آن لنگ است و ما آن را با شوخ‌طبعی اشتباه می‌گیریم. شوخ‌طبعی[humour] ما نیز مثل شوخ‌طبعی در هر جای دیگر با مدارا و همدردی همراه است...». 🔗🔗🔗 منبع: (فلسفه طنز. جان موریل. ترجمه محمود فرجامی. صفحه۲۱) @tarzetanz
📝 گفتگوی دو بیوه 🤷‍♀🤦‍♀ دو بیوه به هم گفت‌وگو ساختند سخن را به طعنه درانداختند یکی گفت: «کز زشتی روی‌ِ تو نباشد کسی در جهان شویِ تو» دگر گفت: «نیکو سخن رانده‌ای تو در خانه از نیکویی مانده‌ای!» 📎📎📎 منبع: (طنز و شوخ‌طبعی در ایران و جهان اسلام. علی‌اصغر حلبی. صفحه۶۸۹) @tarzetanz
📄نظریه‌های بنیادین گفتمان لطيفه🙂 بخش اول✏️ 🔸نظریه‌ی برتری‌جویی🔸 افلاطون(در کتاب جمهوری) و ارسطو(در بوطیقا) دو چهره‌ی سرشناس و البته کهن این نظریه محسوب می‌شوند. افلاطون، حسادت(envy) را عامل اصلی کمیک معرفی می‌کند. ارسطو، کمدی را تقلید از کنش، اطوار و اخلاق زشت می‌داند. البته کمدی به نظر افلاطون «تقلید بدترین صفات انسان نیست، بلکه تقلید اطوار شرم‌آوری است که موجب ریشخند و استهزاء می‌شود. آنچه موجب ریشخند می‌شود نیز امری است که در آن عیب و زشتی هست، اما از آن عیب و زشتی به کسی گزند نمی‌رسد». (فن شعر، ترجمه زرین‌کوب، ۱۲۰) در واقع از نظر افلاطون و ارسطو، خنده از بی‌کفایتی (inadequacy) شوخی‌کننده و شوخی‌شنو حاصل می‌شود. تاماس هابز (۱۹۶۶) (Hobbes) معتقد است: «خنده چیزی نیست مگر، شعفی ناگهانی که از ادراک ناگهانی امری مهم در ضمیر جان خود، به واسطه‌ی قیاس با تزلزل دیگران با خودمان احساس می‌کنیم. انسان‌ها وقتی به یاد اشتباهات خود در زمان گذشته می‌افتند و وقتی یقین حاصل می‌کنند که این یادآوری به ضررشان تمام نمی‌شود، به خنده می‌افتند». نظریه‌پردازان بسیاری که در حوزه طنز کار می‌کنند، مثل موریل( ۴-۱۴: ۱۹۸۳)، راسکین(۸-۳۶ : ۱۹۸۵)، فوگل (۵-۱۷: ۱۹۸۹) و آتاردو (۴۹-۵۰: ۱۹۹۴) به مسأله‌ی برتری‌جویی به منزله‌ی عامل خنده پرداخته‌اند. @tarzetanz
📄نظریه‌های بنیادین گفتمان لطيفه🙂 بخش دوم✏️✏️ 🔸نظریه‌ی برتری‌جویی🔸 از زمان هابز به بعد، فیلسوفان دیگری از جمله هانری برگسون، به نظریه‌ی تفوّق یا برتری‌جویی پرداخته‌اند. به زعم برگسون، خنده رفتاری اجتماعی است که هدفش تصحیح رفتار افرادی است که به جای انعطاف‌پذیری، خشک و عبوسانه عمل می‌کنند. در واقع، افراد خنده‌دار، کسانی هستند که نه بسان موجودات متعادل، که ماشین‌وار رفتار می‌کنند. نظریه‌ی برتری‌جویی به تلاش انسان بدوی برای مقابله با دشمن -که امروزه به شکل خنده‌ی متمدنانه در آمده است- نیز اشاره می‌کند. ما با خنده به حماقت و دستپاچگی‌های دیگران، از احساس برتری بر آنان مشعوف می‌شویم. در این خصوص، اتفاقی هر چند کوچک نیز ما را به وجد می‌آورد. عامل دیگر خنده، احساس قرابت با یک گروه قومی به منظور انتقام گرفتن از گروه‌ها یا اقوام دیگر است. البته مواقعی هم پیش می‌آید که در لطیفه‌ها چیز برتری‌جویانه‌ای که به خنده‌مان بیاندازد، برخورد نکنیم. موریل(۱۹۸۳:۱۴) به خوبی جمع‌بندی می‌کند: « در برخی مواقع به خنده‌های کمیک یا غير‌کمیک برمی‌خوریم که در آنها احساس برتری‌جویی، محلی از اعراب ندارد.» @tarzetanz
📄نظریه‌های بنیادین گفتمان لطيفه🙂 بخش سوم✏️✏️✏️ 🔸نظریه‌ی رهاسازی و آسودگی🔸 این نظریه با نام زیگموند فروید پیوند خورده است. فروید در مقاله‌ای با نام «شوخی‌ها و ارتباط آنها با ضمیر ناخودآگاه» نشان می‌دهد که «گاه واژه‌های پلید و کنایه‌هایی که به محرّمات معین صورت می‌گیرد، علاوه بر معنای سطحی، از معنویت روانی نیز برخوردارند.» (اسپراکمن، ۱۳۷۵:۸۹). فروید میان دو گروه از شوخی فرق می‌گذارد: شوخی‌های سهوی (abstract) و شوخی‌های عمدی (tendentious). فروید شوخی‌های عمدی را با تاریخ تکاملی ظرفیت کمیک انسان هم‌عصر می‌داند. شوخی‌های عمدی، شکل رشد یافته‌ی جوک کثیف (dirty joke) هستند. فروید، شوخی عمدی را به سه گروه جنسی، تهاجمی و بدبینانه تقسیم می‌کند. هدف هر سه نوع، راضی نگه‌داشتن امیال سرکوب شده است و عامل سرکوب‌گر، جامعه یا هنجارهای نهادینه شده‌ی آن است. این مفهوم، اساس نظریه‌های تحریک‌محور را تشکیل می‌دهد. @tarzetanz