eitaa logo
تصرف🍃
149 دنبال‌کننده
47 عکس
14 ویدیو
0 فایل
پناه بر خدای فاتحان
مشاهده در ایتا
دانلود
عید شد؟ 😶‍🌫 من تو مطب دکترم عالی شد😁
مبارک همه ان شاالله این بهار بهار پیروزی حق بر باطل باشه به برکت خون امام شهیدمون
الهی قربون این رقت قلبت بشم گفت عروس دومادا برن سر زندگیشون😭😇🥲 اصلا دلم خواست یه بار دیگه با همسرم برم محضر حتی
با هیئتی ناشــناس با شما در تاکســی که به درخواســت خودم تهیه شــده بود در خیابانهای تهران همســفر میشــدم و به ســخنانتان گوش فرا میدادم و این نوع نمونــه گیری را از خیلی از نظرسنجی ها برتر میدانستم
جایی شنیده بودم یکی از عذاب های خداوند پس قتل اباعبدالله در کربلا اینه که خدا روییت هلال عید فطر رو سخت کرد نمیدونم چه رازیه توش ولی عذاب عجیبی به نظر میرسه یک شکل کوچکی از ارتداد از پیش طراحی شده توسط خدا به نظر میاد عجیبه و الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت مولانا امیرالمومنین ❤️
رسانه‌های اسرائیلی از وارد شدن خسارات قابل توجه و برخاستن ستون‌های دود در شهر ریشون لتسیون در حومه تل‌آویو در اثر برخورد موشک ها خبر دادند. .
هدایت شده از علیرضا زادبر
مزخرف میگویی جناب رامبد جوان هم مثل جناب علی دایی مزخرف می گوید. جملات کلی، ایران گرایی فیک، عدم نام بردن از دشمن متجاوز، دوپهلو حرف زدن! همه اینها به کنار! جناب رامبد جوان می فرماید: این خاک هیچ گاه تسلیم نشده! خب مزخرف میفرمایید. اتفاقا در دویست سال گذشته تسلیم شدیم. پس در ترکمنچای آن هفده شهر و منطقه چه بود که از ایران جدا شد؟ پس هرات چگونه توسط انگلستان جدا شد؟ پس جنگ جهانی اول و دوم چگونه تصرف و اشغال شدیم با میلیون ها کشته و قتل عام ایرانیان... پس چگونه ایران ما هر دوره کوچکتر و کوچکتر شد؟ بی وطنی شما حال بهمزن است. @Politicalhistory
هرچه هست از خداست تحقیقا و حقیقتا (هذا من فضل ربی) هو یاعلی مدد
تصرف🍃
یه بار دیگه بزن اول صبحی شارژ شی
☑️امضای شخصی و هنر تصویر یا 🔴چرا پیام های آقا سید مجتبی به دل می نشیند؟ 🖋️قاسم قربانی ✅دومین پیام آقا سید مجتبی به مناسبت فرارسیدن عید نوروز و عید فطر منتشر شد. هر دو پیام در همان سطرهای اول به شدت گیرا بود و به دلم نشست. وقتی با دیگران صحبت کردم، دیدم که به دل نشستن، حسی مشترک بوده است. دل نشینی می تواند عوامل زیادی داشته باشد؛ از محتوای متن تا شرایط بیرونی صدور پیام و فرم و سبک نگارش. به عنوان معلم ساده ادبیات بر خود لازم می دانم، کمی درباره فرم و سبک نگارش ایشان و نقشی که در گیرایی متن دارد، صحبت کنم. 🔍در همان نظر اول دو ویژگی بارز در سبک نوشتاری هر دو پیام، توجهم را به خودش جلب کرد: اول حضور قوی شخصیت نویسنده در متن و دوم نشان دادن به جای گفتن! اما این دو چیستند و چگونه در دو پیام حضور داشتند؟ 1️⃣ حضور نویسنده: در متنهای اداری و علمی، به عنوان یک استاندارد و ارزش، شخصیت نویسنده تا حد امکان از متن حذف می شود. این نوع متنها به گونه ای است که انگار هر کسی می تواند آن را نوشته باشد. به بیان دیگر، امضای شخصی هیچ کسی پای آن ها نیست. این متنها چیزی که نشان دهد یک انسان به خصوص پشت آن است، ندارند. عواطف و لحن شخصی، پشتشان حس نمی شود. حتی گویی از لا مکان و لازمان صادر شده اند. کلمات در این گونه بیانیه ها، تابوت هایی هستند که جسد معنا را با خود حمل می کنند و جمله ها روح ندارند. معنایی که از این پیامها بر می آید به راحتی از طریق واژگان دیگر و به دهها شکل دیگر قابل بازسازی است. ‼️اما پیامهای آقا سید مجتبی، دقیقاً واجد امضای شخصی است. حضور شخص نویسنده در متن کاملا هویداست. از خاطراتش می گوید، از همسر و خواهر شهیدش سخن به میان می آورد و از این که حتی علاقه خود به همسرش را ابراز کند، خجالت نمی کشد. در پیام اول برایمان می نویسد از افرادی بوده است که پیکر پدر را پس از شهادت زیارت کرده و کوهی از صلابت «دیده است». همچنین «شنیده است» که مشت دست سالمش را گره کرده بود. پیام متنی نیست که از ناکجا پرتاب شده باشد. نویسنده ای دارد که «می بیند» و «می شنود» و دیده ها و شنیده هایش را برای ما تعریف می کند. نویسنده ای که به صورت ناشناس در تاکسی می نشیند و حرفهای ما مردم را می شنود. مثل یک معلم، توضیح می دهد آیه ای که در ابتدای پیام آمده چه معنایی دارد و چه معنایی ندارد. حتی وقتی با پاکستان صحبت می کند، علاقه ویژه خود و پدرش را به این کشور پنهان نمی کند و خاطره بغض پدر را در خطبه های نماز عید فطر به خاطر سیل پاکستان تعریف می کند. (یادش به خیر! در کنار رفیق خوبمان شهید امیر اشرفی، توفیق حضور در آن نماز را داشتیم و همراه با رهبر شهید بغض کردیم و اشک ریختیم). لحن صمیمی و امضای شخصی نویسنده ما را مطمئن می کند که آقا سید محتبی در حال سخن گفتن با ماست نه فلان دبیرخانه یا هوش مصنوعی. 2️⃣نشان دادن به جای گفتن: یکی از مهمترین اصول داستان نویسی این است: «نگو! نشان بده!» بر اساس این آموزه، نویسنده به جای این که سخنرانی کند باید تصویر بسازد. مثلا به جای این که بگوید، فلان رویداد غمناک بود، غم را به تصویر بکشد و به جای این که بگوید ترسناک بود، برای ترس رویداد و تصویر خلق کند. پیامهای آقا سید مجتبی، داستان نبود، اما سرشار بود از تصویر سازی. به جای این که بگوید، پدر شهید، تا آخرین لحظه استوار بود، می نویسد: «شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود»! به جای این که بگوید: با مردم ارتباط داشته ام و حرفهای آنها را شنیده ام، به صورت ناشناس سوار تاکسی شده، با مردم هم کلام شده و از آنان می آموزد. به جای آن که صرفا بگوید رهبر شهید، به پاکستان علاقه داشت، تصویر بغض گریه آلود او را هنگام سخن گفتن از سیل پاکستان ترسیم می کند و هنگامی که از لزوم پرداخت غرامت سخن می گوید، مرد قدرتمندی را تصویر می کند که یا غرامت را به زبان خوش می گیرد یا به زور می ستاند و اگر هیچ کدام نشد، به هر اندازه که شد، از اموال مجرم به آتش می کشد. ❇️اگر بخواهم، سبک بیان رهبر جوان را با رهبر شهید، مقایسه کنم، می توانم بگویم رهبر شهید به سان یک سخنور بزرگ کهن در انتخاب واژگان، نظم و چینش کلمات، ایجاز سخن و ایجاد شبکه های معنایی مستتر، توانا و استاد‌‌‌ بود و لحن رهبر جوان، مدرن تر و صمیمی تر است. رهبر شهید، از قواعد و حکمت های کلی سخن می گفت و به رسم تبیین برای آنها مثال و حکایت بیان می کرد، اما رهبر جدید، از همین پایین و با حکایت از دل رویداد سخن را آغاز می کند و سپس به سمت قاعده و حکمت کلی حرکت می کند. حکمتی که چه بسا در کلام پوشیده بماند و کشف آن به ذوق و هوش خواننده واگذار شود. @shahr_naame