تَسَلآ|TASALLA
__♡
_
رو ندارم که بگویم صنم و جان منی
مذهبی بودن ما دردسری شد که نگو ...؛)
تَسَلآ|TASALLA
__♡
_
بغلم کن که مرا گریه مجالی بدهد
زخمها خوردهام از مرهم این آدمها...
_گفت: اگر کلمه بودی؟
+گفتم : خسته، فرتوت، آشفته، بی تاب، غم زده
امیدوار، امیدوار، امیدوار .
تَسَلآ|TASALLA
__♡
_
عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخنها که خدا با من تنها دارد...؛ )