چون واسم کشک خریده بهترین دوستم نیست، واسم کشک خریده، چون بهترین دوستمه. متوجهی؟
چون مغز، قبولش کرده و این رو میدونه؛ ولی قلب، هرچی به فکتی که مغز خیلی وقته بهش رسیده نزدیک تر میشه، شکننده تر میشه.
دونستنِ فکت با مغز کافی نیست، قبول کردنش با قلب هم- قبل از اتفاق افتادن فکته که باعث میشه کمتر درد داشته باشه.
«مرگ آگاهی»
با هر لحظه آگاه بودن بر اینکه یک روز بالاخره میمیرم، تصمیم میگیرم.
بهش فکرکن، اونموقع دیگه ترسناک نیست جلوی یه مدرسه آهویی دارم خوشگله بخونی، یا جلوی یه جمعیتی از دخترای مدرسه ای چرخ و فلک بزنی. حالا فهمیدی چرا؟
دوست دارم بدونم اسمِ ترکیبِ خشم، انتظار، شکایت، استرس و بلاتکلیفی چی میتونه باشه.