قدر اون روزایی که هرروزِ خدا همدیگه رو می دیدیم رو ندونستم و حالا بیشتر از چند ماهه که با داداشم والیبال بازی نکردم.
"چرا انقدر معذرت خواهی می کنی؟!؟" ـو مردعنکبوتیِ بی تار!
من حتی وقتی اتفاقی رویِ کتابم پا گذاشتم هم، ناخودآگاه گفتم "ببخشید". توقعا داریا.
همینه که نیست
Where ever you go I won't be far to follow
Gonna love you sooo~