eitaa logo
کانال رسمی سازمان دارالقرآن الکریم
17.7هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
2.1هزار ویدیو
46 فایل
کانال رسمی و اطلاع رسانی سازمان دارالقرآن الکریم پایگاه اطلاع رسانی: www.telavat.ir شماره تماس سازمان: ۰۲۱۶۶۹۵۶۱۱۰ آدرس: تهران.خیابان حافظ.پایین تر از طالقانی.خیابان رشت.شماره ۳۹
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 آیت الله مجتهدی تهرانی(ره): روایت داریم؛ ✨هرکس بعد از نماز واجب، یک دعای مستجاب دارد✨ وقتی خدا به شما می‌گوید: بعد از نماز دستت را بلند کن، و یک حاجت بخواه، چرا انجام نمی‌دهی؟! 👇👇👇 ✅ @telaavat
🍀 ☀️ توشه آخرت 🍃 مرحوم آیت الله کوهستانی (ره) در این اواخر عمر بسیار نگران آخرتش بود، با همه زهد و ورع، خود را دست خالی می دید 🍃 از این رو هرگاه برخی از شاگردان او از قبیل شهید هاشمی نژاد و دیگر فضلا که از مشهد به حضورشان می رسیدند، می فرمود: «سلام مرا به امام رضا علیه السلام برسانید و بگویید شیخ محمد دارد می آید، ولی دست خالی است.» 🍃 فرزندشان می گوید: روزی یکی از علمای منطقه در محضرش حضور داشت وقتی نگرانی ایشان را از سفر آخرت مشاهده نمود به ایشان عرض کرد: شما کارها و وظایفتان را به خوبی انجام دادید و نباید مشکلی داشته باشید 🍃 آقا با چهره ای برافروخته در جوابش فرمودند: چه می گویی؟ ✨امامی مثل علی علیه السلام وقتی که می خواهد از دنیا برود می گوید، نمی دانم خدا با من چه طور می خواهد معامله کند؟✨ 👇👇👇 ✅ @telaavat
🍃 🌷امام رضاعلیه السلام: ✨هرکس نتواند با کارهای نیک گناهانش را بپوشاند بسیار صلوات بفرستند زیرا که صلوات گناهان را نابود می کند. 📚آثار صادقین ج۱۱ ص۲۴۱ 👇👇👇 ✅ @telaavat
ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ، ﺟﻨﻮﺑﯽ ﻫﺎ میدانند ﮐﻪ ﭼﻪ میگویم... ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ، ﻧﺒﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ... ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺁﻥ همچون ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ، ﻧﻔﺮ ﺍﺳﺖ...! ﻧﺨﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﯽ میمیرد، ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ میزنی ﺑﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺷﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﻢ میشود...! ﺍﻣﺎ ﻧﺨﻞ، ﻧﻪ ! ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﯼ میمیرد... ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﻞِ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ! ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ دﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ بیان داشت. ایشان ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞﺍﺳﺖ... ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ... ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳت که ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ... ! 👇👇👇 ✅ @telaavat
✨وَعَجِبْتُ لِلْمتكَبر الَّذي كَانَ بالامسِ نُطْفةً، وَيَكُون غَداً جِيفَه✨ 🌺در شگفتم از متکّبری که دیروز نطفه ای بی ارزش ، و فردا مرداری گندیده خواهد بود ۱۲۶ 📚مجموعه حکایات وسخن بزرگان 👇👇👇 ✅ @telaavat
قسمت :صدو سیزدهم از طرفی خیلی هم برایش مهمان می آمد. دست تنها مانده بود و داشت از پا درمی آمد. گرم تعریف بودیم که یک دفعه در باز شد و برادرم آمد توی اتاق. من و خانم دارابی از ترس تکانی خوردیم. برادرم که دید زن غریبه توی خانه هست، در را بست و رفت بیرون. بلند شدم و رفتم جلوی در. صمد و برادرم ایستاده بودند پایین پله ها. خانم دارابی صدای سلام و احوال پرسی ما را که شنید، از اتاق بیرون آمد و رفت. برادرم خندید و گفت: «حاجی! ما را باش. فکر می کردیم به این ها خیلی سخت می گذرد. بابا این ها که خیلی خوش اند. نیم ساعت است پشت دریم. آن قدر گرم تعریف اند که صدای در را نشنیدند.» صمد گفت: «راست می گوید. نمی دانم چرا کلید توی قفل نمی چرخید. خیلی در زدیم. بالاخره در را باز کردیم.» همین که توی اتاق آمدند. صمد رفت سراغ قنداقه بچه. آن را برداشت و گفت: «سلام! خانمی یا آقا؟! من بابایی ام. مرا می شناسی؟! بابای بی معرفت که می گویند، منم.» بعد به من نگاه کرد. چشمکی زد و گفت: «قدم جان! ببخشید. مثل همیشه بدقول و بی معرفت و هر چه تو بگویی.» فقط خندیدم. چیزی نمی توانستم پیش برادرم بگویم. به برادرم نگاه کرد و گفت: «سفارش ما را پیش خواهرت بکن.» برادرم به خنده گفت: «دعوایش نکنی. گناه دارد.» بچه ها که صمد را دیده بودند، مثل همیشه دوره اش کرده بودند. همان طور که بچه ها را می بوسید و دستی روی سرشان می کشید، گفت: «اسمش را چی گذاشتید؟!» گفتم: «زهرا.» تازه آن وقت بود که فهمید بچه پنجمش دختر است. گفت: «چه اسم خوبی، یا زهرا!» سال 1365 سال سختی بود. در بیست و چهار سالگی، مادر پنج تا بچه قد و نیم قد بودم. دست تنها از پس همه کارهایم برنمی آمدم. اوضاع جنگ به جاهای بحرانی رسیده بود. صمد درگیر جنگ و عملیات های پی درپی بود. خدیجه به کلاس دوم می رفت. معصومه کلاس اولی بود. به خاطر درس و مدرسه بچه ها کمتر می توانستم به قایش بروم. پدرم به خاطر مریضی شینا دیگر نمی توانست به ما سر بزند. خواهرهایم سخت سرگرم زندگی خودشان و مشکلات بچه هایشان بودند. ادامه دارد...✒️ 👇👇👇 ✅ @telaavat
✨آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست... ✨هرکجا هست،خدایا به سلامت دارش.. 🌷 به رسم هرشب انتظار،برگی دیگر از شبهای انتظار را ورق میزنیم به امید ظهورمولای غریبمان.. 👇👇👇 ✅ @telaavat
🔸🔶 صفحه 433 قرآن کریم 👇👇👇 ✅ @telaavat
433.mp3
1.19M
🔸🔶 تلاوت صفحه 433 قرآن کریم 👇👇👇 ✅ @telaavat
🗓 تقویم روز 👇👇👇 🔸 دوشنبه 🔸 ۲۸ خرداد سال ۱۳۹۷ هجری خورشیدی 🔸 ۴ شوال سال ۱۴۳۹ هجری قمری 🔸 ۱۸ ژوئن سال ۲۰۱۸ میلادی ذکر روز: ۱۰۰ مرتبه «یا قاضی الحاجات» 🗒 مناسبت‌ها: 🔻مرگ "آغامحمدخان قاجار" اولین پادشاه خونخوار قاجاریه در گرجستان (1176 ش) 🔻اولتیماتوم "محمدعلی شاه" به مجلس برای تبعید چند تن از رهبران مشروطه (1287 ش) 🔻رحلت فقیه برجسته و عالم مجاهد آیت‌الله "سید احمد خسروشاهی" (1356 ش) 🔻درگذشت حسن مشحون، موسیقی‌شناس و نویسنده (تولد 1285 شمسی) 🔻ثبت مسجد جامع اردبیل از دوران سلجوقی و ایلخانی به شماره 248 در فهرست آثار ملی ایران 🔻کلاه مردم ایران از کلاه پهلوی به کلاه شاپو تغیر کرد. (1314 ش) 🔻بیماری تیفوس در تهران همه‌جا را گرفت (1321 ش) 🔻جمعیت ایرانی هواداران صلح در تهران تشکیل گردید. (1329 ش) 🔻تصرف شهر نیشابور توسط "یعقوب لیث صفاری" و سرنگونی سلسله‌ی طاهریان (259 ق) 🔻رحلت عالم مجاهد و مبارزه‌ی آیت‌الله "سید عبدالحسین لاری" (1342 ق) 🔻درگذشت عالم برجسته "میرزا رضا کلباسی" (1383 ق) 🔻پایان زندگی سیاسی "ناپلئون" به دنبال شکست در جنگ تاریخی "واترلو" (1815 م) 🔻اعلام جمهوری در کشور مصر (1953 م) 🔻امضای معاهده "سالت - 2" بین رهبران امریکا و شوروی سابق (1979 م) 🔻مرگ "ماکسیم گورکی" ادیب بزرگ و نویسنده شهیر روسیه (1936 م) 🔻روز عشاء ربانی یکی از مراسم مسیحیان 👇👇👇 ✅ @telaavat
امام على عليه السلام: چه بسيارند دوستان به هنگام چيده شدن كاسه ها،‌ و چه اندكند به گاه گرفتارى هاى زمانه! 📚 غررالحكم حدیث 9657 👇👇👇 ✅ @telaavat