eitaa logo
تلاوت آرامش
474 دنبال‌کننده
512 عکس
71 ویدیو
2 فایل
انتشارات تلاوت آرامش ناشر تخصصی حوزه زن، حجاب، خانواده و سبک زندگی #تلاوتی_از_جنس_آرامش ارتباط با ادمین: @telavat_aramesh https://eitaa.com/telavate_aramesh
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 شیهه‌ی ممتد اسب، خرمن موهای سیندخت را از میان دست‌های کنیز بیرون کشید. نیمی از موها بافته شده و نیم دیگر معلق مانده در میان حریری بود که بر سرانداخته و با شتاب دور سر می‌چرخاند. صدای کنیز در کپر پیچید: - شاهزاده! موهایتان! کار شما هنوز تمام نشده! سیندخت چین‌های دامنش را بالا گرفت. - شیهه را نشنیدی مگر؟ سمند دارد صدایم می‌کند! به گمانم اتفاقی افتاده! کنیز نفسی را که در سینه حبس کرده بود، رها کرد و به گام‌های بلند و پر شتاب سیندخت چشم دوخت. رفتنش را تا بیرون کپر و تا رسیدن به سمند، دنبال کرد. چهل و سه روز می‌گذشت از روزی که مولا خلیل، دست سیندخت را در دستش گذاشت و گفت: - جان تو و شاهزاده! این دختر، مصیبت دیده طوفان یاغیان او را از پای درآورده. چنان تیمارش کن که به زندگی برگردد. او را اگر زنده کنی، آزادی. می‌توانی به روم بروی یا به هر نقطه‌ی حجاز که دلت بخواهد. خرج رفتنت هم بر عهده‌ی قبیله خواهد بود. شاهزاده برات آزادی او بود. بعد از این قول و قرار میان کنیز و مولا خلیل، جان او شده بود جان شاهزاده. لحظه‌ای از او غفلت نمی‌کرد و از هیچ کاری برای راحتی‌اش دریغ نداشت.... 📖 ؛ قسمت اول @telavate_aramesh
تلاوت آرامش
✅امیرکبیر اعتقاد داشت: "منافع ایران در رونق صنعت است، نه در وارد کردن کالای بُنجل خارجی!" به همین خاطر، کارخانجات شکرریزی در ساری، ریسمان ریسی و پارچه بافی در تهران، حریربافی در کاشان، سماورسازی و کالسکه سازی در اصفهان و تهران را تاسیس نمود. او بسیاری از استادکاران را برای آشنایی با صنایع جدید به مسکو و سن پترزبورگ فرستاد که پس از بازگشت، کارگاه های چدن ریزی در ساری، کاغذسازی در اصفهان و بلورسازی را در تهران تاسیس کردند. برای مثال در این مدت، شال های کرمانی معروف به شال امیری به چنان کیفیتی از رنگ، بافت و جنس رسید که از شال های کشمیری به مراتب مرغوب تر شد. روایتی از سبک زندگی تمدن ساز @telavate_aramesh تلفن سفارش: ۰۲۶۳۲۷۷۷۰۶۶
از امروز تصمیم داریم با هم رو تمرین کنیم. برای شروع، قلم و کاغذ تون رو در جای دنج نویسندگی تون بگذارید... کجا؟ یک جایی در محیط زندگی تون که به نظر شما بهترین جا برای نوشتنه. شاید کنار گلدون گوشه حیاط، کنج انباری، پشت میز تحریر، روی کاناپه یا هرجای دیگه. یک هفته وقت دارید که بگردید و جای دنج نوشتن تون رو پیدا کنید. توی این یک هفته دوتا کار دیگه هم انجام بدید. اول اینکه مشخص کنید چه زمانی از شبانه روز، زمان طلایی نوشتن شماست و راحت تر می تونید فکر کنید و تمرکز کنید. و کار بعدی اینکه یک لیست از تمام موانعی که نمی گذارند نوشتن رو شروع کنید تهیه کنید. موانعی مثل ترس از شروع، ترس از قضاوت دیگران، نداشتن ایده مناسب و... راستی به نظرتون اسم این لیست رو چی بگذاریم؟ ارتباط با ادمین: @telavat_aramash
تلاوت آرامش
◾◾◾◾ ◾◾ ◾ ◾ این وصیت نامه علی فرزند ابوطالب است. او شهادت می دهد که معبودی جز الله نیست و شریکی ندارد. شهادت می دهد که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست... روزگاری چند همسایه شما بودم و تنم در جوار شما بود. به زودی از من جسدی بی جان خواهد ماند. پس از آن همه تلاش و جنبش، ساکن و بی حرکت و پس از آن همه سخنوری، ساکت و خاموش خواهم شد. پس آرام خفتن من، خاموش شدن دیدگانم، از حرکت بازماندن دست ها و پاها و سر و گردنم برای پندپذیران، پند دهنده تر و عبرت انگیزتر از هر بیان رسا و سخن موثری است. وداع من با شما همانند وداع کسی است که منتظر ملاقات دیگری است‌... خداوند ما و شما را از کسانی قرار دهد که هیچ میل و رغبتی آنان را از اطاعت خدا بازندارد و پس از مرگ دچار هیچ عقوبتی نشوند، که ما همگی از آن خداییم و زمام امر ما به دست اوست. ▪️کتاب ⚫️ @telavate_aramesh
تلاوت آرامش
‌"اگر اجازه می دادند پوشش در ایران هم مثل کشورهای اروپایی آزاد باشه، کم کم همه چیز عادی می شد و مشکلات جامعه هم برطرف می شد." چقدر با این حرف موافق یا مخالفید؟ دلایل موافقت یا مخالفت تان چیست؟ برای شرکت در گفتگو، به این صفحه مراجعه کنید: http://instagram.com/telavat.a ارتباط با ادمین: @telavat_aramesh
کجا نقطه ویرگول بگذاریم؟ (بخش دوم) ۳. هرگاه در یک فهرست، مطالب شماره‌بندی شده باشند، می توان در پایان عبارت‌هایی که در برابر هر شماره می‌آید نقطه ویرگول گذاشت و آخرین عبارت را با نقطه به پایان رساند. ۱) صالحی، سیدمحسن، ۱۷ برگ؛ ۲) پولادوند، محمد، ۱۱ برگ؛ ۳) موسوی، احسان، ۱۰ برگ. ۴. در بیان مثال و توضیح، گاهی پیش از واژه های «مثلاً»، «یعنی»، «برای نمونه»، «به عبارت دیگر»، «با این همه»، «زیرا» و مانند آن‌ها از نقطه ویرگول استفاده می‌کنیم. هرگز سخن بیهوده مگوی؛ زیرا بیم گناه برای تو دارم‌. @telavate_aramesh
📚 حالم عجیب بود، حس می‌کردم مسحور او شده‌ام. با متانت خاصی حرف می‌زد. وقتی صحبت می‌کرد از ته دل محبت را از کلماتش حس کردم بیشترین چیزی که مرا درگیر خودش کرده بود، حیای چشم‌های حمید بود. محبوب بودن حمید کارش را به خوبی جلو می‌برد، گویی قسمتم این بود که عاشق چشم‌هایی بشوم که از روی حیا به من نگاه نمی‌کرد، با این چشم‌های محجوب و پر از جذبه می‌شد به عاشق شدن در یک نگاه اعتقاد پیدا کرد، عشقی که اتفاق می‌افتد و آن وقت یک جفت چشم می‌شود همه زندگی، چشم‌هایی که تا وقتی می‌خندید همه چیز سر جایش بود، از همان روز عاشق این چشم‌ها شدم. آسمان چشم‌هایش را دوست داشتم، گاهی خندان و گاهی خیس و بارانی! با خودم گفتم: حمید همون کسی هستش که میشه تا ته دنیا بدون خستگی باهاش همراه شد. چند روز بعد دلم را به دریا زدم و به حمید جواب مثبت دادم... ، قسمت اول @telavate_aramesh
تا حالا به #باربی، فکر کردید؟ تصور می‌کنید چی باشه؟ یک عروسک جذاب؟ همدم دوست‌داشتنی؟ قاتل؟! 💀 چقدر در مورد این شخصیت ها می‌دونید؟ کتاب #جادوگران_برهنه، ناگفته های زندگی شخصیت های الگوساز برای کودکان دختر ادمین سفارش: @telavat_aramesh ۰۲۶۳۲۷۷۷۰۶۶
لیست موانع محدود کننده‌ای را که آماده کرده‌اید پیش رویتان بگذارید و برای هر کدام از موانع، یک جمله جایگزین بنویسید. برخی جایگزین‌های پیشنهادی: ❎ ایده و سوژه مناسب برای نوشتن ندارم⏪برای شروع در مورد اشیاء، اشخاص، مکان‌ها و زمان‌هایی که با آن‌ها خاطره دارم شروع می‌کنم. ❎ دایره واژگان وسیعی برای نوشتن ندارم⏪حداقل یک ساعت در روزی برای خواندن کتاب‌های درجه یک ادبی زمان می‌گذارم. ❎ نوشتن را دوست دارم اما حوصله‌اش را ندارم⏪باید زمان طلایی نوشتنم را پیدا کنم. ❎ نوشته‌های من در مقایسه با دیگران خوب نیست⏪ قرار نیست من مانند دیگران بنویسم. باید خودم باشم، با ویژگی‌های ذهنی خودم. ❎ نوشته‌هایم تکراری شده⏪باید بیشتر بخوانم و بیشتر از تخیلم استفاده کنم. ❎ مگر کسی نوشته‌های من را هم می‌خواند؟⏪من هم مانند هر نویسنده دیگری مخاطب خودم را دارم. تا هفته آینده به یک شخصیت تأثیرگذار و ماندگار در ذهن‌تان فکر کنید و در مورد تمام ویژگی‌های ظاهری و رفتاری این شخصیت بنویسید. این شخصیت می تواند مثبت یا منفی باشد. ارتباط با ادمین: @telavat_aramesh