صداي خوش اذان توي خونه پيچيد، وضو گرفتم و رفتم تو اتاق. بعد از نماز، پيشانيام رو گذاشتم رو مهر و همهي حرفاي دلمو به خدا گفتم و با خودش درد و دل كردم: خدايا همه چيز در دست توست، دلهاي ما هم دست توست، من آدم ناتوانيام، آدم ضعيفي ام، توان مقابله با نفسم رو ندارم، خودت بهم تقلب برسون تا رفوزه نشم، سرافكنده و رسوا نشم. سرمو بلند كردم. مهر و جانمازم از اشك خيس شده بود. قرآن رو برداشتم، نيّت كردم و باز كردم، این آيه اومد: «والذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا»
كساني كه در راه تلاش و مبارزه كنند راههاي خود را به آنها نشان ميدهيم و هدايتشان ميكنيم.
باز اشكهام جاري شدند، نور آيه مثل آبي بود روي آتش ملتهب قلبم، خدا رو شكر كردم و نفس عميقي كشيدم...
لحظه های ناب بندگی در رمان #فرشته_ها_هم_عاشق_می_شوند
#تلاوتی_از_جنس_آرامش
ادمین سفارش:
@telavat_aramesh
تا آفتاب درخشان #خدیجه_کبری (س) و #فاطمه_زهرا (س) و #زینب_کبری (س) میدرخشد، طرحهای کهنه و نو ضد #زن به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن کربلایی ما، نه تنها خطوط سیاه ستمهای ظاهری را در هم شکستند، که ستمهای مدرن به زن را نیز رسوا و بی آبرو کرده و نشان دادهاند که حق کرامت الهی زن، بالاترین #حقوق_زن است.
#زمانی_برای_زن_بودن؛ روایتی از زنان کربلایی ایران
#تلاوتی_از_جنس_آرامش
☎️۰۲۶۳۲۷۷۷۰۶۶
#حجاب دست و پاگیره و مانع نشاط جامعه میشه...
اصلا #فلسفه_حجاب چیه؟
حجاب فقط مخصوص زنان پیامبر بوده و خدا در قرآن به زنان پیامبر دستور داده خودشون رو از نامحرمها بپوشانند...
تا به حال به صحت این جملات یا جوابشون فکر کردید؟
"به دخترم" با شیوهای نو و خلاقانه به این سوالات جواب داده. لذت رسیدن به آگاهی رو با "#به_دخترم" تجربه کنید.
#تلاوتی_از_جنس_آرامش
ادمین سفارش:
@telavat_aramesh
تلاوت آرامش
#نکات_ویرایشی
#نقطه_ویرگول
از امروز تصمیم داریم روزهای شنبه نکات ویرایشی پرکاربرد را با استفاده از منابع معتبر با هم مرور کنیم. برای شروع از یک علامت خاص و گاهی مبهم استفاده می کنیم: نقطه ویرگول
کجا نقطه ویرگول بگذاریم؟
در 9 مورد از نقطه ویرگول استفاده میکنیم.
1. هرگاه جملهای از نظر دستور زبان کامل باشد، اما ارتباط معنایی آن با جمله بعدی، بیش از آن باشد که میان آن نقطه قرار گیرد.
من دیگر باید بروم؛ شاید فردا بتوان کار را به پایان رساند.
2. گاهی که ممکن است دو مطلب کوتاه، در برابر یکدیگر نهاده شوند یا ذاتاً متضاد باشند.
از یک سو مهربان بود؛ از سوی دیگر حسابگر.
@telavate_aramesh
📚#با_هم_بخوانیم
شیههی ممتد اسب، خرمن موهای سیندخت را از میان دستهای کنیز بیرون کشید. نیمی از موها بافته شده و نیم دیگر معلق مانده در میان حریری بود که بر سرانداخته و با شتاب دور سر میچرخاند.
صدای کنیز در کپر پیچید:
- شاهزاده! موهایتان! کار شما هنوز تمام نشده!
سیندخت چینهای دامنش را بالا گرفت.
- شیهه را نشنیدی مگر؟ سمند دارد صدایم میکند! به گمانم اتفاقی افتاده!
کنیز نفسی را که در سینه حبس کرده بود، رها کرد و به گامهای بلند و پر شتاب سیندخت چشم دوخت. رفتنش را تا بیرون کپر و تا رسیدن به سمند، دنبال کرد.
چهل و سه روز میگذشت از روزی که مولا خلیل، دست سیندخت را در دستش گذاشت و گفت:
- جان تو و شاهزاده! این دختر، مصیبت دیده طوفان یاغیان او را از پای درآورده. چنان تیمارش کن که به زندگی برگردد. او را اگر زنده کنی، آزادی. میتوانی به روم بروی یا به هر نقطهی حجاز که دلت بخواهد. خرج رفتنت هم بر عهدهی قبیله خواهد بود.
شاهزاده برات آزادی او بود. بعد از این قول و قرار میان کنیز و مولا خلیل، جان او شده بود جان شاهزاده. لحظهای از او غفلت نمیکرد و از هیچ کاری برای راحتیاش دریغ نداشت....
📖 #فصل_فیروزه؛ قسمت اول
#کتابستان_معرفت
@telavate_aramesh
تلاوت آرامش
#تلاش_امیرکبیر_برای_رونق_تولید_ملی
✅امیرکبیر اعتقاد داشت: "منافع ایران در رونق صنعت است، نه در وارد کردن کالای بُنجل خارجی!"
به همین خاطر، کارخانجات شکرریزی در ساری، ریسمان ریسی و پارچه بافی در تهران، حریربافی در کاشان، سماورسازی و کالسکه سازی در اصفهان و تهران را تاسیس نمود.
او بسیاری از استادکاران را برای آشنایی با صنایع جدید به مسکو و سن پترزبورگ فرستاد که پس از بازگشت، کارگاه های چدن ریزی در ساری، کاغذسازی در اصفهان و بلورسازی را در تهران تاسیس کردند. برای مثال در این مدت، شال های کرمانی معروف به شال امیری به چنان کیفیتی از رنگ، بافت و جنس رسید که از شال های کشمیری به مراتب مرغوب تر شد.
#حیات_طیبه
روایتی از سبک زندگی تمدن ساز
@telavate_aramesh
تلفن سفارش: ۰۲۶۳۲۷۷۷۰۶۶