باباسفنجی،سندی و گری رو داشت...
ولی وقتی پاتریک باهاش قهر بود
یجور خاصی تنها میشد ؛ انگار هیشکیو نداشت...
تو هم نقشِ همون پاتریک تو زندگیه منو داری:>>>
میشه از بدترین حس ها به اون موقعی اشاره کرد که براش تایپ میکنی ولی قبل از ارسال انگشتت روی backspace گیر میکنه:/🙂
کاش یه قابلیت داشتم
که میتونستم خاطرات و حرفا رو از تو ذهنتون پاک کنم
و قلب شکستهتون رو مثل روز اول کنم:)
شازده کوچولو:
غم انگیز تر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟
روباه:
بری و کسی متوجه نشه...
زیاد فکر کردن راجب همه چیز
آدمو رو داغون می کنه
بعضی وقتا بزارید خودش اتفاق بیفته(: