‹یهِوقتیبهخودِمونمیایمکهدیگههیچیاَزمون نَمونده؛نهجِسمیبرایادامه،نهقُولیبرایعمل،نه هَمدمیبرایمَرهمبودن،نهاِعتباریبرایساختن...›
هدایت شده از پر از خالی:)
حس میکنم ناکافی ترین و دوست نداشتنی ترین ادم روی زمینم.
جایی که دلتنگی از حد بگذرد
چشم ها به حرف می آیند
با الفبای اشک ، آرام و بی صدا …
دلتنگی رو هیچ جوری نمیتونی پنهونش کنی...
دلتنگ که باشی، صدات دلتنگه، نگات دلتنگه
حتی وقتی، وقتی می نویسی
دل واژه هات تنگه...
توی فیلم فارست گامپ، یه دیالوگ غمانگیز بود، میگفت: «چرا منو دوست نداری؟! من آدم باهوشی نیستم اما میدونم عشق چیه. میفهمم منو دوس نداری.»