eitaa logo
خسته:)
8 دنبال‌کننده
52 عکس
19 ویدیو
0 فایل
شاید عجیب باشه. ولی این منم.منی که مینویسم و مینویسم و مینویسم... و در آخر در نوشته هایم غرق میشوم.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
و باز هم ابر ها...
عصبانی گفتم:بلهـ؟ با همون صدای ارموش جواب داد:خب.. من دیدم تاکسی پیدا نکردید اگه جایی میرید ببرمتونـ _نخید مرسی بابت لطفتونـ _خب میخواین بگین کجا میرید من اگه راهم بود ببرمتونـ! _اهان مطمئنم نیستیدو اومدید مسافر کشیـ! _نه نه.. بد متوجه شدید گفتم شاید کمکی بتونم بکنم _زرنگم که هستین ثوابارو واسه خودتون میخواین گناها باید پای ما نوشته شه،جالبه واقعاـ خواست چیزی بگه که صدای آشنایی گفت:حالا عمو چه اصراری داری نمیخواد بیاد خب نیاد حوصله منت کشی داریا! اع مهدی از کی اینجا بوده؟هییع ابروم رفت «حالا نه که خیلی مهمه واسم»بی توجه بهشون اونطرف تر وایستادم از کنارم رد شدو مهدی گفت:خداحافظ تفنگدار دهن کجی کردم ولی لعنت به این سرعت اینقد زود رفت که اصلا متوجه من نشد یه تاکسی داشت رد میشد که دستمو جلوش تکون دادم وایستاد وقتی ازش پرسیدم گفت میرم میرم رفتم سوار شدم همینطور که داشت رد میشد اهنگی که پخش شد روحمو نوازش کرد «وقتی حالم بد بود خیلی چیزا داشتم کمبود هیچکسیم دورم نبود دستمو گرفتی چه زود وقتی همه پسم زدن شروع کردم قدم زدن تو خلوت خودم بودم میخواستم بگیری جونمو گفتم خدا خودت بیا و دستتو بزار رو شونه هام اروم بشم چرا اینجورن باهام این ادمای توی شهر اهنگ خدا/ماکان بند» اما رسیدیمو اهنگ تا همینجا منو مهمون خودش کرد باید حتما دانلودش کنم کرایه رو دادمو پیاده شدم رفتم سمت در خونه ی بی بی یه در فیروزه ای که کمی رنگاش پریده بود زنگشونو فشار دادم بعد چند ثانیه صدای بیبی پیچید تو گوشم ارامش وجودمو پر کرد _کیه؟ _منم بی بیِ قشنگم _چه عجب راه گم کردی؟ _بی بی درو وا کن _طلبکارم هستی و صدای چیک اومدو در باز شد وارد شدم ادامه دارد...🌱✨ کپی از رمان پیگرد دلی دارد..🥲
اگه بامداد بری جمکران،همچین چیزیو تجربه میکنی🥺🤌🏻
سلم