هدایت شده از هیوآ .
استوریها و چنلها رو که باز میکنم ، یکی داره کولهبارش رو میبنده ، یکی داره آماده ِکربلارفتن میشه ، یکی داره حلالیت میطلبه ، یکی از رد شدنش از مرز پست میزاره ، یکی از حرم پیام میده که حرم به یادتونم و یکی هم مثل ِمن ؛ باید این مداحی ِآقایستوده رو بخونه :) ! .
آقای ِامامحسینع ! .
خودم هم میدونم راهم نمیدی ولی واقعا انقدر وضعیتم بد ِکه تو هم گردنم نمیگیری دورت بگردم ؟( :💔 .
من که حرفی ندارم . . نطلب .
حتما لایق ِوصل ِتو نیستیم . .
فقط اینکه من ِکل ِسال رو باهات حرف میزدم و اشک میریختم که اربعین تو بغلت آروم شم نه اینکه زخم ِجاموندنم تازه شه .
_
چشمهایت به همه گفت بیا ، الّا من ؛
باز شد حاجت یک عدّه روا ، الّا من .
مادرت داده برات ِهمه را ، میدانم .
کرده در حق ِهمه خلق ، دعا ؛ الّا من .
باز هم برگ ِبراتم به کناری افتاد ،
وعدهگاه همه شد کربوبلا ، الّا من .
دست ِ من خالی و از پیش نگاهم رفتند ،
از نجف تا به حرم ، خیل ِگدا ، الّا من .
دردم این بود که زائر شوم و خیلیها ،
با دعای تو گرفتند شفا ، الّا من . .
بارها گریه کنان از کرمت پرسیدم ؛
حرمت داشت برای همه ، جا ، الّا من ؟! .
من به جا ماندن از این قافله عادت دارم ،
بطلب عیب ندارد همه را الّا من ( :
هدایت شده از هیوآ .
بگذارید و بگذرید ،
ببینید و دل نبندید ،
چشم بیاندازید و دل نبازید ،
که دیر یا زود با گذاشت و گذشت . .