وقتی مخرج صفر بشه، کل عبارت و ساختار از دایرهی ریاضیات خارج میشه و حتی درست یا غلط بودنش هم بیمعناست. همونطور که تقسیم بر صفر یک ناحیهی ممنوعهست، ما هم الان در وضعیتی هستیم که مفاهیمی مثل حوصله یا بیحوصلگی دیگه جواب نمیدن. پس وقتی میگم حوصله تعریفنشدهست، یعنی حتی نمیتونیم براش معادله بنویسیم؛ اینجا قلمرو سکوت و ادامه دادنه، نه محاسبه...
( نه کی گفته من از جنگ(دعوایفرسایشی) برگشتم و الان و ضدحمله زدم و با ترکیبقوی استدلال ریاضی و فلسفی، زدم میدان مقابل رو همزمان در دو جبهه خلع سلاح کردم؟ هم از نظر منطق ریاضی و هم از نظر معناشناسی؟ )
اینها همش نمونه "تبدیل موقعیتهای روزمره به میدانهای استراتژیک برای نمایش عمق و کنترل روایت" اند..
غم به تنهایی قابل تحمل و انحلاله..
عصبانیت به تنهایی قابل تحمله..
اما ترکیب این دوتا سم کشنده و عامل اصلی اغتشاش ذهنی منه...
انقدر این سیکل فرسایشی تکرار میشه که جسمم الان نابوده..
معمولا اعصابمو با نقاشی کردن نرم و روان میکنم.. یعنی الانم میشه؟
اگر بشه، عذاب وجدان و صدای منطقم نابودم میکنن که تو با این حجم از کار مهم زیاد و وقت کم رفتی داری نقاشی میکشی
اون بخاطر چیزهای بیمنطق.. بخاطر اینکه #قانون 3 رو زیر پا گذاشتی...