مولا علی(ع) رو به پسرانش گفت:
«حسن و حسین چشمان من هستند،
محمدحنفیه بازوی من، و تو عباس..! سپس سر عباس را به سمت چپ سینهاش فشار داد؛ عباس صدای قلب پدر را شنیـد. چشمانش را بست. محمدحنفیه آرام خندید و نزدیک گوشِ حسین گفت: عـباس هم قلب امیرالمؤمنیـن است...»
وقتی نمیتونم حق روضه رو ادا کنم و خوب اشک بریزم، احساس کثافت بودن میکنم.
هرسال تاسوعا دوست دارم یک کاری انجام بدم برای عمو عباس(ع). پارسال شیربرنج درست کردم و پخش کردم بین همسایهها و مردم؛ امسال قسمت شد حلوا درست کنم برای روضه خانواده همسرم.
شما هم یک شب از ده شب رو انتخاب کنید و هرساله خودتون رو مجاب کنید تا برای اون شب، یک کاری کنید. حتی خیلی کوچیک؛ مثل خرما پخش کردن و... . انشاءالله همتون حاجتروا بشید به حق امشب 🤍