eitaa logo
گام دوم.ع.د.
464 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
349 فایل
🌸بسم الله الرحمن الرحیم🌸 سوال از؛ مکتب(آیین، راه ،روش،راهبرد) امام (الگو و مصداق عینی مکتب ) اعمال( سابقه ، عملکرد ) فقط مخصوص شب اول قبر نیست! این سه شاخص همواره روشن کننده تکلیف و سرنوشت جوامع بشری بوده وهست ...! @Yousefi_a @the_second_step
مشاهده در ایتا
دانلود
📣ایثارگران وفداکاران ملت در ایام ابتلای کرونا،صحنه های زیبایی خلق کردند اصحاب رسانه وقلم به دستان وظیفه دارند این حماسه ها را ثبت وجهانی بکنند امیدوارم کم کاری را که در روایت ارزشهای دفاع مقدس مرتکب شدیم در این برهه تکرار نکنیم.ع.د🌷 @the_second_step
گام دوم.ع.د.
📣ایثارگران وفداکاران ملت در ایام ابتلای کرونا،صحنه های زیبایی خلق کردند اصحاب رسانه وقلم به دستان وظ
ای کاش عده ای در همین شاهرود خودمان نگارش کتاب وجمع آوری حماسه های ناب کرونایی را از همین فردا شروع کنند
سروش آدینه شاهین شهر: 💐 دعوت امام جمعه شاهین‌شهر از عموم مردم برای شرکت در : رهبرمعظم‌انقلاب: «امت محمد(ص) در هیچ حادثه‌ای از حوادث زندگی دچار یاس نمی شود». 🔹 🔸 با عرض سلام و احترام و تشکر از ایثار، غیرت و نوع‌دوستی شما مردم شریف و تبریک ولادت منجی عالم و در آستانه ماه ضیافةالله، همه منتظران را به مشارکت گسترده در و و خلق جلوه‌ای از جامعه مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعوت می‌نمایم. 🔴 خداوند را . قاسم هاشمی امام جمعه شاهین‌شهر 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 👆👆چه کار قشنگی ،اینها فرصتهای کرونایی هستند البته باید اون سلبریتها و مدیرانی که اپوزیسیون نظام هستن و توی جاهای مختلف مثل کرم میوه درحال خوردن باغ انقلاب هستند،به مردم معرفی بشوند،وببینیم در این ایام چه غلطی فرمودند وچقدر کاسب شدند !!کرونا می تواند یک فرصت فرهنگی بزرگ باشد اگر بفهمیم.....ع.د @the_second_step(ایتا،سروش،بله)
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
۷--شرح پارگراف هفتم از بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی: این بند از بیانیه پیروپاراگراف قبلی تاریخچه ای مجمل از انقلاب از ابتدای شروع نهضت تا به امروز را درقالب موانع موجود بر سر راه از ابتداتا به امروز را فهرست وار بیان می دارد که حقیر به شرح مختصر آن می پردازم؛ رهبر معظم انقلاب دراین بند از بیانیه به دو مشکل اساسی ومهم بر سر راه پیروزی انقلاب ایران اشاره نموده که ممکن است به طور همزمان برسر راه کمتر انقلاب یا تحولی قرارداشته است وپیروزی مقتدرانه این انقلاب علی رقم بروز همزمان این دو مشکل بر سرراه آن را نتیجه الطاف الهی دانسته که از طریق حضرت امام خمینی شامل حال این انقلاب شده البته اینجانب شخص ایشان( حضرت آیت ا... خامنه ای) را هم جدای از امام خمینی ندانسته معتقدم لطف الهی به وسیله وجود بابرکت این رهبر عالی قدر بر انقلاب اسلامی ایران تا کنون استمراریافته اما دو مشکلی که در آغاز راه انقلاب وجود داشته به شرح ذیل می باشد: اولا،حکومت پهلوی وبرنامه ریزهای دقیق وحساب شده استعمارجهانی برای غارت ایران از طریق این حکومت بی خاصیت وسر سپرده: به نظر حقیر حکومت پهلوی خائن ترین ونکبت بار ترین حکومتی است که تاریخ ایران وآریایی به یاد دارد معظم له اشاره صریح به یکی از عیوب منحصر به فرد این حکومت می کند وآن اینست که این حکومت به ظاهر ایرانی درواقع اولین سلسله پادشاهی است که برحسب ظاهر ایرانی بوده ولی درباطن با زور اجنبی سرکار آمده وبا اراده اجنبی مملکت را اداره می کردحکومت قاجار با زور شمشیر آقا محمد خان قجر،حکومت زندیه با زور شمشیر کریم خان زند ،حکومت افشاریه به زور شمشیر نادر شاه افشار و.... سرکار آمده وماندگار شدند واساسا ریشه اجنبی وانگلیسی نداشتند چه در زمان همین مظفرالدین شاه بی خاصیت قاجار رخدادی مثل مشروطیت در ایران رخ می دهد وشاه ضعیف قجر(مظفرالدین شاه) به جای فرار کردن به دامان غرب یا شرق تلسیم دربرابر اراده ملت را می پذیرد. البته درزمانهایی مثل حمله مغول یا حمله اعراب مسلمان ایران به تسخیر خارجیان درآمده ولی هیچکدام یک حکومت حتی به ظاهر ایرانی را به رسمیت نشناختندوایران را به ضمیمه خاک خود یا توسط عوامل مستقیم خود اداره نمودند.البته شاید داشته باشیم معدود حکمرانانی را که در فرایند روی کار آمدن یا استمرار قدرت خویش ازقدرتهای خارجی بهره برده باشند اما نوعا حکومتی با خفت وذلت حکومت پهلوی که درعین قلدری برای ملت با یک تشر بیرونی ظرف دو سه روز از اوج قدرت ظاهری به حذیذ ذلت سقوط کند وشاه آن تبعید شده شاهزاده اش با نهایت حقارت تاج وتخت پدر را از بیگانه تحویل بگیرد حداقل در تاریخ ایران بی سابقه است، بی ریشه ترین شاهان ودیکتاتورها چند ماه یا چندهفته ای مقاومت کرده ودوام می آورندوسرآخر به گوشه ای گریخته یا کشته می شوند.البته بوقهای عوام فریبی وابسته به استعمار می کوشند که از رضا خان الکلی ومعتاد قهرمان بسازند اما واقعیت چیز دیگری است بشنوید؛ -(تقدیر مشرق یا عزم پهلوی)مجید تفرشی، پژوهشگر تاریخ معاصر و سندپژوه: «مسأله مهم دیگر نبود دسترسی عمومی و حتی خاص به منابع مهم بین‌المللی در این گونه پژوهش‌ها است. وقتی شما با این واقعیت مواجه هستید که350 هزاربرگ سند فقط در آرشیو ملی بریتانیا در مورد دوران بیست ساله حکومت رضاشاه وجود دارد و یک صدم آن هم در ایران دیده نشده و مورد استفاده واقع نشده است، ابعاد و عمق این نا‌آگاهی مشخص می‌شود. دسترسی به این اسناد برای محققان داخلی اغلب دشوار است و حتی به فرض دسترسی محدود و احتمالی، خواندن و استفاده از این اسناد، کاری بسیار پرمشقت و دشوار است. برای همین راحت‌ترین کار این است که صورت مسأله را پاک کنیم و بگوییم عوامل خارجی دخالتی در ماجرا نداشته‌اند. در حالی که اگر به انبوه این مدارک و سیر تحولات سال‌های پایانی جنگ جهانی اول و دوم یا سه سال پس از آن توجه کنیم، می‎بینیم که اساساً غیرممکن است که بریتانیا در این تحولات بی‌تفاوت و خنثی بوده و نقش کلیدی نداشته باشد. در واقع این نقش، بسیار عمیق و گسترده بوده و نادیده گرفتن آن امری خطرناک و گمراه‌کننده است. هم از جهت قضاوت تاریخی و هم از جهت توجه به مناسبات منطقه‌ای و جهانی ایران و هم از منظر منافع راهبردی ملی ایران در مناسبات با قدرت‌های بزرگ.» پاراگراف بالا نمونه ای از نظرات موافقان دخالت گسترده انگلیس در روی کار آمدن حکومت پهلوی می باشد . -واما عده ای از منور الفکرهای غربزده هم عصر ما هم وجود دارند که مجدانه درصدد حمایت ازرضاقلدر برآمده واورا از همدستی با استعمار انگلیس تطهیر می کنند یکی از اینها دکتر صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران می باشد که نظر شما را به بخشی ازمقاله ایشان با عنوان« رضاخان چرا رضا شاه شد» (روزنامه ایران هجده شهریور نودوهفت)جلب می نمایم: « قاجارها به هر حال بیش از یکصد سال بر ایران حکومت کردند. قبول دارم که خدمات چندانی به ایران نکر
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
دند اما قاجارها توانسته بودند ثبات و امنیت و یکپارچگی کشور را برقرار کنند. به هر حال کسی که در کردستان بود کسی که در خوزستان بود، کسی که در گیلان یا مازندران بود، خود را مطیع پادشاه و حکومت می‌دانست. مشروطه این را متزلزل کرد و این شکاف بزرگ را به وجود آورد. در این حالت قدرت دو تکه شد قدرتی که تا قبل از انقلاب مشروطه یکپارچه بود و در دربار خلاصه می‌شد، تضعیف شد. در این وضعیت یک فرد گمنام نظامی پادشاه آینده ایران می‌شود که هیچ ارتباطی با انگلستان ندارد.» همانطور که می بینیم آقای مجید تفرشی درچهارچوب تخصص خود به تاریخ پژوهی صحیح وعلمی روی آورده واز اسناد موجود تاریخی بهره می برد اما زیبا کلام بسیار عوام فریبانه به جای پرداختن به نحوه روی کار آمدن رضاخان واسناد تاریخی موجود، فرار رو به جلو داشته وبه معایب حکومت احمدشاه قاجار ومشروطه می پردازد وذهن خواننده کم سواد را به بازی می گیرد تا به مخاطب القا کند که خوب احمد شاه قاجار ومشروطه بی عرضه بوده اند واین اوضاع شرایط مساعد برای پادشاهی آقای رضا خان رافراهم آورده! ولی آقای زیبا کلام یادش می رود که وقایع تاریخی کودتای سال ۱۲۹۹ ونقش ژنرال ایرونساید انگلیسی ونورمن سفیر وقت انگلیس در ایران وپولهایی که از بانک شاهی به جیب رضاقلدر می ریختند را واکاوی کند وصحت وسقم آن را معلوم نماید هرچند شخص ایشان توان وتخصص این واکاوی تاریخی را هم ندارد یادمان نرود افاضات مضحک وبی سند آقای زیبا کلام که می فرمودند« هفتاد درصد بودجه مملکت صرف مبارزه با بی حجابی می شود» این شخص بیش از آنکه رفتاری شبیه دانشمندان از خود بروز دهد شبیه یک لطیفه گو یا شومن رفتار می کند و این مهم بر فرزانگان وفرهیختگان پوشیده نیست‌. باید از ایشان پرسید اگر بنا بر عرضه وجنم اشخاص بود کلنل پسیان،میرزا کوچک خان جنگلی ،ستارخان وباقر خان وهزار شیر نر دیگر در ایران وجود داشتند که همگی به دست کودتا چیان انگلیسی وصدالبته به مدد قلم روشنفکران بیسواد وبی خاصیت ، قلع وقمع شدند به شرح حال زیر از یکی از همین نخبگان هم عصر رضا قلدر توجه کنید: «می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست . قبل از شروع جلسه ، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده ی هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست ... جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیسی رو به روی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند، اما پیرمرد اصلا نگاهش هم نمی کرد . جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آنجاست .  کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت : شما فکر می کنید نمی دانم صندلی ما کجاست و صندلی هیات انگلیسی کدام است؟! نه جناب رییس خوب می دانیم جایمان کدام است ... اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم ، به خاطر این بود تا دوستان بدانند بر جای دیگران نشستن یعنی چه؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته است که جایشان اینجا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ... سکوت عمیقی فضای دادگاه لاهه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثیر این رفتار قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.»(کتاب خاطرات حسین مکی) اینجانب سوالی از آقای زیبا کلام دارم اگر استعمار نقش مهم واساسی در روی کار آمدن بی لیاقتها در دوران قاجار وپهلوی نداشته پس چه کسی محمدرضاشاه بی خاصیت که از ترس مصدق فراری شده بودرا بر تخت شاهی ایران تثبیت کرد حتما ایشان نقش آمریکا در کودتای بیست وهشت مرداد را هم منکر می شود نقشی که خود سیاستمداران آمریکایی به آن اعتراف می کنند. نظر آقای صادق زیبا کلام ودوستانش را که معتقد هستند پهلوی با جنم خودش سرکار آمده بود را به مطلب زیر جلب می نمایم: در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای آمریکا، شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی توسط انگلستان از سلطنت برکنار و به جزیره موریس و سپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه محمدعلی شاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسرنیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پد
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
رش، رضاشاه پهلوی، به سلطنت برگزیدند.( شترها باید بروند. سر ریدر بولارد. حسین ابوترابیان. نشرنو. 1362) مقام معظم رهبری اشاره ای دارند به ویرانی زیرساختهای مختلف کشوردرزمان شروع انقلاب اسلامی، یکی از افتخارات غیر قابل انکارپس از انقلاب اسلامی ایران پیشرفت دانش پزشکی بوده تا جاییکه در بسیاری موارد دوشادوش کشورهای طراز اول اروپایی وآمریکا درحال پیشرفت می باشد در همین عرصه به یکی ازخطاهای بزرگ قبل از انقلاب که طبعات آن تا کنون نیز باقیمانده توجه فرمایید: « به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، دکتر افشار تموک، ‏مدرس دانشگاه و مولف 12عنوان کتاب و رتبه دوم آزمون تخصصی طب سنتی در ایران با اشاره به انقراض طب ‏سنتی در زمان رضا شاه و از بین رفتن کامل آن، این مسئله را خیانتی بزرگ به ایرانیان دانست و گفت: ‏خوشبختانه اکنون 2 ـ 3 سال است ایران به صورت جدی طب سنتی را در متن پزشکی جامعه وارد ‏کرده است و این رشته در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی تدریس می‌شود البته با خیانتی که رضا شاه کرد ما ‏باید شبانه روز تلاش کنیم تا آن مبانی و آموزه های اصلی که با مرگ حکمای آن دوران به زیر خاک رفته ‏است را بازیابی کنیم.‏ تموک اضافه کرد: اکنون طب سنتی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، این نوع درمان به خاطر تناسبی که ‏با روحیه بشر دارد و فوایدی که در آن است می تواند بسیار تاثیرگذار تر از طب شیمیایی باشد و ما در آینده ‏نزدیک خواهیم دید که چقدر این نوع درمان در جهان فراگیر خواهد شد. ‏ وی یادآور شد: اکنون درصد زیادی از مردم کشورهای غربی برای درمان بیماری های خود از داروهای گیاهی ‏استفاده می کنند، این درحالی است که منشاء این طب کشور ما است و ما قدر آن را نمی دانیم. علاوه بر آن ‏طب سنتی برای تمام بیماری های درمان دارد و در درمان هیچ بیماری ناتوان نیست.» رژیم ناکارآمد وخائن پهلوی تمام زیر ساختهای تمدن ایران کهن وعوامل قدرت ملی را بر باد داد درحالیکه ادعای نگهبانی وحراست از میراث کوروش را داشت مطالعه بفرمایید اموال وآثار باستانی که در زمان این رژیم از ایران خارج شد ،خیانتهایی که به بهانه انقلاب سفید به کشاورزی ایران شد،خیانتهایی که درحوزه معماری ایرانی در زمان پهلوی به بار آمد ،درزمینه آداب ورسوم وفرهنگ، پهلویها ایران را به جولانگاه بهاییت وصهیونیسم تبدیل کردند ،نظام آموزشی بیمار وصنعت مونتاژی ،مدرک گرایی،اقتصادمبتنی برواسطه گری ودلالی و ده ها وصدها ناحنجاری دیگر ساختاری ،میراث حکومت پهلوی است که هنوز بر سر ایران وایرانی سایه شوم انداخته است چه احمقانه است روشنفکریی که به بهانه پیشرفت ،زنان ایرانی را مجبور به کشف حجاب وتقلید از اروپائیان می کند ،کلاه ولباس ملی را عامل عقب افتادگی می داند اما پای دموکراسی ،جمهوری وقانون که به میان می آید حتی تقلید کورکورانه از غرب را هم به باد فراموشی سپرده ،مدرس ومصدق را روانه گورستان می کند وقلم کمال الملک را می شکند.بخوانید سرگذشت نخبگانی را که به خاطر استبدادشاهان بی خاصیت پهلوی علی الخصوص رضاخان به سینه گورستان سپرده شدند اما همین شاه نادان ومستبد محبوب غربزدگان نادان تر ازخودش ،درمقابل جنایتکاران هم پیاله خویش بسیار احمقانه عمل می کرد بخوانید: « حسین آیرم، رئیس شهربانی ،بسیاری از رجال سیاسی را در همراهی و همدستی با رضاشاه به کام مرگ فرستاد. وظیفه او پرونده سازی، دستگیری، شکنجه و در نهایت قتل متهمین بود. قدرتگیری و فسادش سبب شد که نوبت خود او هم فرا برسد. اما شامه تیزش سبب شد این را دریابد که حالا نوبت او شده است. خود را به بیماری زد تا به بدین بهانه از کشور خارج شود. پس از سفر او به اروپا،  شاه که فهمید فریب خورده از او خواست تا به کشور بازگردد. او برای بازگشت از شاه هزینه سفر خواست و پس از دریافت آن، از بازگشت به ایران امتناع کرد» حماقتهای پهلوی وخیانتهایش به ایران فرصتی به فراخی صدها جلد کتاب می خواهد وما به همین اندک بسنده می کنیم چرا که هدف اصلی بیانیه گام دوم انقلاب فراتر از یادآوری دوران ننگین پهلویهاست.معظم له درادامه یادآوری مشکلات سرراه انقلاب به دشمنی برخی قدرتهای غربی با انقلاب اسلامی اشاره میکند. برخی غرب زدگان دور از سوادودانش مدعی تمایل آمریکا وانگلیس به برچیدن بساط پهلویها از ایران به دست انقلاب اسلامی هستند.اما حقیقت را باید در لابلای سطور واوراق تاریخ جستجو کرد،به نظر بنده پاسخ شبهات ایجاد شده درمیان عامه مبنی بر این که غرب به وسیله انقلاب اسلامی از دست پهلویهادرایران خلاص شد.با بررسی رفتارژنرال هایزر آمریکایی مشخص خواهد شد: دی ماه سال ۱۳۵۷ هجری شمسی ژنرال با دستور کارتر ریس جمهور وقت آمریکا پا به تهران گذاشت ژنرالی که حامل دستور خروج شاه از ایران،کودتای ارتش علیه انقلاب مردمی ایران،ومصادره انقلاب به نفع آمریکا وغرب بود البته خروج شاه ترسو ووابسته به راحتی محقق شد اما کودتای نظامیان با فرمان تاریخی امام خمینی در شامگ
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
اه بیست ویکم بهمن سال۱۳۵۷ مبنی بر بی اعتبار بودن حکومت نظامی وعدم فرمان پذیری کامل ارتشیان غیور از مزدوران شاه پهلوی وآمریکا نافرجام ماند وسرانجام انقلاب اسلامی مردم در بیست ودو بهمن سال پنجاه وهفت علی رقم همه دشمنیها طعم خوش پیروزی را به ملت عزیز ایران چشانید هایزر در کتاب خاطرات خود با اشاره به هدفش از انجام کودتا می‌گوید: «فرماندهان ارتش… باید درک کنند که اگر لازم می‌شد کودتای نظامی باید صورت می‌گرفت.» هایزر در مورد تصمیم نهایی خود برای انجام کودتا در جلسه ۱۴ بهمن خود با سران ارتش می‌گوید: «همه تدابیر را کنار گذاشتم و گفتم باید ابتکار عمل را به‌دست گیرند. صراحتاً گفتم تا به‌حال هم اگر کاری انجام شده با تذکر و فشار مستمر من بوده‌است. همه با نگاهی فروافتاده و جدی به من چشم دوخته‌بودند اما هیچ‌کدامشان با حرف من مخالفتی نشان ندادند. سکوت مطلقی حاکم شد. اجازه دادم مدتی با هم تشکیل جلسه دهند؛ همه خیلی جدی نگاه می‏‌کردند… ژنرال ربیعی که سال‌ها مرا برادر خطاب کرده‌بود، گفت: برادر، اگر این اتفاق بیفتد و لازم باشد کشور را حفظ کنیم، هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهم و مسئولیت را برعهده می‌گیرم.» وقتی سران ارتش پهلوی برای چندمین‌بار اطاعت‌پذیری خود را از ژنرال آمریکایی اعلام می‌کنند، او به ژنرال جونزفرمانده نیروهای آمریکایی در اروپا خبر می‌دهد: «ارتش هم اکنون توان کودتا را دارد و اگر بختیار دستور آن را بدهد، ارتش می‌تواند از پس آن برآید.» او میزان تلفات این کودتا را «نسبتاًزیاد»  پیش بینی می‌کرد. هایزردر کتابش می نویسد: « برژینسکی می خواست برای اقدام به کودتای نظامی به ارتش ایران چراغ سبز داده شود. رئیس جمهور کارتر در نظر داشت که چنین پیام و چراغ سبزی در آخرین مرحله و به عنوان آخرین چاره داده شود. » چنانکه حجت‌الاسلام فلسفی می‌گوید: «۲۱ بهمن به اتفاق آقای صدوقی که از یزد آمده بود و آقای طالقانی و دیگران، در اتاق اندرونی خدمت امام بودیم. من عظمت فکر و نظر ایشان را آن روز بیشتر دیدم. همه به خاطر دارند که ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ فرماندار نظامی ساعت دو بعد از ظهر در رادیو اعلام کرد که از ساعت چهار بعد از ظهر آمد و رفت در خیابان‌ها به کلی ممنوع است. وقتی این خبر را شنیدیم، مورد شور قرار گرفت. مرحوم آقای طالقانی که خیلی اهل سیاست بود، گفت: به نظر می‌آید که مهم نباشد. گفته است مردم نیایند بیرون. بعضی دیگر هم در اظهارنظر مردد بودند. من یکی از الهامات الهی در انقلاب اسلامی را این می‌دانم که امام بلافاصله دستور دادند قلم و کاغذ آوردند و اعلامیه نوشتند که دولت غیرقانونی است. فرمانداری نظامی رسمیت ندارد و اعلامیه‌اش هم بی‌ارزش است. تمام مردم از زن و مرد و بزرگ و کوچک از ساعت چهار بعد از ظهر به خیابان‌ها بریزند و نقشه خائنانه دولت را از بین ببرند. بعد معلوم شد که اصلاً صدور اطلاعیه فرمانداری نظامی، به دستورامریکا بوده است تا نظامیان با تانک‌ها، و توپ‌ها و مسلسل‌ها داخل خیابان‌ها بیایند. حتی من از بعضی افراد مطلع شنیدم که بنا بوده دو نقطه به‌طور قطع بمباران شود: یکی منزل امام در دبیرستان علوی، برای اینکه امام کشته شود، ولو هزاران نفر هم به قتل برسند و دیگر مراکز حساس قم؛ ولی امام نقشه آن‌ها را با یک اعلامیه بر هم زد.» ناگفته نماند که دستگاه دروغپردازی انگلیس بی بی سی درسالهای اخیر اقدام به دروغ پراکنی وشایعه سازی درجهت همسو نشان دادن امام خمینی (ره) وانقلاب ایران با طوطئه های آمریکا نموده است که جهت رد این شایعات نظر شما را جلب می کنم به بخشی از مقاله تاریخ پژوه معاصر آقای عبدالله شهبازی: «بی. بی. سی. فارسی در ۱۲ خرداد ۱۳۹۵/ اول ژوئن ۲۰۱۶ با تبلیغات فراوان مدعی شد به اسنادی دست یافته دال بر «تماس‌های سرّی آیت‌الله خمینی با دولت‌های جان اف. کندی و جیمی کارتر.» جوسازی که بی. بی. سی. فارسی امروز کرد، دال بر انتشار اسناد «تماس‌های سری آیت‌الله خمینی با دولت‌های جان اف. کندی و جیمی کارتر» و تعارض فاحش این ادعا با برنامه‌ای که پخش شد، یکی از سبک‌ترین نمونه‌های پروپاگاندای سیاسی بود. آنچه در برنامه «شصت دقیقه» بی. بی. سی. فارسی، پخش شد، در واقع برنامه‌ای بود برای تبلیغ «انقلاب سفید» محمدرضا شاه پهلوی و اصول آن و نیز تقلیل جایگاه امام خمینی در سال‌های ۱۳۴۱- ۱۳۴۳ به یک روحانی معمولی و فاقد جایگاه مرجعیت. هر دو مورد را می‌توان بطور جدی بررسی کرد؛ هم می‌توان از «اصول انقلاب سفید» و پیامدهای به‌غایت مخرب آن برای جامعه ایران گفت و هم از جایگاه امام خمینی در دوران حیات آیت‌الله العظمی بروجردی و مرجعیت ایشان پس از رحلت آقای بروجردی. اما بحث ما این نیست. بحث درباره اسنادی است که بی. بی. سی. فارسی مدعی است «تماس‌های سری» امام خمینی با مقامات دولت‌های کندی و کارتر را بیان می‌کند. این اسناد ادعایی در دو بخش است: بخشی مربوط به تماس ادعایی ۱۵ آبان ۱۳۴۲ امام با سفارت آمریک
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
است و بخشی مربوط به دوران انقلاب. درباره دوران انقلاب و مکاتبات جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، با امام خمینی در پاریس، سال‌ها پیش دکتر ابراهیم یزدی، وزیرخارجه دولت موقت توضیح داده‌اند.۱ بنابراین، مکاتبات کارتر با امام مسئله تازه‌ای نیست که بی. بی. سی. فارسی به عنوان «کشف جدید» درباره آن این همه جنجال کند. در همان شب ۱۲ خرداد ۹۵ نیز دکتر یزدی توضیحاتی درباره برنامه بی. بی. سی. فارسی منتشر کرده و تأکید نمود: «این سخن نادرستی است. آقای خمینی پیام شخصی برای کارتر نفرستاد بلکه این کارتر بود که پیام فرستاد و ایشان به پیام او جواب داد.» و آنچه در گزارش بی. بی. سی. آمده «خلاصه ناقصی از پنجمین و آخرین پیام مبادله شده است.» در این خبر به نقل از آقای خمینی آمده است: «ما با آمریکایی‌ها هیچ دشمنی خاصی نداریم»، در حالی ‌که در متن اصلی پیام آمده است: «ما با مردم امریکا هیچ دشمنی خاصی نداریم.» بخش مورد تأکید من ادعای «تماس سرّی» امام خمینی با دولت کندی است یعنی سندی که مدعی است ۱۰ روز قبل از سفر ۱۷ نوامبر ۱۹۶۳/ ۲۵ آبان ۱۳۴۲ لئونید برژنف رهبر شوروی به ایران، یعنی در ۱۵ آبان ۱۳۴۲، امام خمینی از طریق فردی بنام حاج میرزا خلیل کمره‌ای پیامی شفاهی برای سفارت آمریکا در تهران ارسال کرده با این مضمون: «[امام] خمینی توضیح داد که او با منافع آمریکا در ایران مخالفتی ندارد. بر عکس، او اعتقاد داشت که حضور آمریکا در ایران برای ایجاد توازن در برابر شوروی و احتمالاً نفوذ بریتانیا ضرورت دارد.» و «او همچنین اعتقادش را درباره همکاری نزدیک اسلام و سایر ادیان جهان به ویژه مسیحیت توضیح داد.» آنچه بی. بی. سی. فارسی به عنوان سند اظهارات میرزا خلیل کمره‌ای درج کرده سند «از طبقه‌بندی خارج شده» سیا در سال ۲۰۰۵ نیست و فاقد شماره و مهر «طبقه‌بندی شده» و «از طبقه‌بندی خارج شده» اسناد رسمی است. استناد بی. بی. سی. فارسی به نسخه دیگری از همان سند است در کتابخانه جیمی کارتر که در دسامبر ۲۰۰۸ به صورت دیجیتال منتشر شده است. این «سند» نیز گزارش سیا درباره ملاقات با میرزا خلیل کمره‌ای نیست بلکه پاراگرافی است از بولتن تحلیلی ۸۱ صفحه‌ای سیا، ‌ مورخ مارس ۱۹۸۰، که در آن مشخصات اصل گزارش سفارت آمریکا در تهران دیده نمی‌شود. بولتن ۸۱ صفحه‌ای مارس ۱۹۸۰ سیا، مانند همین گزارش ۱۲ خرداد ۹۵ بی. بی. سی. فارسی، تحلیلی است درباره تاریخچه تعارض علما با رژیم شاه و علل وقوع انقلاب ایران. روشن است که بی. بی. سی. فارسی باید اصل گزارش سیا را پیدا می‌کرد و با ارجاع به شماره و مشخصات آن را انتشار می‌داد. و واضح است که دستخطی از امام خمینی خطاب به کندی وجود ندارد و آن ادعای بزرگ و جنجالی فقط مبتنی بر همین بولتن است و نه حتی بر اصل گزارش سیا درباره دیدار کمره‌ای با مقامات سفارت آمریکا. اما به فرض که اصل ادعا را بپذیریم، یعنی قبول کنیم که در ۱۵ آبان ۱۳۴۲ میرزا خلیل کمره‌ای به سفارت آمریکا مراجعه کرده و مطالبی را از قول امام خمینی عنوان کرده، پرسش مهم دیگری مطرح می‌شود: آیا رابطه میرزا خلیل کمره‌ای با امام خمینی در این حد از صمیمیت بود که وی واسطه پیام «سرّی» ایشان برای رئیس‌جمهوری آمریکا شود؟ همچنین به فرض پذیرش مراجعه آقای کمره‌ای به سفارت آمریکا آیا واقعاً ایشان حامل پیام شفاهی امام خمینی بوده یا نظرات شخصی خود را بیان کرده است؟ آنچه این قرینه را تقویت می‌کند علاقه مرحوم کمره‌ای به نگارش نامه به شاه و نیز به رؤسای جمهوری آمریکا است که نمونه آن، نامه تابستان ۱۳۴۸ وی به ریچارد نیکسون است با عنوان «فتح بی‌غرور» و تبریک فتح کره ماه و تحقق وعده قرآن کریم.» کلام پایانی درخصوص دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی ایران این است که این دشمنی از بدیهیات تاریخ معاصر وبا یک نگاه اجمالی به چهل سال بعداز انقلاب به راحتی قابل فهم بوده ونیازی به اثبات نداردهمانطورکه هیچ احمقی درهیچ کجای دنیا پیدا نمی شود که منکر دشمنی ورقابت کمونیسم به رهبری شوروی ولیبرالیسم به رهبری آمریکا در سالهای پس از جنگ جهانی دوم باشد.که البته هردو برآمده از یک خاستگاه یعنی محافل علمی ضد کلیسای اروپایی هستند. یکی دیگرازمشکلات سرراه پیروزی انقلاب که مقام معظم رهبری در سرفصلی جدا به آن اشاره نموده است مشکل نبود الگوی مناسب برای تشکیل نظام جدید بعد از پیروزی انقلاب بوده است جهت درک این مطلب باید نگاهی به تاریخ معاصر جهان آن روز بیندازیم برای درک صحیح وضعیت جهان آن روز چاره ای نداریم جز تحلیل سکولاریسم غربی وکمونیسم شرقی که هردو تیشه به ریشه تفکر دینی می زدندالبته حقیر پشت سر این هردو جریان را مجامع آکادمیک غرب می دانم که در دوران پس از رنسانس ضمن ارائه قرائت جدیدی از دانش علوم انسانی که تحت تاثیر علوم طبیعی ومادی بود دین را توهمی تاریخی دانسته وبه جنگ با آن قد برافراشته بودند.صد البته در مقابل این موج عظیم وبلامنازع به ظاهر علمی، کلیسا حرفی ب
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
رای گفتن نداشت وکنشت وخاخامهای یهودی هم اصولا بازی دین ودین مداری را سالها پیش به نفع اسلام ومسیحیت باخته بودند وخودشان درد پول ومقام بر هرچه دین ودیانت ارجح می داشتند. (البته از ابتدا هم چیزی برای عرضه نداشته وبه فرموده قرآن کریم راه پیامبرکشی وپول پرستی درمیان علمای یهود مسبوق به سابقه ای عریض وطویل بوده وهست) به صفحاتی ازتاریخ مقابله علوم طبیعی نوین با کلیسا توجه فرمایید: شاخص‌ترین متفکر رنسانس گالیله است وی مفهومی تازه از حقایق طبیعت را اعلام کرد که بنیادهای تعالیم کلیسا را متزلزل کرد و فیزیک را مستقل از الهیات ساخت. گالیله می‌گفت: «حقیقت طبیعت همواره در برابر چشم‌های ماست. این حقیقت چیزی نیست که یک بار به انبیای بنی اسرائیل و حضرت مسیح وحی شده باشد. حقیقت طبیعت همواره در برابر چشمان ماست. اما برای فهم این حقیقت باید با زبان ریاضی آشنا بود. زبان این حقیقت اشکال هندسی یعنی دایره و بیضوی و مثلث و امثالهم است؛ که در کتاب مقدس سخنی از ریاضی و هندسه به میان نیامده‌است.» گالیله علم فیزیک را سکولار کرد و آن را از الهیات مستقل دانست. تکیه‌گاه علم فیزیک از آن پس خرد انسان بود.(سیر حکمت در اروپا، صفحه ۱۵۷–۱۴۹) کلیسا به دلیل درغلتیدن در دامان خرافات وبی بهره بودن از دانش روز ،به سرعت قافیه را به نو متفکران( منورالفکرهای ضد دینی) باخت ونتیجه آن به راه افتادن سکولاریسم غربی شد البته بر فرهیختگان پنهان نیست که کمونیسم شرقی هم آبشخوری جز مجامع علمی اروپایی رنسانس وبعد از آن ندارد.به مطالب زیر برگرفته ازدانشنامه آزاد ویکی پدیا توجه فرمایید: «توماس مور، در رساله خود با نام آرمان شهر که در سال ۱۵۱۶ تهیه شد، جامعه‌ای را به تصویر کشید که بر اساس مالکیت مشترک اداره می‌شد و حاکمان آن بر اساس منطق این رویه را انتخاب کرده بودند. همچنین فرانسیس رابلیاس جامعه آرمان شهر را در کتاب افسانه‌ای ابی تولئم به همین شکل توصیف نموده‌است. در قرن ۱۷ میلادی، مجدداً عقاید کمونیستی در انگلستان فراگیر شد. ادوارد برنشتاین در مقاله سال ۱۸۹۵ خود با نام «کرامول و کمونیسم»[۱] استدلال می‌کند که چندین گروه در جنگ داخلی انگلستان، مخصوصاً دیگرز (یا «سرکوبگران حقیقی» مشخصاً دارای عقاید کمونیستی بودند و رفتاراولیور کرامول در برابر این گروه‌ها اغلب خصمانه و در بهترین حالت بی‌طرفانه بود.[۲] انتقاد نسبت به مضمون مالکیت خصوصی تا دوران روشنفکری قرن ۱۸ ادامه یافت و متفکرانی مانند روسه در رأس این منتقدان قرار داشتند. کلمه « کمونیست» در سال ۱۸۴۰ توسط گودوین بارمبی و با توجه به کلمه فرانسوی "Commuisme" اختراع شده که بارمبی این کلمه را در هنگام مطرح کردن بحث مکتب مساوات منسوب به گراشوس بابف، از رادیکال‌های شرکت‌کننده در انقلاب فرانسه و ابه کنستانتمعرفی کرد. بارمبی مشخصاً جامعه تبلیغ کمونیسم لندن را در سال ۱۸۴۱ پایه ریزی کرد. « سوسیالیسمآرمان شهر» (کلمه‌ای که توسط انگلز اختراع شد)، بر اساس نوشته‌های رابرت اوون، دچار فوریه وکلاود هنری دووری همه نوشته‌های مربوط به آرمان شهر را جمع‌آوری کرد» البته همانطور که گفتم سطوری مانند آنچه در بالا آمده به قدر کافی در لابلای متون کتابهای علمی که در دانشگاههای مختلف تدریس می شود آمده است که شکی در اروپایی بودن ریشه های کمونیسم باقی نمی ماند. اینجانب خواستم با آوردن متون بالا فضای علمی جهان را بعد از رنسانس اندکی به ذهن مخاطب نزدیک نمایم همانطور که می بینیم .حکومتهای اسلامی اهل سنت حرفی برای گفتن در مقابل این سیل خروشان ماده پرستی نداشته وحوزه های علمیه شیعه نیز ضعیف تر از آن بودند که موج علمی قدرتمندی در جهان راه بیندازند... خیالی باطل خواهد بود که گمان کنیم این جریان شبه علمی جهانی در ایران راه نیافته ومسلط نشد.اززمان ناصرالدین شاه قاجار این جریان با استفاده از ضعف حکومت ایران پا به این کانون تمدن بشری نهاده وبا تاسیس فرقه هایی نظیر بهاییت ،بابیت ولوژهای ماسونی اقدام به آغاز جنگ علمی وفرهنگی با مکتب ناب تشیع نموده وآرام آرام تا روی سرکارآوردن رضاخان پیش آمده، میراث علمی،فرهنگی ودینی ایران اسلامی را به یغما برده ومشتی خزعبلات را به وسیله نسلی جدید ازتحصیل کردگان فرنگی درازای دانش وفرهنگ به یغما رفته این مملکت به جا گذاشت . جریان روشنفکری ( حماقت اتو کشیده)که از زمان ناصرالدین شاه متولد شده در مقابل دین وفرهنگ ماایستاده وجز خفت ونکبت برای ماچیزی نداشته ،البته در شرح بندهای قبلی بیانیه در این مورد به اندازه لازم دلیل وسند ارائه شد.نباید گمان کنیم که با پیروزی انقلاب از شر این حرکت خزنده عمیق شبه علمی خلاص شده ایم به بیانات امام خمینی درتایید عرائض حقیر توجه فرمایید: «ما از شرّ رضاخان و محمدرضا خلاص شديم لکن از شرّ تربيت‌يافتگان غرب و شرق به اين زودي‌ها نجات نخواهيم يافت. اينان بر پا دارندگان سلطه‌ي ابر قدرت‌ها هستند و سر سپردگاني مي‌باشند که
گام دوم.ع.د.
۷--موانع سرراه پیروزی انقلاب : «انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً:
با هيچ منطقي خلع سلاح نمي‌شوند و هم اکنون با تمام ورشکستگي‌ها دست از توطئه عليه جمهوري اسلامي و شکستن اين سد عظيم الهي بر نمي‌دارند.»(صحيفه امام، جلد 15، ص447) مشکلی که مقام معظم رهبری به عنوان عدم وجود الگوی مناسب برای ساختن جامعه بعد از انقلاب اسلامی از آن یاد می کنند امروزه اصلی ترین مشکل انقلاب است وباید با نظریه پردازی صحیح وحرکت پر شتاب درحوزه علوم انسانی راه را مقابل دولتمردان جامعه نوین ناب اسلامی روشن نمود به یک نمونه ازبی برنامه گی دولتمردانمان توجه نمایید: دوسال پیش در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ،خط انحرافی منورالفکران که ازداعش گرفته تا شاهزاده پهلوی وفرح دیبا را زیر چتراثرخود گرفته بود به صورت جدی وارد عرصه انتخابات شد تا جاییکه مقام معظم رهبری بعد ازانتخابات درجمع کارکنان قوه قضاییه در۵\۴\۹۲فرمودند:«جمهوری اسلامی، استوار و مستحکم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع میکند؛ این را حتّی آن کسانی هم که احیاناً آمدند رأی دادند، اما به نظام اعتقادی هم نداشتند، با این کارِ خودشان تصدیق کردند» ،این جریان یکی از شعارهای اساسی خودش را «عدم برگشت به عقب» اعلام کرد وبا این شعار برای حسن روحانی رای جمع کرد. گفتند که چهار سال دردولت اول روحانی حرکت کردیم ونباید به عقب برگردیم اما درعمل بعد ازاینکه شش سال مملکت را الاف مذاکره کردند مجبورشدند برای ظاهر سازی برگردند به نقطه اول دردولت نهم .این به خاطر این است که ما« الگوی توسعه ایرانی اسلامی نداریم»مشکل اینجاست که شاخه علمی ،جبهه مقاومت(البته من بعد واژه «جبهه ظهور»،را باید جایگزین جبهه مقاومت کرد) هنوز خودش را پیدا نکرده دانشگاههایی مثل دانشگاه امام صادق ع ودانشگاه امام حسین ع ، ایده های خوب ولی ناقصی هستند باید بنیاد دانشگاههای رضاخانی را در قلب جبهه ظهوراز ریشه درآورد وطرحی نو در انداخت البته حوزه های علمیه عملکردی فوق العاده ضعیف وکم اثر در یاری علمی انقلاب داشته ودارند واین وظیفه اصلی آنهاست که برزمین مانده.کجایند شهیدان مطهری ،شهید مفتح ،شهید مدنی ،شهید دستغیب و...!که جامعه پردازی وتمدن سازی انقلاب را تئوریزه کنند.کار به جایی رسیده که بخش اعظم نظریه پردازی ونظام سازی برای انقلاب اسلامی بر دوش مقام مقدس ولایت فقیه افتاده است وبقیه وظیفه خود را فقط احسنت وتبارک الله گفتن به ایشان می دانند.ما نیاز به الگوی صحیح داریم وقتی یک طراح می خواهد یک خودرو یا ساختمان بسازد ابتدا نقشه آن خودرو یا ساختمان را روی کاغذ پیاده می کند وبعد شروع به کار می کنداما در چهل سال گذشته ما موفق به پیاده کردن یک نقشه جامع برای ابتدا وانتهای کارمان نشده ایم این همان مشکل عدم وجود الگوست که رهبری به آن اشاره داردحرکت ما قطعا درمسیر تمدن سازی وجامعه پردازی به سوی ظهور است وباید اول وآخر کارمان معلوم باشد.
📣قدمی رو به جلو خواهد بود اگر از نام جبهه انتظار در کنار جبهه مقاومت استفاده نماییم.ع.د @the_second_step