عاد حرف زیادی نمیزند.
گاهی قرنها میگذرد و تنها چیزی که از او باقی میماند، یک تصویر، یک جمله یا خاطرهای است که هیچکس جز یک نفر به یاد نمیآورد. اما وقتی ظاهر میشود، جهان همیشه کمی متفاوت از قبل است.
آنها میگویند عاد زمان را تغییر میدهد.
حقیقت را تغییر میدهد.
معنا را تغییر میدهد.
اما کاهنان اصرار دارند که این واژهها درست نیستند.
"عاد چیزی را تغییر نمیدهد."
او فقط چیزی را که باید باشد، بازمیگرداند.
اگر شهری ناپدید شود، عاد آن را نابود نکرده است؛ آن شهر از ابتدا نبوده.
اگر مردی دیگر کسی را نشناسد، خاطرهاش پاک نشده؛ شاید هیچوقت آن شخص را نشناخته بوده.
اگر جنگی که میلیونها نفر دربارهاش نوشتهاند، از تاریخ ناپدید شود، جنگ تمام نشده است.
بلکه جنگ هرگز اتفاق نیفتاده.
این است چیزی که پیروان عاد از آن میترسند.
چون اگر عاد بتواند حقیقت را بازگرداند، هیچکس نمیتواند مطمئن باشد چیزی که اکنون حقیقت میداند، در نسخهی بعدی جهان نیز حقیقت باقی خواهد ماند.
فردا بیشتر درباره عاد مینویسم، نظرتون رو اگه دوست داشتید دربارهش بگید تا همینجا 🙏🏼
(فقط شاید جالب باشه بگم که تا حالا OC نداشتم، و حتی درست نمیدونم موقع داشتن یه اورجینال کاراکتر دقیقا چیا باید براش نوشت/درست کرد، ولی خب به عنوان اولین اوسی من بپذیرید*)
https://aeon.co/essays/why-real-intelligence-is-something-more-than-optimisation
سوال اصلی این نیست که "هوش مصنوعی سرانجام چه زمانی شبیه به
انسان میشود؟"
بلکه اینه که "انسان چه زمانی سرانجام شبیه به هوش مصنوعی میشود؟"
اگه به فلسفه کانت و تقابلش با هیوم علاقه دارید و انگلیسی خوبی دارید مقالهی بمبیه.
نبرد نظامهای نهادی، یک مبارزه مرگ و زندگی بر سر سیاست دانش در تمدن اطلاعاتی ما است، و جایزه آن، حکمرانی بر حکمرانی است. الزامات اقتصادی ذاتا ضددموکراتیک سرمایهداری نظارتی، یک پویایی جمع صفر را تولید میکند که در آن تعمیق نظم سرمایهداری نظارتی، بینظمی و نهادینهزدایی دموکراتیک را تکثیر میکند. تنها یکی از این نظامهای رقیب با اقتدار و قدرت حکومت کردن ظهور خواهد کرد، در حالی که دیگری به سوی نهادینهزدایی سوق پیدا میکند و عملکردهای آن توسط پیروز جذب میشود. آیا این تناقضات در نهایت سرمایهداری نظارتی را شکست خواهند داد، یا دموکراسی آسیب بیشتری خواهد دید؟ آنچه در خطر است، نظم اجتماعی تمدن اطلاعاتی ما است: اکثریت یا اقلیت؟ برابری معرفتی یا سلطه؟ داشتن سرمایهداری نظارتی ممکن است، و داشتن دموکراسی نیز ممکن است. اما حفظ هر دو با هم ممکن نیست.
بهرحال همه چیز قابل زوال است و هیچ چیز برای همیشه باقی نمیماند اما در عین حال, حیات تجدید میشود و ادامه پیدا میکند. بعبارت دیگر, این تغییرات بصورت زایشی حاصل می شود و بین موجودات جهان یک نوع خویشاوندی مشاهده میگردد, گویی هم آنها از یک تبارند از اینرو, معتقد گردیدند اصل و مبدأ جهان مادی, جوهر واحدی است که همه چیز از آن, پدید آمده اند.
Bebop
تعداد ممبرا مهم نیستن مهم اینه که مخاطب رو پیدا کنیم.
بهبه خورشیدخانم طلوع کرده ✨
رمزنگاری از هر زاویه دیدی زیباست، خوراک ذهنهای ماجراجو و منطقیه؛
از جنبه کامپیوتری خب کار کرده بودم در گذشته ولی تازگی از جنبه ریاضیاتی محض واردش شدم و فقط میتونم بگم وای.
اولین تابع خودم هم (یچیز خیلی معمول و پیش افتادهایه) نوشتم و باهاش دو سه تا چیز رو رمزنگاری کردم، تا جایی که چک کردم در ابعاد کوچیک تنها راهی که بتونید رمزگشاییشون کنید brute force(تکرار و تست تمام حالاته) ولیخب اینجا میذارم ببینم کسی هست که جوابو پیدا کنه!