خسته ام و زخم خورده
شما که غریبه نیستین، توی خونه مون احساس آرامش نکردم
لا اقل نه اونقدر که تو راه هیئت احساس آرامش دارم
شاید حتی کارم از خواستن سعادت گذشته باشه
اصن از خواستن هر چیزی
فقط میخوام توی اون مکان حضور داشته باشم
فقط بودنم برام کافیه
به پیر میکده گفتم:
کجاست باده نابت؟
به خنده گفت که رندان
ز چای روضه بنوشند