!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
شازده ڪوچولو پرسید : چرا آدܩا وقتی ܩیفهمن بودنشون باعث دلگرܩیته خودشونو ازت دریغ ܩیکنن ؟ روباه گفت
Toprak bir gün yağmurun kıymetini
anlayacak; fakat o hün yağmayacak
یه روزی خاک ارزش بارون رو خواهد فهمید.
روزی که دیگر بارانی نخواهد بارید
_
𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺☆✯
!˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
از کجا شروع کنم برای ساختنِ خودم؟!› چطور از این خرابه ی غرق شده در تاریکی انسان بسازم ؟!› چطور دوبار
بهشت واقعی صحبت کردن با آدماییه که حد و حدودشون و میدونن و محترمن،از سنشون بالغ ترن،میدونن کی باید شوخی کنن و کی جدی برخورد کنن
میدونید صحبتاتون با اونا جایی درز نمیکنه:)
_
𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺☆✯