گفتمش دل میخری پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو ، تنها بخند
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود
........
مادربزرگم حرف قشنگی میزد؛ میگفت:
'هوا که خنک بشه درختهایی که سایه میندازن فراموش میشن...
درست مثل آدمهایی که کارشون باهات تموم میشه.'
الان حرفش رو درک میکنم!؛