ما از دلگیریِ روزهایمان ، به شب پناه میبردیم و از دلتنگیِ شبهایمان ، به روز ، و اینگونه بود که تمام جوانیمان در ناتمامِ یک انتظار ، تمام شد!
آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید؛
یک نفر در آب دارد می سپارد جان؛
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند؛
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید؛
' نیما یوشیج '