داشتم با شرایط کنار میومدم که مشاور مدرسه اومد گف لیست برنامه ریزی هاتونو برام بفرستین.
خالیه خالیههه چیو براش بفرستمم
بچها قرار شد از طرف پایگاه مسجدمون بریم شابلون بزنیم ولی چون جای نزدیک برای درست کردنشون سراغ نداشتن قرار شد بابای من به یکی از دوستاشون که تو این کارن بگن و خب اون بنده خدا کارمونو راه بندازه