خطاب به خودم:
یادت باشد را همیشه یادت باشد
و من خطاب به یادت باشد:
من عشق زمینی را از تو یاد گرفتم
مگر می شود یک آدم اینقدر عاشق بود؟!
مگر می شود اینقدر عشق یک نفر پاک و زیبا باشد؟!
هنوز کتاب به پایان نرسیده
و احساس میکنم هنوز هر چه از وصف عشق شنیدم در برابر آنچه ادامه داستان خواهد آمد تا چیز است
من با کلمه به کلمه اش ذوق کردم
سوال مهم ذهنم این است که آیا
هنوز هم آدمهایی مثل «حمید»وجود دارند؟
عشق ساده اش اینقدر زیبا و واقعی بود که آدم فکر میکرد افسانه است
کاش کسی که دوستش داریم به ما بگوید
( یادت باشد)
بازم میگم از یادت باشد خواهم گفت
فقط
یادت باشد....
پروانه شدن
خطاب به خودم: یادت باشد را همیشه یادت باشد و من خطاب به یادت باشد: من عشق زمینی را از تو یاد گرفت
بلاخره دیشب تموم شد .....
این اولین کتاب این سبکی بود که خوندم
اولین کتاب راجع به شهدا
نوشتن از این کتاب برام خیلی سخته
نمیتونم حتی تصور کنم این کتاب به چه سختی روایت شده و با چه سختی نگاشته شد
آخر کتاب با خودم گفتم چقدر سخت بوده روایت این کتاب برای همسر شهید
چون برای روایتش باید تمام خاطراتش با حمید رو مرور میکرد و به زبون می آورد
ولی بعد با خودم فکر کردم و گفتم شاید او هر روز و هر لحظه خاطراتش رو یکی یکی مرور میکنه
با بعضی هاش می خنده
و با بعضی هاش با تمام وجودش اشک میریزه
پروانه شدن
بلاخره دیشب تموم شد ..... این اولین کتاب این سبکی بود که خوندم اولین کتاب راجع به شهدا نوشتن از ا
گفتن حسم از خوندن این کتاب سخته
کلمه ای پیدا نمی کنم
هر چی به آخر کتاب نزدیک می شدم
احساس میکردم منم دل تنگ حمیدم
حمیدی که نه تا به حال از نزدیک دیده ام نه صدایش را شنیده ام نه کلمه ای با او صحبت کردم
پس وای از دل مادرش
وای از دل پدرش
وای از دل همسرش
گریه ام بند نمی آمد
هق هق میکردم
شب از نیمه گذشته بود و نه می تونستم دل از کتاب بکنم و نه طاقت خوندن آخر داستان را داشتم
خنده دار بود
میدانستم این کتاب داستان زندگی یک شهید است ولی انگار دوست نداشتم منم باور کنم حمید شهید شده .....
پروانه شدن
گفتن حسم از خوندن این کتاب سخته کلمه ای پیدا نمی کنم هر چی به آخر کتاب نزدیک می شدم احساس میکرد
و این کتاب تمام شد .....
سینه ای که سالم سالم بود
گریه های پیرمردی که اختلال حواس داشت
اذان و بله گفتن ها
انار های دون شده
چشم های با حیا
موتور سواری های پر استرس
هیئت های همیشگی
جوشش چشمه ی شعر
دست نوشته های معمولی
و......
همه اینها یادم هست
این برای من انگار شروع راهه
دارم راه و رسم عاشقی رو یاد میگیرم
راه و رسم شهید بودن را
خدایا
شهادت ازت می خوام
البته نه الان
تو پیری ....
وقتی همه عمر و جونیمونو برای انقلاب و امام زمان دادیم...
ولی قبلش بهم کمک کن که شهید گونه زندگی کنم
╭🤍
╰┈➤ @thoneth
یه کشف جدید
اون روزی که داشتم سر مزار این دو شهید گمنام فاتحه می خوندم
نمیدونستم که تو سمت راستمی
اصلا تو را نمی شناختم
شاید خیلی از شهدا برایم آشنا بودند
ولی تو نه
و اینکه امروز اتفاقی این عکسو دیدم و یهو چشمم به عکس روی ستون افتاد
اتفاقی نیست
این بهم این حسو میده که شما شهدا
ما رو میشناسین اگر نشناسیمتون
ما رو میبینید اگر نبینیمتون
حواستون بهمون هست
حتی اگر حواسمون بهتون نباشه
یادتون هست
اگر یادمون نباشه
#شهیدـحمیدـسیاهـکالیــمرادی
╭🤍
╰┈➤ @thoneth
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعدی عاقله
حافظ عاشقه
ولی مولانااااا
عارفه
و عرفان تلفیقی از عقل و عشق است
╭🤍
╰┈➤ @thoneth
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شازده کوچولو پرسید:
وفاداری یعنی چی؟
روباه گفت:یعنی اگر تو سیارت یه گل دیگه بود
تو عاشق گل خودت باشی
╭🤍
╰┈➤ @thoneth
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای تنها ملاقاتی یه زندانی بی ملاقاتی
میای ملاقاتم؟
یا حداقل بذار بیام ملاقاتت.....
°دکتر نبی°
╭🤍
╰┈➤ @thoneth
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و مگر می شود نگفت
«جانم فدای رهبرم»؟
╭🤍
╰┈➤@thoneth