eitaa logo
صِـבایِ سُکوت³¹⁵
62 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
428 ویدیو
13 فایل
-بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ:) • -تولدمون؛¹⁴⁰²/¹⁰/³🌱❤️ • -اینجاجهت شادشدن روحیتون"☺ • -کپی؟ راضی نیستم❌ فور قشنگتره 😶
مشاهده در ایتا
دانلود
می رَوَב عُܩر ولــــے خَنـבہ به لب باید زیست : )!🔓'🌱
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رویا ها دست یافتنی هستند اگه بهشون امید داشته باشیم🦋♥️
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می نویسم که سرباز یار سردار 🖤🥀
پرده را کنار می زنم و از پشت پنجره به فضای سفید پوش شده روی آسفالت نگاه میکنم .زیبا بود؟شاید...البته از شاید کمی آن ور تر..ذهنم را از خزعبلاتی که درست میکند خالی میکنم ..پتوی گل بافت طوسی ام را محکم دور خود می پیچم و به سوی کتری روی گاز می روم ، تا در صورت داشتن آب جوش ، کمی شکلات داغ بنوشم. به قول خودم می رسم به غول مرحله اخر...بالاخره بعد حدودا یک ربع کتاب مورد علاقه ام را بر میدارم و جایی برایش درست بغل شومینه پیدا میکنم! تا کمی بعد کنارش بنشینم.. صدای هم زدن پودر شکلات در آب جوش می شود آرامش روحم:))) به سمت شوفاز حرکت میکنم ، در حرکتی کتاب را باز میکنم ...بعد از یک ساعت من می مانم و نقش اصلی داستانم با خون از دست رفته اش و شکلات داغی که در ماگم نصفه مانده است ...!
🌿هوالمحبوب 🌿 🌿به روایت 🌿 🌿بی تو هرگز . برگشتم خونه ... اوایل تمام روز رو توی تخت می خوابیدم ... حس بیرون رفتن نداشتم ... همه نگرانم بودن ... با همه قطع ارتباط کردم ... حتی دلم نمی خواست مندلی رو ببینم ... . مهمانی ها و لباس های مارکدار به نظرم زشت شده بودن ... دلم برای امیرحسین تنگ شده بود ... یادگاری هاش رو بغل می کردم و گریه می کردم ... خودم رو لعنت می کردم که چرا اون روز باهاش نرفتم ... . . چند ماه طول کشید ... کم کم آروم تر شدم ... به خودم می گفتم فراموش می کنی اما فایده ای نداشت ... . مندلی به پدرم گفته بود که من ضربه روحی خوردم و اونم توی مهمانی ها، من رو به پسرهای مختلفی معرفی می کرد ... همه شون شبیه مدل ها، زشت بودن ... دلم برای امیرحسین گندم گون و لاغر خودم تنگ شده بود ... هر چند دیگه امیرحسین من نبود ... . . بالاخره یک روز تصمیم رو گرفتم ... امیرحسین از اول هم مال من بود ... اگر بی خیال اونجا می موندم ممکن بود توی ایران با دختر دیگه ای ازدواج کنه ... . از سفارت ایران خواستم برام دنبال آدرس امیرحسین توی ایران بگرده ... خودم هم شروع به مطالعه درباره اسلام کردم ... امیرحسین من مسلمان بود و از من می خواست مسلمان بشم ... 🌿ادامه دارد...
خوش‌بحال‌شهدا عاشق‌دنیانشدند..)✋🏻🙂
دیگه مگه که امام رضا کاری کنه..!💛🔑