هدایت شده از ﹐ پادꪴزهـر
حالوهواي این چند روز خیلي گرفتهست ، سنگین و عجیبغریب ، نميدونم چجوري توصیفش بکنم
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽
-بیشتر تلاش کنم؟
درسته من از شخصیتهایی خوشم میاد که منو یاد خودم میندازن .
هدایت شده از •·کالیگو·•
"اگر روزی برایت منی نباشد، دنیایت چه خواهد شد؟"
حرفت را در قلبم قاب کردم
سپس چشمانم را بستم و تمامش را متصور شدم؛
آه، چه سخت و توصیفنکردنی!
دردناک است که اینطور بگویم ولی، دنیایم هنوز همان دنیا بود؛
همان خیابانها، همان مغازهها، همان عطر و بو. آسمان هنوزهم زیبا بود و ابرهایش هنوز همانقدر متحیرکننده. ساعتها هنوز بر روالِ سابق تیکتاک میکردند و عقربهها هنوز همانقدر منتقم میچرخیدند.
و من.. اه، من هم هنوز همان من بودم!
همان جسم، همان چهره، همان رفتار
گویا که آب از آب تکان نخورده.
و همین غمگینترین بخشش بود؛
میدانی چرا؟
زیرا همه چیز همانند قبل بود
جز یک جایخالیِ آشکار در سرتاسر این جهانِ بیتو!
نبودت، حتی در نخِ دکمههای پیراهن های آبی به وضوح دیده میشد..