شهر من رقص کوچه هایش را باز می یابد
آنوقت پنجرهها دوباره نفس میکشند و نام آزادی بیآنکه فریاد شود در راه رفتن مردم جاری میشود...
منحدِوسط ندآرمدورتبگردم؛
منیا انقدهعاشقتمیشمکه فقطتو به چشممبیاي یا انقدهازت متنفرمیشمکه
باورتمنشهیه روزيمیمردمبرات♥️.
و آنان که در حال رقص بودند ، از سوی کسانی که نمیتوانستند موسیقی را بشنوند ، دیوانه پنداشته شدند .
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر و مادر های عزیز...
https://eitaa.com/tiammy