رضاخان هم اگر می دید ، با چادرچه زیبایی
جهان پُر میشد از قانونِ چادر های اجباری
من همان شاعر مـــستم که
شبی باخت تو را ؛
با دلی غم زده ،
یک جرعه غزل ساخت تو را !
گِله میکرد قلم، هر چه تو گفتی درد است
گفتمش: من چه کنم؟ دار و ندارم این است
- راحم تبریزی