هدایت شده از •|در میان افکارم|•
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بگەرێوە....»
Join →: @in_my_thoughts ☜
احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم پیدا کنم، نه کاملاً غمه، نه کاملاً آرامش، یه حس مبهمه که بعضی روزها سنگینتر میشه و بعضی روزها فقط گوشهای از ذهنم میشینه. احساس میکنم خیلی چیزها رو تحمل کردم بدون اینکه دربارشون حرف بزنم، خیلی مسیرها رو رفتم بدون اینکه مطمئن باشم به کجا میرسم و با این حال هنوز یه جایی درونم هست که نمیخواد دست از ادامه دادن بکشه، همون جایی که با وجود تمام خستگیها هنوز آروم زیر لب میگه شاید فردا کمی بهتر باشه.
🌒 𝙀𝙘𝙝𝙤 | @timeMOOD 🌘
خیلی برام ناراحت کنندهس که یه سری آدمایی که خیلی دوسشون داشتم کارایی کردن که دیگه دلم باهاشون صاف نمیشه یا نمیتونم حس قبل رو بهشون داشته باشم؛ یعنی هر چی به درست شدن روابط فکر میکنم به این نتیجه میرسم که تنها راهش این بود که از اول خراب نمیشد...
🌒 𝙀𝙘𝙝𝙤 | @timeMOOD 🌘
من با کسانی خندیدهام که وحشتناکترین چیزها را در مورد من گفتهاند و فکر میکنند من نمیدانم!
🌒 𝙀𝙘𝙝𝙤 | @timeMOOD 🌘
تموم وجودم زخمهایی از زندگیان، اما همچنان عاشق زندگی کردنم
🌒 𝙀𝙘𝙝𝙤 | @timeMOOD 🌘
دوباره او را رها خواهم کرد اگر به گذشته بازگردم
بس بود برایم ، اکنون متوجه میشوم که چه صبر و تحملی داشتهام
خوب برای او و بد برای خود
جالب است که هرچقدر بیشتر چشمهایم باز میشود بیشتر بر روی او بسته میشود
هنوزم هم در سرم میآید
اما دیگر زیبا نیست؛طعم پایان میدهند
درست مانند نگاه های آخرمان
شاید نهایت تمام شدن یک فرد همین باشد
فراموش نه ، آدم ها کمرنگ میشوند.
🌒 𝙀𝙘𝙝𝙤 | @timeMOOD 🌘