eitaa logo
سبزِخسته
31 دنبال‌کننده
75 عکس
24 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
چهارشنبه، ۲۲ اسفند ۱۴‌۰۳ حوالی ساعت ۱۴ با دوستان قرار داشتم برای حضور در دیدار رمضانه دانشجویی؛ دیداری که همیشه به آن فکر می‌کردم؛ اولین و آخرین دیدار با آن حکیم فرزانه، آن پدر امت. یک ساعتی با تأخیر رسیدم. سریعاً یکی از رفقا کارت ورود را تحویل داد و وارد حسینیه شدیم. هر لحظه که می‌گذشت، شوق دیدن رویش بیشتر و بیشتر می‌شد. یک ساعتی منتظر ماندیم تا برنامه شروع شد. اول با تمرین سرودی برای خواندن جلوی امام امت. بعد از آن آماده شدیم برای ورود. این که نمی‌دانستیم در کدام لحظه پرده‌های حسینیه کنار می‌روند و آن مظلومِ مقتدر کی وارد حسینیه می‌شوند، حسی غریب بود؛ حسی که تجربه‌اش نکرده بودم. و ناگهان پرده‌ها کنار رفت. سیل جمعیت بلند شد. کسی دیگر خود را نمی‌شناخت. همه با نوای بلند «حیدر حیدر» به سوی مراد خود می‌رفتند. هیچ‌کس نمی‌توانست روی پای خود بند بماند. و شروع شد. دبیران هر تشکل دانشجویی به نوبت پشت تریبون رفتند و متنی را خواندند. رهبر شهید با صبر و حوصله به تمامی آن‌ها گوش دادند و نکاتی یادداشت کردند. بعد از اتمام صحبت‌های دبیران تشکل‌های دانشجویی، فرمایشات آن حکیم فرزانه آغاز شد. مثل همیشه: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین. «جلسه‌ی خیلی خوبی بود. بیانات جوانان عزیزمان من را به این نتیجه می‌رساند که سطح تفکّر و تحلیل و برداشت مجموعه‌ی دانشجویی روبه‌رشد است؛ یعنی امسال من مطالبی را شنیدم که سطح آن از مطالبی که سال‌های قبل، مثلاً سال قبل، می‌شنیدم بالاتر است. خود این یک مسئله‌ی امیدبخش و مژده‌آفرین است...» و من محو روی او بودم و سرپا گوش بودم. می‌شنیدم و خوب او را نگاه می‌کردم؛ انگار تمام دنیا را به من داده باشند. از آن دیدار یک سخن آقا همیشه در ذهن من است. ایشان فرمودند: «راجع به جوان‌ها هم گفتند که من منصرف شده‌ام از تکیه به جوان‌ها؛ نه، امید بنده فقط همین شما جوان‌ها هستید...» و این سخن جانی دوباره بود برای من؛ نه فقط برای من، بلکه برای تمامی افراد حاضر در جلسه. و اما یک مسئولیت سنگین؛ ولی فقیه زمان، نائب بر حق امام غایب، امیدش به ماست. پس نباید سیدعلی را ناامید کنیم. جلسه رو به پایان بود. رهبر شهید فرمودند: «این جمله‌ی آخر من است؛ ما هم این را بگوییم: با همه‌ی توان از مقاومت فلسطین و مقاومت لبنان حمایت خواهیم کرد. این بین مسئولان کشور مورد اتّفاق است. دولت، ریاست محترم جمهور، دیگران بر این مسائل اتّفاق نظر دارند، مشکلی وجود ندارد. و ان‌شاءالله ملّت ایران خواهد توانست در آینده هم مثل گذشته در دنیا به عنوان پرچم‌دار مقاومت در مقابل زورگویی معرّفی بشود. والسّلام علیکم و رحمة ‌الله و برکاته.» بعد از آن نماز اقامه شد به امامت ایشان، و پایانِ آخرین دیدار فرمانده با سربازانش در محفل رمضانهٔ هرساله. و حسرتی که تا آخر عمر در دل من، در دل تمامی دانشجویان پیرو خط رهبر شهید می‌ماند که دیگر در رمضان دیداری با آقایمان نداریم.
و شب های مقاومت
چند خطی درباره سیاست خارجه از منظر رهبری نوشته‌م بخونید نظر بدید
بچه های انجمن اومدن اخبار ۴۰ روز اول جنگ رو تا آتش بس رو به صورت هفته نامه در آوردن از روز اول تا هفتم جنگ آمده شده