بغض اگر وا نشود، تا جگرت میسوزد
پدر و جدِ بزرگِ پدرت میسوزد!
درد اگر شعر شود، شعر به جایی نرسد
قلم و دفتر و طبع و هنرت میسوزد . .
- مثلِ آن مُردابِ غمگینی که نیلوفر نداشت ؛
حالِ من بَد بود امّا هیچکس باوَر نداشت . .
درون من سه نفر وجود داره ، یکی کنار دوستاش بلند میخنده ، یکی در مقابل غریبه به چیزی اهمیت نمیده و نفر سوم تلخ ترین لحظه هارو در تنهایی میگذرونه.
شاید بنظر خودخواهی باشه ، ولی من کسایی رو که دوسشون دارم رو دلم نمیخواد وجودشونو با کسی تقسیم کنم .
موسیقی دردیم و سزاوار سکوتیـــم
با این همه فریاد، گرفتار سکوتیـــم
ِگوششنوا نیست دراین دارمکافات
محکوم به زندانِ دلآزار سکوتیـم...
گاهی یه حرفایی رو نمیشه زد،
یه اشکایی رو نمیشه ریخت،
مثل همونجا که ابتهاج میگه:
سالها ناگفته ماند این شرحِ درد...
سالها…