متروکه همیشه برایم تداعی کننده یک خانه ای گرد و غبار گرفته و خالی از رفت و آمد با ظاهری ویران و ترسناک بود تا اینکه فهمیدم متروکه میتواند کالبد آدمی با لبخندی بر روی لب باشد که مدتهاست خویشتن را ترک کرده است. راستش را بخواهی آدم متروکه به مراتب ویران تر از منزل متروکه است.
چیزی که روابط آینده رو برام ترسناک میکنه اینه که وقتی به گذشته نگاه میکنم آدمهایی رو میبینم که مطمئن بودیم تا ابد تو زندگی هم میمونیم، ولی اینطوری نشد .
از ته قلبم براتون آرزو مى كنم هيچوقت مجبور نشيد واسه گفتن يه "دلم برات تنگ شده" ى ساده، از خودتون سوال كنيد بهش بگم يا نگم