خطی کشید روی تمامِ سوالها
تعریفها، معادلهها، احتمالها
خطی کشید روی تساویِ عقل و عشق
خطی دگر به قاعدهها و مثالها
خطی دگر کشید به قانونِ خویشتن
قانونِ لحظهها و زمانها و سالها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفترِ خطها و خالها
خطها به هم رسید و به یک جمله ختم شد؛
با عشق ممکن است تمامِ محال ها :)
اگه دلت خوش باشه ۴ ساعت هم در طول روز بخوابی برات کافیه، اگه نه ۲۴ ساعت هم بخوابی باز خستهای، مسئله فقط یه چیزه، دلخوشی…
تیسا
شده بی تاب شوی؟ تاب و توانت برود؟ سر به هر سو بکشی؟ خواب و خیالت برود؟
تاکنون شوری اشکت چشیدی ز غمش؟
بروی بر سر کویش، نیابی اثرش؟
تیسا
تاکنون شوری اشکت چشیدی ز غمش؟ بروی بر سر کویش، نیابی اثرش؟
تا کنون گشتهای از دوری او دیوانه؟
بروی از در مسجد به در میخانه؟
تیسا
تا کنون گشتهای از دوری او دیوانه؟ بروی از در مسجد به در میخانه؟
شده یارت برود چاره نیابی جز اشک؟
شده تشنه بشوی، اب نیابی در مشک؟