این روزها حس میکنم یه جایی بین احساسات: «آدمها خیلی ترسناکن و باید تا جایی که میشه ازشون فاصله گرفت»، «خوشحالی رو باید تو خودت پیدا کنی نه بقیه» و «من خیلی تنهام و دلم چند تا دوست خیلی خوب میخواد» به صورت معلق تاب میخورم
میدونین علت گریهی بی اختیار چیه؟
اینه که بدنمون در حال مبارزه با چیزاییه که ذهن و قلبمون نمیتونن اونارو تحمل کنن.
یوسفم رفته و در ها همگی بسته شده
من در این قصر درندشت پی اش در به درم
من که بانویم و پا پیش گذارم زشت است
تو هم آنقدر نیا ، تا که بیاید خبرم