11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار برای مصرف آب معدنی
https://eitaa.com/titisher
انسان سه گونه میمیرد:
مرگ روح
مرگ وجدان
مرگ جسم
مرگ روح یعنی : شکستن وقار و غرور یک انسان به دست دیگری......
مرگ وجدان :
یعنی استفاده از انسانها برای مقاصد شخصی بدون هیچ گونه پشیمانی و ترحمی.......
مرگ جسم : یعنی ایستادن نفس و تپش قلب........
دردناکترین مرگ ها، مرگ روح است....
وحشتناک ترین مرگ ها، مرگ وجدان....
و آسان ترین مرگ ها مرگ جسم.......
https://eitaa.com/titisher
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥غیرت یزید نسبت به زنش،
از غیرت بعضی مردا نسبت به ناموسشون بیشتره!!
بشنوید این داستان رو☝️
https://eitaa.com/titisher
هدایت شده از خسرو نقدی گنجی
سلام
✅ حکایت عبدالله دیوونه
🌹 اسمش عبدالله بود . .
تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه
همه میشناختنش!
مشکل ذهنی داشت
خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت
زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد
تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود
هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود
نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .
یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه
دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت
نمیتونست درست صحبت کنه
به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ما 💔
مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودتو خانمت رو زوری میدی
هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'
عبدالله دیوونه ناراحت شد
به پهنای صورت اشک میریخت میگفت آقا ؛ حسین حسین خونه ما 💔 . .
خونه ما 💔 💔
بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن
حسین حسین خونه عبدالله باشه . .
اومد خونه
به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری
خونه هم که اجاره ست ... !!
چجوری حسین حسین خونه ما باشه
کتکش زد . .
گفت عبدالله من نمیدونم
تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . .
واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه
عبدالله قبول کرد
معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمیداد هرجا میرفت قبول نمیکردن که
هی میگفت آقا حسین حسین قراره خونه ما باشه 💔 . .
روز اول گذشت ، روز دوم گذشت ... تا روز آخر
خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی
تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئتیا باز نمی کنم . .
عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد میگفت حسین حسین خونه ما 💔 💔 💔
رفت ؛ از شهر خارج شد
بیرون از شهر یه آقایی رو دید
آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!
عبدالله دیوونه گریش گرفت
تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .
آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا
بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بده 💔
عبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا
به هرکی میرسید میخندید میگفت حسین حسین خونه ما . . خونه ما 💔
رسید به مغازه حاج اکبر
گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده !
حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو میشناخت
گریش گرفت چشمای عبدالله رو بوسید عبدالله ... !!!
امانتی یابن الحسن رو داد بهش
رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج 100 تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .
با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد ، میخندید میگفت حسین حسین خونه ما 💔
رسید به خونه شب شده بود . .
دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب 💔
آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد 🚶 🏻♂
عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود ، خیلی خوب صحبت میکرد
آخه یابن الحسن رو دیده بود 💔 😍
میخوام بگم حسین تو حواست به عبدالله بود
حواست بود خرج هیئتت رو نداره
اینجوری هواشو داشتی
آقا حتما حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه 💔 ...
میشه یه شب حسین حسین بین الحرمین باشه؟! 🚶 🏿♂
میشه درد منم دوا کنی بیام حرم 💔 😔
یا امام حسین خیلی ها دلشون میخواد بیان کربلا اما......ندارند خودت مثل عبدالله دیوونه براشون درست کن...بحق مادرت .
✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفرج
هدایت شده از خسرو نقدی گنجی
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ورود بیش از حد افغانها به ایران.....کاری به سلیقه شما وطرفداری کی هستید نداریم بلآخره به این آب وخاک کمی هم باید تعصب داشته باشی دیگه؟؟پس نشر بده
مازِرونِ هِــــــوارِه،خِجیــــــر بَـیِـه دِوارِه
بِهـیم دَس به دَسِ هـم هادیم آخِرِه بِهارِه
اَلان مــوقِع کـــارِه، هِــوا شِــرشِــرِه وارِه
نَدومبِه کِنِه پیش شِه دَردرِه هاکِنِم اِشارِه
شعراز: خسرونقدی گنجی
برگردان تبری به فارسی:
هوای مازندران را! چقدرزیبا شده است؟
بیایید دست به دست هم دهیم آخربهاره
الآن موقع کاراســت،هــوابارون میباره
نمی دانم پیش کی دردخودم را بگویم
این کانال متلق به شماست
https://eitaa.com/titisher
https://t.me/naghdiganji1401
25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خامه مازنی بخونم
شه امام رضا ره قربون..❤️
https://eitaa.com/titisher
تِــه بــوردی بــور، نِــخامبِـه کـه دَگِـــردی
مٍــه آبـرو رِه، چِـــــشِ ســـــو رِه بَـــوِردی
الــهــی تِــه دِتـــا چِــــش بَــــهـــووِه کـور
بِهی شیطـون،آدِم تَن پـوش دَکِردی؟
شعراز:خسرو نقدی گنجی
برگردان تبری به فــارسی:
تو کــه رفتی دیگر نمی خواهم برگردی
آبــروی ما،ونــور از چشمان ما را بُردی
الــهــی دوتا چشمات کور بــشـــــه
توشیطانی بودی درپوشــشِ آدم
اَمِه کانال شِمِـه شِــنِه اینجــه👇
https://eitaa.com/titisher
الــهـی تِــرِه مِــن حــیرون بَـــوینِــــم
تِــرِه مِــن بــی سَــرآ،سـامون بَوینِم
تِــه مـی ســونِ اِسپِه کَــنِـف بَهووِه
تِــه سَــرکِتـار رِه بی دَنـــدون بَوینِم
شعراز:خسرونقدی گنجی
برگردان تبری به فارسی:
الهی ترا حیرون و سرگردون ببینم
تــرا من بــی ســرا ســــامـــون ببینم
موهایت مـــانند الــیاف کنـف سفید
وتوی دهنت هیچ دندانی پیدا نشه
اینجه اَمِــه کانالِ👇
https://eitaa.com/titisher