موسقیروزای خوبی توی راههه.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
روزهای خوبی تو راهه...
https://eitaa.com/titisher
دوستان خوب سلام
شِمِــــــــه نظر در رابطه با برنامه های
اَمِــــــه کانال ،مِه دِلِ اَرمونِه
اَته چی بهووین بغیر ازبَدوبیرا.
۰۹۱۱/۱۱۴/۴۰۴۶
فِــنِر تِـه دور بَگِـــردِم کِــجِــه دَری؟
تِــه با شَــرف تِر از هربرق شهری!
بِــرو تِـه نَـهووی مِه روز شوهسته
مِــه دل تنـگه زودتِربرو ایــنــــوَری
شعراز: خسرونقدی گنجی
برگردان تبری به فارسی:
فانوس دورت بگردم کجا هستی؟
تو با شرف تر از هربرق شهری!
بیا تو نباشی روز من شب هست
دلم تنگ است زودتر بیا طرف ما
اینجه خجیره سروش دَرِه
بیین،اَمِه چِش دَرگاه رِه اِشِنِه👇
https://eitaa.com/titisher
47.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواننده:جناب عمران حیدرپور
دوتار:جناب مرادی عزیز
شاعر:خسرونقدی گنجی
https://eitaa.com/titisher
✅ ما هم تو جوونی کارهای یواشکی انجام می دادیم.
تو مترو تجریش شهرری ، ی جوون بهم گفت حاجی مثل اینکه اهل جبهه و جنگ بودی ، آیا زمان شما هم کارهای یواشکی داشتید؟ گفتم اوه ، تا دلت بخواد. میگه میشه یواشکی بهم بگی؟ بهش میگم : ما یواشکی برای جبهه ثبت نام کردیم ، دست تو شناسنامه مون بردیم. بدون خداحافظی رفتیم جبهه ، آموزش رزمی را دیدیم و ندیدیم ، اعزام شدیم ، طول تفنگ با سر نیزه اش از قدمون بلندتر بود. جنگیدیم ، زخمی شدیم ، بستری شدیم ، از بیمارستان فرار کردیم و دوباره برگشتیم جبهه ، نماز شب خون شدیم ، وصیت نوشتیم ، جای دیگری نگهبانی دادیم ، ظرف ها رو شستیم ، کفش ها را واکس زدیم ، توالت ها را تمیز کردیم ، دعا کردیم ، گریه کردیم ، ترسیدیم ، دلتنگ شدیم ، خندیدیم ، خدا حافظی کردیم ، حلالیت طلبیدیم ، چند باره رفتیم جبهه ، مسئولیت گرفتیم، مسئولیت را پس دادیم ، خوابیدیم ، بیدار ماندیم ، تشنگی کشیدیم ، گرسنگی کشیدیم ، مهمات از ارتش کش رفتیم ، به سنگر تدارکات تک زدیم ، بجای دیگری اسیر شدیم و حتی به جای دیگری شهید شدیم ، اسیر شدیم ، مفقود شدیم ، جانباز شدیم ، به میدون مین زدیم ، شلیک کردیم ، موج گرفتمون ، موجی شدیم ، یدفعه نمی فهمیم چرا داریم خونواده مون را کتک می زنیم ، اذیت میکنیم ، خانمم میگه دوباره موجی شدی ، بچه هارو نزن ، فقط منو بزن ، بعد که حالم جا میاد ، گریه می کنم و دلم به حال فرزندانم می سوزه، دخترم میگه بابا وقتی تو اون حالت مارو می زنی ، ما هم ثواب جبهه را می بریم؟ بعضی وقت ها تو کوچه و خیابون مسخره ام می کنند ، رانندگی کردیم ، قول شفاعت گرفتیم ، قول شفاعت دادیم ، خبر شهادت دادیم ، خبر اسارت دادیم ، خبر مجروحیت دادیم ، ترک پست کردیم ، اشتباه کردیم ، تلفات دادیم ، شهید دادیم ، مجروح دادیم ، ولی همیشه خودمون را به عملیات می رساندیم ، حقوق برامون معنی نداشت ، چه معنی داره که داری خدمت می کنی و در قبالش حقوق بخواهی؟ غرب رفتیم ، جنوب رفتیم و یواشکی بعد از جنگ هم سکوت کردیم ، البته اسم بعضی از رفقامون را هم روی خیابون ها و کوچه ها گذاشتند و البته با جنگ و دعوایی که در شورای شهرها بوده ، آنجا گفته بودند چقدر شهید شهید ، به حاشیه رانده شدیم ، نادیده گرفته شدیم ، انگ خوردیم ، دروغ شنیدیم ، شعار شنیدم ، جفا دیدیم ، زخم زبان خوردیم ، ی روز از جبهه برگشتیم ، مثل پل های عملیات خیبر دیگه به درد نمی خوردیم، رفتیم نماز جمعه ، بهمون گفتن جلمبر ، می فهمی جلمبر یعنی چی؟ یعنی ژولیده ، ژنده پوش ، عقب مونده ، کهنه پوش ، فتنه های دنیا طلبی رو تو دهه 70 و 80 و 90 دیدیم ، تو شهرها با منافقین ، سلطنت طلب ها ، بریده ها ، و با سربازان دشمن و جمع یواشکی کاران که دیگه علنی کار می کردند ، جنگیدیم. دوباره تو میدون اومدیم ، رفتیم و...... برای ثبت نام بچم تو مدرسه نگفتم رزمنده ام ، دخترم گفت بابا میشه اصلأ نیای در مدرسه دنبالم ،؟ اصلأ نیا یا اگر میای با پراید نیا ، دخترم میگه بابا پس کی ما میتونیم هرچی دلمون خواست بخریم؟ ما هم مریض میشویم ، هممون ی جایی از تنمون به وسیله انفجار گلوله ها و یا اصابت گلوله ، جای حک ترکش و عبور گلوله وجود دارد ، بیمار شدیم ، بستری شدیم ، ترخیص شدیم ، البته ناله هم کردیم ، اینقدر رفتیم بیمارستان که موزائیک های آنجا هم ما را میشناسند ، سنم زیاد شده ، بعضی هامون پولمون هم زیاد شد ، علممون هم زیاد شد ، بعضی هامون جبهه را فراموش کردیم ، جلمبری هم یادمون رفت. محتاط شدیم ، یهو یواشکی مردیم و یواشکی هم دفن شدیم. اصلأ نسل ما نسل طلایی
یواشکی ها بود.
هنوز هم این بی حجابی وبدحجابی
های شهر رومیبینم میخوام یواشکی
گریه کنم ولی اینبار یواشکی نمیشه
چون دادم درمیاد
.ازش پرسیدم حالا اگر میشود تو یواشکی هاتو بگو،
دیدم سرشو انداخت پائین و داره یواشکی گریه می کنه.🌹🌸😭
https://eitaa.com/titisher
بِمویی مِه دِل تِه وِسّه پَر هایتِه
بَمِردِه دِل زِندِگی رِه سَر هایتِه
روزی تِه بَتی کِه تِرِه نِخامبِه
خِدِه که وِه اسب رِه هِداخَرهایتِه
شعراز:خسرونقدی گنجی۹۸٫۱۲٫۱۲
برگردان تبری به فارسی:
اومدی و دلم واست پر گرفت
مرده بوددل، زندگی ازسرگرفت
روزی توگفتی که تورا نمی خوام
انگاری اسب را داده و خر گرفت
خنده تِه جا قهر بوئه
اینجه بمویی تِرِه کَشِـه زَنده👇
https://eitaa.com/titisher
https://t.me/naghdiganji1401
تهِ دونـدی چَنّـه زار دارنِه مِنِه دِل
تِـه که خـونّی قِرار دارنِه مِـنِه دِل
بَخون بِلبِل کَــهـو دِل پِــــرِه دَردِه
سه پَنج روز،داغِ یاردارنِه مِنِه دِل
شعراز: خسرونقدی گنجی
برگردان تبری به فارسی:
تو میدانی چقدر زار دارد دل من
توکه میخوانی آرام میشوددل من
بخوان بلبل دلِ من پرازخون است
پانزده روزِ داغ یار دارد دلِ مــن
این کانال ره سربزنین
اِمارِه خِشال کِنی👇
https://eitaa.com/titisher
https://t.me/naghdiganji1401
📣 حکایت قالیچه سوخته
🔸مردی ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺷده بود و ﻓﻘﻂ يك ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺩﺍﺷﺖ،ﮔﻮﺷﻪ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.ﻫﺮ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﯼ كه ﻣﯿﺮﻓﺖ،ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ: ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ ﺍﮔﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮد ۵۰۰ تومن ﻣﯽﺍﺭﺯﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﺎ ١٠٠ ﯾﺎ ۱۵۰ تومن ﺑﯿﺸﺘﺮ نمیخریم.
🔸ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩ و به ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﺮند ﺍﺯ اﯾﻦ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻐﺎﺯﻩ میرفت.
🔸داخل ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻫﺎ، ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﺍﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ كه ﻗﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ:ﻣﻨﺰﻟﻤﻮﻥ ﺭﻭﺿﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ، ﻣﻨﻘﻞ ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ، ﺫﻏﺎلها ﺭﯾﺨﺖ و ﻗﺎﻟﯽ ﺳﻮﺧﺖ.
ﻫﺮ ﭼﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ مىتونى ﺍﺯﻡ ﺑﺨﺮ، ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ ...
🔸ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﺍﺭ پرسید:گفتی ﺗﻮ ﺭﻭﺿﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ؟
گفت: بله.
🔸مغازه دار گفت: ﺍﮔﻪ این قالیچه ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮد ۵۰۰ تومن ﻣﯽﺍﺭﺯﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﺮﺍی اﺭﺑﺎﺏ ﻣﻦ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﻦ ١ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺍﺯﺕ میخرم.
🔸قالیچه رو خرید و روی میزش پهن کرد و تا آخر عمرش آن یک قسمتی که سوخته بود رو همیشه گلمحمدی و گل رز میخرید و روی قسمت سوخته قالیچه که به اندازه کف دست بود پرپر می کرد و دوستان صمیمی و همکارانش همه به نیت تبرک یک پر از گل را برداشته یا در جانمازشان میگذاشتند یا در قوری چای یا غذایشان می ریختند.
🔸اوﻥ ﻗﺎﻟﯿﭽﻪ که تو روضه سوخته ﺑﻮﺩ قیمت گرفت،کاش دل ما هم تو روضهها بسوزه.
اونوقت بگیم:
یا زهرا دلم ما برای شما سوخته،
بیبی جان آن را چند میخری؟!😭
🔸ایام فاطمیه است شرکت در مجالس حضرت زهرا را جدی بگیریم و برای مادر امام زمان،کم نگذاریم.
#فاطمیه
https://eitaa.com/titisher
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنگ تفریح 😁🤣😁
خاطرات حاج اقا در مراسم ختم ....
https://eitaa.com/titisher
کِتــاب ،تِـه ناب تَرین آ،نابِ نابــی
تِـره ظاهِر هَــمِــه دونِــه کِــتابــی
تِــرِه ویــنــا، تِــه لارِه وا نَــکِــنِـه
شِــه دِلِــه سوزِنی ســونِ کِــبابی
شعراز:خسرونقدی گنجی۱۴۰۳/۸/۲۴
برگردان تبری به فارسی:
کتاب توناب تر از همه چیزی
ترا همه به ظاهر میشناسن که کتابی
ترا میبینندوصفحه ازنوشته هارا نمیخوانند
از درون میسوزی مانند کبابِ سوخته ای
*روزکتاب بر کتاب دوستان مبارک
وکتاب خوانها تماشا گرباشند*
اینجه کانال تی تی شعرِکَنجِ روزِه
شِمِه بِموئن اَمِه دِلِ اَرمونِه👇
https://eitaa.com/titisher
https://t.me/naghdiganji1401