💠 زندگی به سبک شهداء 💠
🔸چکیده زندگینامه شهید دانشجو؛ سیاوش(رضا) نصرزاده
سیاوش نصرزاده در خرداد ماه۱۳۳۹ در خانواده مذهبی در شهرستان خوی به دنیا آمد.هوش و ذکاوت توأم با ادب،سیاوش را از همسن و سالانش متمایز کرده بود. او با باورهای دینی بزرگ میشد.
پایان تحصیلاتش در دبیرستان،همزمان با اوجگرفتن انقلاب بود.شور انقلابی او باعث همراهی سایر اعضاء خانوادهاش شده بود.
در همان شرایط ویژه،سیاوش برای شرکت در کنکور سراسری آماده میشد.او توانست از رشتۀ اطاق عمل دانشگاه تبریز قبول و برای تحصیل عازم شهر تبریز شود.او در فضای انقلابی دانشگاه تبریز به سایر دانشجویان انقلابی پیوست.
پس از پیروزی انقلاب،پدر تصمیم گرفت در تهران ساکن شوند.
دانشگاه تبریز همواره جزو دانشگاههای فعال و حرکت ساز بود.با اعلام انقلاب فرهنگی از سوی امام خمینی و تلاش برای اسلامی کردند. دانشگاهها،درگیری شدیدی در دانشگاه به وجود آمد و سپس دانشگاه تعطیل شد. سیاوش نصرزاده با تعطیلی دانشگاه، پیش خانوادهاش در تهران برگشت و فعالیتهایش را در مسجد احمدیه نارمک از سر گرفت.
با آغاز جنگ تحمیلی، سیاوش که مدتی بود اسمش را به رضا تغییر داده بود،به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.
آموزش امداد در پادگان امام حسین (ع)،درگیری مسلحانه در سال۶۰ با منافقین در جنگل های آمل و در نهایت حضور در جبهه ادامه جهادش بود. در پنجم فروردین ۶۱، در عملیات بزرگ فتحالمبین در منطقه رقابیه، سیاوش نصرزاده یکی از جوانانی بود که خون پاکش بر زمین ریخت.
▫️منبع: نرم افزار(اپلکیشن) پلاک سپید
@nedayepakefetrat_un
💠 زندگی به سبک شهداء 💠
🔸خاطراتی از شهید سیاوش(رضا) نصرزاده
🔹در روزها اوج انقلاب، دانشگاهها ملتهب بودند و دانشجویان انقلابی بهانهای برای آغاز اعتراض و تظاهرات میجستند. سیاوش به همراه دوستان دانشجویش، در سلف دانشگاه، با سین سین کردن، به هم اشاره میکردند که سینیها بالا پرت بشه... با پرتاب سینیهای استیل، سر و صدا بالا میگرفت و راهپیمایی در دانشگاه شروع میشد. رضا به خاطر فعالیتهای انقلابیاش حکم اخراج از دانشگاه گرفته بود که با پیرزوی انقلاب همه چیز عوض شد.
🔹رضا عضو حزب جمهوری اسلامی شده بود. او علاقه خاصی به شهید دکتر بهشتی داشت. او را از عمق جان دوست داشت. وقتی خبر انفجار در محل حزب را شنید خیلی متاثر شد. فورا برای کمک به خاکبرداری به محل انفجار در سرچشمه رفت. آنجا با اندوه فراوان در جمع کردن پیکر شهدا کمک میکرد. شاید به خاطر همان عشق و علاقهاش به شهید بهشتی بود که پس از شهادتش، نزدیک شهید بهشتی به خاک سپرده شد.
🔹یکی از دانشجویان خیلی گرفته و ناراحت بود. رضا علتش را پرسید. آن دانشجو تازه ازدواج کرده بود و قرار بود به عنوان پزشک امدادگر به جبهه اعزام شود، اما دوست نداشت همسرش را رها کند. رضا گفت: «من زیاد به جبهه میرم و میام. این دفعه به جای تو میرم!»
▫️منبع: نرم افزار(اپلکیشن) پلاک سپید
@nedayepakefetrat_un
فرمان فرمانده معظم کل قوا به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در زمینه مقابله با کرونا؛
قرارگاه بهداشتی و درمانی برای سازماندهی خدمات به مردم تشکیل شود
حضرت آیت الله خامنهای فرمانده معظم کل قوا با صدور فرمانی به سردار سرلشکر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با تقدیر از خدمات نیروهای مسلّح به مردم در زمینه مقابله با ویروس کرونا، بر لزوم سازماندهی این خدمات در قالب یک «قرارگاه بهداشتی و درمانی» برای پیشگیری از شیوع بیشتر این بیماری تأکید و خاطرنشان کردند: این اقدام با توجه به قرائنی که احتمال «حملهی بیولوژیکی» بودن این رویداد را مطرح کرده میتواند جنبهی رزمایش دفاع بیولوژیک نیز داشته و بر اقتدار و توان ملّی بیفزاید.
متن فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسمهتعالی
سردار سرلشکر باقری
با تقدیر از خدماتی که نیروهای مسلّح تاکنون در زمینهی کرونا به مردم عزیز تقدیم کردهاند و با تاکید بر ادامه و گسترش هرچه بیشتر آن، لازم است سازماندهی این خدمات به شکل یک قرارگاه بهداشتی و درمانی بوده و علاوه بر درمان و ایجاد مراکز درمانی مانند بیمارستان صحرایی و نقاهتگاه و غیره، به پیشگیری از شیوع بیشتر بیماری با شیوههای لازم نیز بپردازد. تقسیم وظائف و مأموریتهای سازمانها و بخشهای نیروهای مسلّح از وظائف این قرارگاه است. این قرارگاه باید در هماهنگی کامل با دولت و وزارت بهداشت و درمان عمل کند.
این اقدام با توجه به قرائنی که احتمال «حملهی بیولوژیکی» بودن این رویداد را مطرح کرده میتواند جنبهی رزمایش دفاع بیولوژیک نیز داشته و بر اقتدار و توان ملّی بیفزاید.
امید است با هدایت الهی و پشتیبانی ویژهی حضرت بقیه الله ارواحنا فداه ملت ایران همواره پیروز و برخوردار از امنیت و سلامت باشند.
سیّدعلی خامنهای
۲۲ اسفند ۱۳۹۸
@Khamenei_ir
💠 چکیده زندگینامۀ شهید غلامرضا زیوری
غلامرضا زیوری سال۱۳۳۱در شهر همدان چشم به جهان گشود.
او از کودکی روحیهای جستجوگر،جدی و علاقمند به کسب دین و دانش داشت.از پنجم ابتدایی با مطالعۀ روزنامه و مجلۀ«دانشمند»اوقات فراغت خود را پر میکرد.به مطالعۀ قرآن بهویژه در ماه رمضان، مطالعه کتابهای شهید مطهری و کتابهای انگلیسی علاقمند بودند.اهل ورزش بود و خصوصا به کوهنوردی،اسبسواری،شنا و وزنهبرداری علاقۀ زیادی داشت.عاشق و مقلّد امام بود و خود را مدیون انقلاب اسلامی میدانست.
غلامرضا در سال۱۳۵۲ موفق به اخذ دیپلم شد و دو سال در دانشسرای عالی در رشته زبان انگلیسی مشغول تحصیل گردید و موفق به دریافت گواهی فوقدیپلم شد.
غلامرضا سال۱۳۵۴در قالب سپاه دانش به خدمت سربازی اعزام شد و دوره آموزشی را در شهر ساری و پایان دوره را در شهرستان خَروانَق در آذربایجان شرقی به پایان رساند.
غلامرضا ارادهای بلند داشت و در آزمون سراسری سال ۱۳۵۶دانشگاهها شرکت کرد و در رشتۀ داروسازی دانشگاه تبریز پذیرفته شد. همزمان با تحصیل در مبارزات انقلاب اسلامی، در همۀ صحنهها همراه و همگام مردم مسلمان بود. بعد از پیروزی انقلاب، با دختری مومن که شغل معلمی داشت، ازدواج کرد اما آغاز جنگ تحمیلی، همۀ برنامههایشان را عوض کرد. او در نخستین روزهای تهاجم دشمن، به جبهه اعزام شد.
بیست روز از نبرد او با دشمنان بعثی گذشته بود که در بیستونهم آذر ۱۳۵۹در منطقۀ سرپلذهاب به شهادت رسید. از شهید غلامرضا زیوری، دو فرزندِ دوقلو به نامهای محمدرضا و عطیه به یادگار مانده است.
▫️منبع: نرم افزار(اپلکیشن) پلاک سپید
@nedayepakefetrat_un
💠 زندگی به سبک شهداء 💠
🔸قسمتی از دستنوشتۀ شهید غلامرضا زیوری
🔹 تأسفآور نیست که ما مسلمانان با داشتن این کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم، راه بدیها را در پیش گیریم؟! مگر این کتاب عظیم برای ما نازل نشده؟ چرا باید آن را چون محبوسی در گوشه خانه گذاریم و از آن استفاده نبریم؟ هنوز هم اغلب ما مردمان غافلیم و نمیدانیم که فرا گرفتن قرآن و به کار بستن آیات و سخنان کریم آن، چقدر در اصلاح روش زندگی و رفتار فردی و اجتماعی تأثیر دارد.
▫️منبع: نرم افزار(اپلکیشن) پلاک سپید
@nedayepakefetrat_un
💠 زندگی به سبک شهداء 💠
🔸خاطراتی از شهید غلامرضا زیوری
🔹آن روزها،اسامی سپاهیان دانش ممتاز در سطح کشور در روزنامههای سراسری کشور مثل کیهان و اطلاعات،چاپ میشد.جایزۀ نقدی خوبی هم داده میشد.غلامرضا زیوری با این که حائز شرایط بود،بهعلت تنفر از عملکرد رژیم شاه،دنبال این جوایز نبود و از این کارها فرار میکرد.
🔹به ورزشهای شنا،وزنه برداری،دوچرخه سواری،اسب سواری،کوهنوردی،دو و تیراندازی علاقه داشت و در موقع مناسب انجامشان میداد.در هنرها هم به شعر،تئاتر،عکاسی،نقاشی، کاردستی و خطاطی علاقه زیادی داشت.سرآمدِ افراد در فن بیان و اطلاعات بود.او هدف از کوهنوردی را به دست آوردن تقوا و دسته جمعی بودن آن و در سختی آبدیده شدن،گرسنگی و تشنگی کشیدن و سرانجام به قله رسیدن میدانست.اشعار زیبایی از او،با خط خودش به یادگار مانده است.
🔹زیوری جزو نیروهای مذهبی دانشکده بود.اوایل انقلاب،دانشجویان به نحوه تدریس استاد ادبیات اعتراض کردند.آنها میگفتند:«مطالب،همان ادبیات شاهنشاهی و سلطنتی است.ما به ادبیات نوین و انقلابی احتیاج داریم.»استاد نیز برای اینکه کلاس را اداره کند و جو کلاس از کنترلش خارج نشود قبول کرد در آخر کلاس فرصت دهد دانشجویان مقاله یا مطلبی ارائه دهند.چپیها مقالات کمونیستی و مذهبیها مقالات شهید مطهری و ...را ارائه میدادند.بچههای انقلابیِ دانشکده به خاطر اخلاق و رفتارش،فن بیان و تاثیرگذاریش و متأهل بودنش،حساب ویژهای روی غلامرضا زیوری باز کرده بودند.او قوت قلب بچههای مومن بود.وقتی مقاله ادبی و مذهبیش را در کلاس خواند دوستانش استعداد ادبی او را هم شناختند.
@nedayepakefetrat_un
هدایت شده از برگی از دفتر معرفت
#عمل_صالح
🍃عملِصالح سه بُعد دارد: احکام؛ عقاید؛ اخلاق.
🔸... إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ . فاطر/10
🍃آنچه که نزد خدا بالا میرود و ارزش و #قرب پیدا میکند، ایمان است.
🍃و آنچه که بالا میبَرد، عمل صالح است. #بدون_عمل، کسی به خدا نزدیک نمیشود. عمل، هم جنبۀ اعتقادی دارد، هم جنبۀ اخلاقی و هم جنبۀ احکام.
✅ما اول باید احکام را خوب یاد گرفته و عمل کنیم. #گناهان_ظاهری؛ غیبت، تهمت، دروغ، اذیتکردن دیگران، خلف وعده و ... را ترک کنیم و بعد نوبت به #گناهان_باطنی برسد که #اخلاق آنها را بیان میکند.
🔻اخلاق متکفّل پاککردن از گناهان معنوی است: مثل کِبر. کسی #کبر ما را نمیبیند، چون در باطن است، ممکن است آدمی در مقابل دیگران #تواضع کند ولی باطنش کبر دارد و خودش میفهمد.
🔻یا عُجب؛ یعنی انسان از خودش خوشش بیاید، کارهایش را خوب ببیند، استبداد رأی داشته باشد، خودش را بهتر ببیند! اینها #صفات_رذیله است، به اینها گناهان باطنی و صفات رذیله میگوییم.
♻️این جلسات برای همین است که ما یاد بگیریم چگونه عمل کنیم.
👈🏻با همسر با بچه، تا رذائل خودمان را کنار بزنیم، تا از گناهان باطنی نجات پیدا کنیم، تا برسیم به همان احسن تقویم، نه اینکه فقط چیزی یاد بگیریم و به دیگران یاد بدهیم. نه! این #خطاست، چون هم خودمان را گمراه میکنیم و هم دیگران را گمراه میکنیم،
🔸یا اینکه بخواهیم همسر خود را تربیت کنیم یا کاری بکنیم که در این دنیا خوش باشیم! البته آن هم هست چون وقتی انسان دنبال خدا برود، خدا #دنیایش را هم درست میکند، #آخرتش را هم درست میکند.
🚨ولی «مقصد اعلی» این نیست، #مقصد_اعلی همان برگشت به #قرب اولیه است، برگشت به #ملاقات و حضور و قرب به حقتعالی است، ولی این هم بار دارد، سنگینی دارد، سختی دارد. بدانید با راحتی بدست نمیآید.
☀️امام علی علیهالسلام میفرمایند: « إنَّ الجَنَّةَ حُفَّت بِالمَکارِه » – بهشت با سختیها پییچیده شده است.
🍃نشر مطالب، بلامانع است
https://eitaa.com/daftaremarefat
https://sapp.ir/bargiazdaftaremarefat
شرح دعای هفت صحیفه، ج1.MP3
10.02M
شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه
«یا مَن تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ المَکارِهِ»
🔸 جلسه اول
💐💐💐💐💐💐
@rasmevafa
شرح دعای7 صحیفه، ج2.MP3
12.28M
شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه
«یا مَن تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ المَکارِهِ»
🔸 جلسه دوم
💐💐💐💐💐💐
@rasmevafa
💠 زندگی به سبک شهداء 💠
🔸 زندگینامه شهید صادق بهفر
روزهای آخر تابستان۱۳۴۱صادق بهفر در یکی از روستاهای شهرستان خوی در آذربایجان غربی به دنیا آمد.پدرش کشاورز بود و روزیِ حلال را از دل زمینِ خدا بهدست می آورد.تابستانها کمکِ پدرش بود و معلمی برای برادران کوچکش. برای ادامۀ تحصیل در مقطع دبیرستان،راهی خوی شد.در بحبوحۀ انقلاب با همکلاسیهایش وارد فعالیتهای انقلابی شد.در پایگاه مقاومت روستا هر کاری از دستش برای نوجوانان بر می آمد، انجام می داد.تشکیل کلاس های درسی، تشویق به مطالعه و ... .در سال۵۹با معدل۱۹.۵دیپلمِ ریاضی فیزیک گرفت.همه به آیندهاش امیدوار بودند. او از سال۶۰تا۶۲به خدمت سربازی رفت.پس از آن، مهمترین برنامهاش کنکور بود. سال۶۲با رتبه خوب از رشته فیزیک کاربردی تهران قبول شد،اما سه ماه بعد انصراف داد و برگشت.میگفت فیزیک راضی ام نمی کند.میخواهم پزشکی بخوانم. با این وجود از جبهه دل نَکَند. گاهی همراه دو برادرش در کسوتِ بسیجی در لشکر۳۱عاشورا در جبهه با هم بودند؛ صادق، غلامرضا و محمود.
او با تلاش و پشتکار زیادش در سال۶۳از رشته پزشکی دانشگاه بابل قبول شد و پس از یک سال به دانشگاه تبریز منتقل شد. کار و فعالیت همراه با اخلاص و گمنامی را بسیار دوست داشت. درس و دانشگاه مانع از ادای وظیفهاش در جبهه نمیشد. در نخستین روز عملیات کربلای۵بیستم دی ماه سال۶۵، دژ سهمگین دشمن در شلمچه، با نبرد بیامان رزمندگان شکسته شد. صادق همانجا به شهادت رسید. یک روز بعد، برادرش غلامرضا هم آسمانی شد و خون پاک دو برادر در یک خاک ریخته شد، برای یک هدف؛خاک ایران و عزت ایران...
@nedayepakefetrat_un
🔸خاطراتی از شهید صادق بهفر
🔹 صادق در دبیرستان با حال و هوای انقلاب آشنا شد.یکی از معلمان انقلابیشان توسط ساواک دستگیر شده بود.صادق و دوستانش برای آزادی او سر از پا نمیشناختند.در پایگاه مقاومت روستا، که پدرش مسئول آنجا بود،جدیتر از همه فعالیت میکرد. مسئولیت و سختیِ کارها را داوطلبانه به دوش میکشید.برای نوجوانان روستا هر کاری میکرد؛تشکیل کلاس درس،تشویق به مطالعه و... .این همه فعالیت،لطمهای به درسش نمیزد چون همیشه با انگیزه درس میخواند.از این توجیه که بهخاطر کارهای دیگر،درسش را فدا کند،بیزار بود.
🔹 با توجه به اینکه همیشه شاگرد ممتاز بود همه فکر میکردند صادق بلافاصله وارد دانشگاه میشود اما او هیچ حرفی از دانشگاه نزد و به جای اینکه برای کنکور سال۱۳۶۰ آماده شود،مهیای رفتن به خدمت سربازی شد. صادق از نوجوانی، با ضعف چشمهایش مشکل داشت. یکی از آشنایان پیغام فرستاده بود:«من برای صادق به خاطر ضعف چشمهایش معافیت پزشکی میگیرم. حیف است برود سربازی! او با این هوش و معلومات باید برود دانشگاه و درسش را بخواند.»نه صادق این پیشنهاد را قبول کرد و نه خانوادهاش. جنگی بر کشورش تحمیل شده بود که برای مقابله، مرد میدان میخواست و صادق اهل این ماجرا بود.او به خدمت سربازی رفت از سال۶۰تا ۶۲.
🔹 صادق در طول دو سال خدمت سربازی در ارتش، با اینکه در منطقه جنگی بود، ولی وقتی میشنید سپاه عملیاتی دارد، مرخصی میگرفت و بهعنوان بسیجی به لشکر ۳۱عاشورا میپیوست و در عملیات شرکت میکرد. بعدها خانوادهاش فهمیدند چرا در طول سربازی، آنقدر کم به مرخصی می آمد!
@nedayepakefetrat_un